تبليغاتX
اسرائیل و سازمان یهود
افشاگریهای توطئه های یهودیان
قصه اسرائیل و فلسطین: از دست رفتن مادرم در برابر چشمانم. تمام فرصت، تنها ثانیه ای، آن هم برای خداحافظی ...
جز دندان بر دندان فشار آوردن، و جمع کردن تمام بغض چاره ای ندارم، برای روزی که انتقام سیلی...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:8  توسط محمد جواد رمضاني | 

اکثر ایرانیانی که او را می شناختند، گمان می کردند او یک ایرانی است که در ایر ان به دنیا آمده و نام و پاسپورت ایرانی دارد. تعداد کمی هم که می دانستند او لبنانی است، او را با نام حاج رضوان می شناختند. تعداد کمی او را با نام حقیقی اش می شناختند: حاج عماد مغنیه. همان کسی که در سفرهای متعددش به جمهوری اسلامی، انتخابش از کل ایران فقط شهر قم بود و دیدار علمای اخلاق و عرفان.

***

چشم‌هایی به رنگ غروب خورشید در زمستانی طوفانی. سرخی‌ای که چشمه هایی را پوشانده است که اگر اجازه سرازیر شدن داشتند، آبشارهایی از اشک می شدند تا تلخی تروری را بشويند که هنوز انتقامش گرفته نشده است. این، دل‌تنگی‌ای است نسبت به بیش از 25 سال همراهی برادرانه در مسیر جهاد (که توانست برای حاج رضوان، «اعتماد امام خامنه ای» و احترام ژنرال‌های ایران و نیروهای نظامی ایران را به ارمغان بیاورد). این، میلی شدیدی است تا همه چیز را راجع به «حاج- اسطوره» به عالم بگویند ولی ترس از لو رفتن اشتباهی اسرار امنیتی (که می تواند خطرات جدی در پی داشته باشد) جلوی این میل را گرفته است.

این حالتی است که مسئولین ایرانی نسبت به عماد مغنیه دارند. این مسئولین معتقدند که باید حق این مرد را در دنیا هم ادا کرد، همان طور که انتظار پاداش اخروی برای او دارند.

***

روابط ایران با حاج عماد یک روزه و دو روزه و گذری نبود. جمهوری اسلامی در ظاهر چنین رابطه ای را تأیید نمی کرد، تا آنکه حاج رضوان شهید شد و روز تشییع پیکر او فرا رسید: ایران، تمام قد و با تمام توان ممکن در این مراسم حاضر شد. پیشاپیش هیئت ایرانی، علی اکبر ولایتی قرار داشت (به عنوان نماینده رهبر انقلاب) و منوچهر متکی (وزیر خارجه وقت، به نمایندگی از رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد). جمهوری اسلامی همچنین با ساختن مزار یادبودی برای او در بهشت زهرا (محل دفن شهدای انقلاب و جنگ در تهران) تکریمی در حق «فرمانده ی دو پیروزی» به عمل آورد. [اشاره به پیروزی های حزب الله در سال‌های 2000 و 2006.]

رابطه حاج رضوان با تهران از زمان پیروزی انقلاب در سال 1357 آغاز شد. او زياد به جمهوری اسلامی رفت و آمد داشت و در طی همین سفرها بود که توانست زبان فارسی را بسیار خوب و با لهجه تهرانی یاد بگیرد، در حدی که هر کس با او حرف می زد، گمان می کرد او ایرانی است.

یک مسئول ایرانی که از اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 شمسی با شهید مغنیه ارتباط زيادي داشته، می گوید: «هر بار که با او دیدار یا تماس تلفنی داشتیم [از هم‎کلامی با او] به یاد خدا می افتادم. حاج عماد هر کاری می کرد برای خدا می کرد.» وي اضافه می کند: «خوش مشرب، ملایم و با اخلاق بود. خداوند دائماً در حیاتش حاضر بود. لبخند از چهره اش محو نمی شد. او کسی بود که در تمام طول عمرش چوبه دارش را بر دوش خود و سرش را بر روی دست خود حمل می کرد و همیشه آماده شهادت بود.» وي ادامه می دهد: «حاج عماد برای من کسی بود (همان طور که قبلاً امام خمینی و سید عباس موسوی برایم همین طور بودند و امرز حضرت آقا و جناب سید حسن نصرالله هستند) که هر بار آن‌ها را می‌بینی به‌یاد خدا می افتی. وقتی با آنها هستی انگار در بهشت هستي... حاج عماد نمونه تواضع و شکسته نفسی بود. هر وقت در جایی جمع بودیم این او بود که به دیگران خدمت می کرد [ و پذیرایی و کارها را به عهده می گرفت.»

همین مسئول ایرانی اضافه می کند: «در شب‌های عملیات البته حالتش متفاوت بود. با هوشیاری بیشتر و با افکار متمرکز و البته با کمی استرس. می دانید که مجاهدین اصطلاحاً زیرزمینی زندگی می کنند و این از نظر عصبی روی آنها تأثیر می گذارد و موجب افزایش استرس آنها می شود. خصوصاً در سایه نگرانی شدید از هر امر غیر مترقبه ای که ممکن است منتهی به شکست در عملیاتی شود که برنامه ریزی و آماده ساختن مراحل آن، ماه ها وقت برده است. به عنوان مثال، خود من اصلاً تحمل ندارم که حتی دو ساعت زیرزمینی زندگی کنم و یا تحمل ندارم که [همیشه] با ماشین‎های مخصوص (آن هم با تدابیر امنیتی پیچیده که طی آن هر حرکتی به دقت محاسبه شده است) جابه‌جا شوم.»

***

تعداد کمی در ایران می دانستند که شهید مغنیه یک شهروند لبنانی است. اکثراً او را با نام حاج رضوان می شناختند. «یک بار همراه با سید حسن نصرالله به تهران آمد، بعد از جنگ 33 روزه، و برخی دیدارهای علنی را برگزار کرد. البته طبعاً در این دیدارها حاج رضوان پشت دوربین می ایستاد. به خانه دکتر حداد عادل (رئیس وقت مجلس ایران) رفتیم. سید حسن در آن روز در منزل دکتر حداد عادل با همه مسئولین ایرانی دیدار کرد. این مسئولین می آمدند تا برای پیروزی حزب الله تبریک بگویند و همه می خواستند با سید حسن نصرالله عکس بگیرند. و این حاج عماد بود که دوربین را می گرفت و عکس می انداخت. حتی دکتر حداد عادل هم در آن زمان نفهمید که این شخص عماد مغنیه است.»

همراهان حاج عماد در ایران می گویند که او «شخص بزرگی بود که در زمینه سازماندهی قدرت عجبیبی داشت. کسانی که از ابتدای تشکیل حزب الله با آن همراه بودند، انتظار نداشتند که یک نفر، با نام عماد مغنیه، بتواند به چنین موفقیتی در اقدامش به بنای سازماندهی مقاومت دست یابد. مطمئن باشد که ایران همه جزئیات را نمی‌داند. حزب الله به صورت مستقل به این کار [یعنی به این سازماندهی] اقدام کرد. حزب الله از اول روی پای خودش ایستاد. تهران از امور استراتژیک حزب الله خبر دارد [نه همه امور]. ممکن است در در بعضی از جزئیات با ما مشورت کنند، ولی تعداد کمی در ایران هستند که دقیقاً می دانند حزب الله [از نظر جزئیات] چگونه است.

چیزی که حاج رضوان ساخت چیز عجیبی است. حتی ما ایرانی ها هم از سطح بیرونی حزب الله خبر داریم و اگر کسی چیز بیشتری می داند، این دانستن در حد نظری است؛ بر روی کاغذ. حزب الله قبل از هر چیز یک روحیه، رابطه و ارتباط است بین اشخاص و خداوند متعال. ما نمی دانیم چگونه عمل می کنند و چگونه شهید و پیروز می‌شوند.»

همین منابع اشاره می کنند که حاج عماد «واقعاً به رهبر انقلاب نزدیک بود. رهبر انقلاب بسیار او را دوست داشت و به تحلیل های او و پیش بینی های او از حوادث اطمینان و اعتماد داشت. شهید مغنیه به اختصار موضوع را بررسی می کرد و دقیقاً به هدف می زد. در همه دیدارهای حساسی که ایرانی ها با هم پیمانان استراتژیک‌شان در منطقه برگزار می کردند، حاج عماد نقش مترجم را ایفا می کرد، خصوصاً در دیدار با سوری ها. سوری ها هم نمی دانستند که این شخص، عماد مغنیه است؛ به استثنای سرتیپ محمد سلیمان (که در سال 2008 در طرطوس ترور شد) و تعداد کمی از مسئولین بلندپایه سوری. در این دیدارهای حساس، حاج عماد برخی اوقات به گونه ای ترجمه مي‌كرد كه  معلوم بود سعی در موفقیت مباحث دارد. [در ترجمه]، صورت ماجرا را به گونه ای از یک طرف برای طرف دیگر نقل می کرد که مورد پسند این طرف واقع شود و گاهی اوقات عمداً شرح و اضافه ای هم بر ترجمه می افزود، انگار که به یک طرف مذاکره می گوید طرف دیگر فلان خواسته ها را دارد [و فلان منظور در عبارتش نهفته است] سپس به این یکی طرف مذاکره می گفت طرف اول می تواند این چیزها را ارائه کند و همین طور تا آخر. در عمل این او بود که از طریق ترجمه، مذاکرات را اداره می کرد و در نتیجه‌ی این تلاش‎ها، همه به خواسته مطلوب‎شان می رسیدند. واقعاً تمام کارهایش مبتکرانه بود.»

این منابع می گویند: «بسیار به ایران تردد داشت. از نظر ما ایرانی ها، حاج عماد یکی از خود ما محسوب می شد. با ما عربی صحبت نمی کرد، بلکه با فارسی روان صحبت می کرد؛ با لهجه تهرانی [یعنی موقع فارسی صحبت کردن حتی لهجه عربی هم نداشت.] تا حدی که اگر از قبل نمی دانستی که او لبنانی است، فکر می کردی پدر در پدر تهرانی است!» و اضافه می کند: «شدیداً مراقب بود که هویت واقعی‎اش شناخته نشود. دائماً تلاش می کرد در عکس‎ها نباشد. واقعاً به هیچ کس فرصت نمی داد تا از او عکس بگیرد.»

یکی از کسانی که او را می شناخت، می‎گوید: «هر وقت که با هم دیدار داشتیم (حالا به هر مناسبتی که بود، داخل ایران یا در خارج) اگر می خواستیم عکس بیندازیم، از همه جلو می افتاد تا دوربین را گرفته و عکس بیندازد. یعنی همیشه کار عکاسی را او بود که انجام می داد. همه جلوی دوربین بودند؛ اما خود او: دائماً پشت دوربین بود. اگر کسی او را نمی شناخت، نمی توانست از طریق هم‌نشینی با او احساس کند که با دیگران فرق دارد.» وي ادامه می دهد: «وقتی به ایران می آمد، به شهر قم مشرف می شد و به دیدار علمای آنجا می رفت. خصوصاً آیت الله محمدتقی بهجت» (که حدود سه سال پیش وفات یافتند)

معروف است که آیت الله بهجت (از معروف‌ترین علمای اهل عرفان) درخلال جنگ 33 روزه پیغامی برای شیعیان لبنان فرستاده بود و «در آن پیغام از شیعیان لبنان خواسته بود که دعای جوشن صغیر بخوانند. همان روز، بسیاری بر روی تلفن های همراه‌شان پیامکی دریافت کرذند که از آنها قرائت دعای جوشن صغیر را درخواست می کرد.»

***

کدام صفات بودکه از حاج عماد چنین «رکورد بی نظیر»ی در معادلات منطقه ای ساخت؟ «آرامش او، توجه دائمی اش به خداوند و شوق و بی قراری اش. در تحلیل‎های سیاسی‌اش دقیق بود و عمیق.»

یک مسئول ایرانی روایت می کند که: «یک بار، در سال 2003، مرا و یک مسئول ایرانی بلندپایه را برداشت و به یک بازدید کامل از جبهه جنوب لبنان برد. خودش ماشین را می راند و در همان حال مواضع و موقعیت ها (چه برای حزب الله چه برای اسرائیلی ها) را برای‌مان شرح می‌داد. واقعاً شجاع بود.» وي اضافه می کند: «یک بار دیگر، در سال 2000، مرا برداشت که به یک بازدید مشابه ببرد تا به من نشان دهد که رزمندگان مقاومت چگونه موفق شده اند کوه ها را حفر کرده و در آنها، سکوهای پرتاب موشک نصب کنند. این سکوها با ریل‌های فلزی از داخل حفره ها با بیرون متصل بود تا بتواند بیرون بیاید و موشک ها را شلیک کند و بعد به صورت کامل به داخل کوه برگردد.

در این سفر، با ماشین به جنوب لبنان رفتیم. رفتیم تا رسیدیم به جاهایی که دیگر نمی شد با ماشین حرکت کرد. پیاده شدیم و حدود 45 دقیقه هم به صورت پیاده در معبرهایی که از قبل مشخص و علامت گذاری شده بود، حرکت کردیم، بین بمب های خوشه ای که رزمندگان مقاومت آنها را جمع آوری و خنثی کرده بودند. فهمش برای ما سخت بود که رزمندگان مقاومت چگونه همه این جایگاه ها را داخل کوه حفر کرده اند و بعد هم چطور توانسته اند که این موشک‎های عظیم الجثه را (در این مسافت طولانی، با پای پیاده و آن هم جلوی چشم صهیونیست‎ها) به این جایگاه ها منتقل کنند. واقعاً موفقیت عظیمی بود. همان موقع بود که فهمیدم اگر اسرائیلی ها بخواهند هجومی علیه لبنان بكنند، باید منتظر شکست وحشتناک و بزرگي باشند.

همان وقت حاج عماد شروع کرد به تشریح کردن دقیق اینکه حزب الله چطور عمل می کند. راه های استتار مخصوص رزمندگان را هم دیدیم. این استتار به نحوی بود که اسرائیلی ها نمی توانستند آن را کشف کنند، حتی اگر دقیقاً بالای آن می آمدند. رزمندگان در سطح زمین پخش شده و به داخل حفره هایی می رفتند که با چیزهایی از جنس همان زمین پوشانده شده بود.

همچنین مرا به یک اردوگاه آموزشی در منطه بعلبک [در شمال لبنان] برد. این اردوگاه در یک دره ما بین دو کوه قرار داشت و قله های این دو کوه با کابل به هم وصل شده بود و رزمندگان مقاومت از این کابل‎ها برای رفتن از یک کوه به کوه دیگر استفاده می کردند.

بعد از سال 2000، با او به یک بازدید دیگر رفتم و اتاقهای مراقبت و رصدی که رزمندگان از آنها پایگاه های اسرائیلی ها را زیر نظر داشتند را مشاهده کردم.»

همین منبع توضیح می دهد که: «هدف از این دیدارها فهمیدن دقیق این بود که حزب الله چگونه عمل می کند. در هر بار من خیال می کردم دیگر موفق شده ام بفهمم که این گروه مجاهد چگونه عمل می کند. اما الآن با صراحت تمام به شما می گویم: هیچ کس در ایران نمی داند که حزب الله چگونه عمل می کند. بله، برخی اشخاص هستند که روی کاغذ از پویایی کار حزب الله اطلاع دارند. ولی [در عمل] هیچ کس به صورت کامل از ابزارهای عمل و طریق حرکت حزب الله اطلاع ندارد.»

***

یک مسئول ایرانی (که اتفاقاً در روز عقب نشینی صهیونیست‎ها از لبنان در ماه می سال 200 آنجا بوده و این توفیق را داشته که همراه عماد مغنیه در اتاق عملیات باشد) می گوید: «بسیار باشکوه بود. یک لحظه تاریخی بود. همه چیز وجود داشت. یک سری نمایش‎گر، پوشش تلویزیون اسرائیل از این فرار را پخش می کرد. تصویر آن افسر اسرائیلی از خاطرم نمی رود که سجده کرد و فریاد می زد: از لبنان خارج شدیم. با همه رزمندگان مقاومت که در صحنه پخش بودند ارتباط برقرار بود.

در آن روز، بین من و او درباره اینکه پس از عقب نشینی اسرائیل چه خواهد شد صحبتی درگرفت. حاج عماد به من گفت: هرگز به اسرائیل اجازه نخواهیم داد به لبنان تعدی کند.»

***

«چند روز پیش از شهادتش با او ملاقات داشتم»، این را یک مسئول بلندپایه دیگر ایرانی می گوید، «شام را به اتفاق هم خوردیم و راجع به مسائل منطقه و اینکه شرایط پس از جنگ 33 روزه چگونه خواهد بود و اوضاع داخلی اسرائیل صحبت کردیم. او از پیروزی بزرگ گفت و اینکه حتی در نظر خود اسرائیلی ها هم اسرائیل با آنچه قبلا بود تفاوت کرده است.

قاطعانه می گفت که قواعد بازی تغییر کرده است و با این تغییر قواعد، وضعیت اسرائیل هم عوض شده است. اسرائیلی که به عنوان تهدیدی برای کل منطقه محسوب می شد، خصوصاً پس از جنگ سال 1967 که وزیر جنگ اسرائیل گفت همه پایتخت های عربی در تیررس ماست. جنگ 33 روزه ثابت کرد که سلاح های مرسوم قادر به حفاظت از اسرائیل نیستند و برای ما هم خطری محسوب نمی شوند. این ماییم که در سلاح های مرسوم، بر اسرائیل تفوق داریم. این چیزی است که از ارزش اسرائیل در استراتژی غرب می کاهد. اسرائیل دیگر قادر نیست مأموریتش را انجام دهد و این چیزی است که ما باید از آن بهره برداری کنیم. این سخن حاج عماد در آن شب بود. بسیار به اوضاع آینده خوش بین بود. گفت: کل سود قضیه را مابرده ایم. ازاین طریق نابودی اسرائیل شدنی است.» نظریه اش این بود که اسرائیل «خودبه خود ساقط خواهد شد چرا که دیگر نمی تواند نقشی را که ایالات متحده و غربی ها از او انتظار دارند عملی کند.»

***

یک مسئول ایرانی رابطه حاج عماد با سید حسن نصر الله را چنین توصیف می کند:«یک روح بودند در دو بدن. دوست، همراه و برادر بودند. نمی دانم سید حسن نصرالله چگونه توانسته بدون حاج عماد زندگی کند. این سؤالی است که دائما در ذهنم هست. چراکه هیچ کس مثل سید، حاجی را نمی شناخت.»

***

یک واقعه‎ی ساده که حدود دو هفته پیش رخ داد می تواند بهترین نشان دهنده دیدگاه ایرانی ها را جع به حاج عماد باشد. در خلال کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی که در تهران برگزار شد، در انتهای کنفرانس نمایندگان جوانان میهمان حضرت آیت الله خامنه ای بودند. در این دیدار، مسئولان بلندپایه ایرانی حاضر بودند؛ از جمله فرمانده سپاه قدس سرلشگر قاسم سلیمانیِ معروف. صحنه ورود او خیلی باشکوه بود. سالن یک‎پارچه لرزید وقتی یکی از مسئولان بلندپایه ایرانی فریاد زد: «این عماد مغنیه ایران است.» عبارتی که همه ماجرا را در دل خود دارد. ماجرای «اسطوره»ای که حالا تبدیل شده به یک «الگو».

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 15:29  توسط محمد جواد رمضاني | 
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم.
 
این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شودكه شكارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد. اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است.

و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 7:32  توسط محمد جواد رمضاني | 
«تعدی پارسیان:‌ اسرائیل و ایران هسته‌ای» ساخت یک شرکت آمریکایی به نام Clash of Arms Games است. این بازیِ تخته‌ای که در سال 2010 عرضه شد برای سنین 12 سال به بالا بوده و می‌توان آن را به صورت 2 نفره انجام داد.

در کتابچه‌ای که به همراه این بازی ارائه می‌شود، در بخش اول آن مسئله و موضوع اصلی نزاع تشریح می‌شود. نکته قابل توجه در آن این است که نویسندگان مدام ایران را تهدیدی بالقوه می‌دانند که سعی در دست‌یابی به سلاح‌های اتمی و حمله به رژیم صهیونیستی دارد.
 با توجه به توضیحات این بخش و نیز عنوان بازی و نقشه‌های موجود در آن واضح است که سازندگان بازی، ایران را کشوری هسته‌ای و جنگ‌طلب معرفی کرده‌اند که علاوه بر این که تهدیدی برای مردم خود و جهانیان است، دست به برپایی جنگ می‌زند. در مقابل، به رغم این حقیقت که این رژیم صهیونیستی است که با داشتن چندین کلاهک هسته‌ای خطری بالقوه برای منطقه و جهان است، رژیمی بی‌خطر که صرفا برای دفاع از خود وارد جنگ می‌شود معرفی می‌گردد.

«تعدی پارسیان» شامل نقشه‌ها و اهداف جنگی‌ای است که در آن نیروگاه‌های هسته‌ای ایران و نیز پالایشگاه‌های نفتی آن که باید مورد هدف قرار گیرند کاملاً مشخص شده‌اند.
همچنین این بازی شامل نقشه‌ای است که در آن مسیر پرواز هواپیماهای رژیم صهیونیستی و جایگاه‌های سوخت‌گیری آنها نیز تعیین شده است. با این حال، در این بازی هیچ گونه نقشه‌ای در خصوص نیروگاه‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی و اهدافی که باید به آنها حمله کرد وجود ندارد. همانطور که سازندگان آن اشاره کرده‌اند این بازی یک بازی متعادل نبوده و امکان پیروزی دو طرف به اندازه مساوی وجود ندارد. بلکه این رژیم صهیونیستی است که کفه ترازو بیشتر به نفع آن سنگینی می‌کند.

یکی از الهامات سازندگان این بازی می‌تواند اظهار نظر مسئولان رژیم صهیونیستی در خصوص حمله به ایران باشد. در یکی از این اظهار نظرها وزیر راه رژیم صهیونیستی، شائول موفاز در سال 2006، در موضعی خصمانه نسبت به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بیان داشت: «اگر ایران به برنامه سلاح‌های هسته‌ای خود ادامه دهد، ما به آن حمله خواهیم کرد».

شرکت سازنده این بازی مدعی شده است که «تعدی فارسیان»‌ به بررسی تأثیرات سیاسی و نظامی کمپین نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌پردازد. سازندگان بازی اظهار داشته‌اند که هدف بازی مسائلی فراتر از اقدامات نظامی است. در واقع می‌توان گفت این بازی در راستای آماده‌سازی جوانان برای شرکت در چنین جنگی در آینده و نیز نوعی نبرد آزمایشی در این خصوص می‌باشد.

در این بازی، شما می‌توانید امتیازهای سیاسی، جاسوسی، و نظامی بدست‌آورده خود را صرف تأثیرگذاری بر هم‌پیمانان یا دشمنان خود کنید، نیروهای و تجهیزات کمکی خریداری کنید،‌ دست به حملات نظامی بزنید، و یا اینکه نگرش‌های مردم خود را شکل دهید. همچنین می‌توان شرایط شروع مختلفی را انتخاب کرد که سناریوهای متفاوتی را به وجود می‌آورد. در عین حال، رویدادهای استراتژیک نامنظم می‌توانند در روند بازی تأثیرات غیر منتظره‌ای داشته باشند.

این بازی اطلاعات جامع و مفصلی در خصوص مسائل زیر ارائه می‌دهد:

· دستورات جنگی برای نیروهای هوایی ایران و رژیم صهیونیستی،

· تجزیه و تحلیل زیرساخت‌های هسته‌ای و نفتی ایران،

· موشک‌های بالستیک ایران و موشک‌های بالستیک دفاعی رژیم صهیونیستی،

· اهداف نظامی تأسیسات هسته‌ای ایران، ترمینال‌ها و پالایشگاه‌های نفتی، و فرودگاه‌ها،

· و شرایط مختلف شروع بازی.

وسایل بازی عبارتند از سه عدد کتاب که مشتمل بر بیش از 100 صفحه توضیحات در خصوص بازی، قواعد آن، گزارشات، و اهداف جنگی می‌باشد؛ نقشه‌های منطقه؛ کارت‌های بازی؛ و تخته و تاس.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 14:36  توسط محمد جواد رمضاني | 

كنث وايزمن مسئول امور ايران در آيپك كه در سال 2005 به اتفاق استيو روزن يكي ديگر از اعضاي اين موسسه، ( و نيز لاري فرانكلين تحليلگر ايران در پنتاگون) در يك اقدام مشكوك از سوي دولت امریکا به اتهام جاسوسي (اتهام دقيق: تلاش غير قانوني براي جمع آوري و انتقال اطلاعات محرمانه به روزنامه نگاران و ديپلمات هاي اسرائيلي) تحت تعقيب قضایي قرار گرفت، در مصاحبه با سايت تهران بيوريو (وابسته به تلويزيون پي‌بي‌اس) سعي در توجيه و بعضا افشاي مشكوك اقدامات آيپك در تاثير گذاري منفي بر سياست خارجي دولت امریکا در قبال ايران داشته است.

اين مصاحبه فارغ از صحت و سقم تمام یا بخشی از ادعاهای آن، نشان‌دهنده هزينه‌هایي است كه رژیم صهیونیستی بر سياست خارجي، اقتصاد و بخش نظامي امریکا تحميل كرده است.
همچنین علت اين تصميم امریکا (بازداشت وايزمن، روزن و فرانكلين) در آن دوره زماني كه آيپك تلاش زيادي مي كرد امریکا را وارد جنگ با ايران کند، قابل توجه است. البته وايزمن اين اتفاق را نتيجه درگيري اف بي آي، سيا و وزارت خارجه در مقابل پنتاگون و تلاش پنتاگون (فرانكلين) براي يارگيري از آيپك عليه گروه مقابل مي داند.
كنار هم گذاردن اين موضوع با اتفاق اخير در زمینه تحريم شركت اسرائيلي طرف معامله با ايران از سوي امریکا، در حالي كه دستور كار كنوني (علني) آيپك تشديد تحريم هاست، برخي مسائل پشت پرده و مقاومت هاي داخلي (از سوي گروه دوم) در امریکا در مقابل لابي اسرائيل را نشان مي دهد.
برخي نكات قابل توجه مصاحبه وی در ادامه آمده است:
- آيپك نقش زيادي در حمله نظامي به عراق نداشت اما حمله به ايران (كه وي آن را غير عاقلانه ترين اقدام مي خواند) مي توانست به گردن يهودي‌ها بيفتد.
- در داخل آيپك به‌شدت تلاش مي شد امریکا را وادار به اقدامات هر چه جدي تر عليه ايران کنند، (بدون آنكه بخواهند اين تلاش علني شود)
- يهوديان امریکا عمدتا چپ گرا هستند اما پول‌دارهاي يهودي، راست گرايند و با حزب ليكود همكاري مي كنند و تندروهاي اسرائيل را تشويق می‌کنند و همين گروه هستند كه به‌دليل تامين مالي، بيشترين تاثير را بر آيپك دارند. اسحاق رابين (از حزب كارگر) از آيپك خشمگين بود، بنابراین، با هماهنگي گروهي از يهوديان امریکا، يك جريان موازي با آيپك درست كرد.
- رمز قدرت آيپك، توان تامين مبارزات انتخاباتي امریکاست. (این بخش از اظهارات وایزمن، نكته مهم و تقريبا درستي است، اگرچه ابزارهای تثبیت قدرت در آیپک به همين موضوع محدود نمي شود. عوامل منافقين نيز از همين ابزار براي لابي در كنگره امریکا استفاده می‌کنند و بدليل شفاف بودن مسير كمك هاي مالي به انتخابات در امریکا، ردپاي عناصر منافقين در تامين مالي رقابت انتخاباتي برخي نمايندگان قابل شناسایي است)
- در دهه 90، امریکا بزرگ‌ترين شريك تجاري ايران بود و آلمان بعد از آن قرار داشت! اما در ديدار كهل صدراعظم وقت آلمان و كلينتون رئیس‌جمهور وقت امریکا تصميم گرفته شد ايران منزوي و تجارت با آن محدود شود. از اينجا به بعد آيپك فرصت ورود به ميدان را پيدا كرد و اولين كار آن ارائه قانون تحريم ايران و ليبي بود. اين طرح در آيپك فقط براي ايران طراحي شد اما بعدا در پروسه قانونگذاري، ليبي هم به آن اضافه شد.
- آيپك يك بخش مقننه دارد كه در آن دوره، براد گوردون -از ماموران سابق سيا در باره ايران- مسئول آن بود، بنابراین، سررشته كار دستش بود. وي مي دانست قبلا يك پيش نويس ضعيف قانون توسط فردي بنام داماتو كه فردي ضعيف النفس و بله قربان گوي راست گراها در نيويورك بود، ارائه شده است.
- نيل شر، مدير آيپك در جلسه اي به من گفت ما به‌دنبال تحريم ايران - بر اساس مدل تحريم اعراب (عليه اسرائيل) هستيم. چيزي كه اكنون از سوي سازمان تجارت جهاني ممنوع است. شر گفت چرا ما قانوني در اين مورد طراحي نكنيم؟ با كمك من و تعدادي از مسئولان دفاتر نمايندگان كنگره، قانون داماتو به جريان افتاد.
- آيپك هم‌زمان دولت كلينتون را متقاعد كرد که موافقت نامه كونكو را لغو كند و آقای اكبر هاشمي رفسنجاني (عين عبارت) را خشمگين كرد. هاشمی هنوز هم مي گويد اين اقدام، روابط را تخريب كرد و من هم اين حرف وي را قبول دارم.
- با پيروزي خاتمي، دولت كلينتون از آيپك فاصله گرفت. ما اعتقادي به نتيجه بخش بودن مذاكره با اصلاح طلب‌ها نداشتيم زيرا قدرت در اختيار كس ديگري بود. ما مخالف گرايش امریکا به سمت ايران بوديم، بنابراین، فشار ما متمركز بر حوزه اقتصادي شد و تلاش كرديم كاخ سفيد از طرح خط لوله باكو (جيهان) حمايت كند.
- آيپك روابط نزديك همكاري با شركت هاي نفتي (از طريق هراساندن آنها) دارد. آنها به آيپك كمك مالي مي كنند. (این بخش از اظهارات وایزمن به دعوت از مقام‌های شركت هاي نفتي به نشست سالانه آيپك براي نشان دادن قدرت خود و متقاعد كردن آنها به همكاري، از جمله دعوت از مقام‌های كونوكو اشاره دارد، وي به سخت بودن متقاعد كردن شركت هاي نفتي و سخنراني هاي بي شمارش در نشست هاي نفتي اشاره مي كند.
- من مسئول ارتباط با يهوديان ايراني مقيم امریکا شدم. ما فكر مي كرديم آنها با ما همراه هستند.
- حتي بندر بن سلطان و عادل الجبير (سفير فعلي عربستان در امریکا) از تلاش آيپك براي ايجاد خط لوله باكو جيهان و انزواي ايران استقبال كردند. بن سلطان براي ما پيام مي داد و من هر سال چند بار با الجبير ديدار مي كردم. وي عادت داشت به جوك بگويد اگر بتوانيد نفت ايران را تحريم كنيد وي تمام مرسدس را براي ما مي خرد! زيرا عربستان مي توانست در آن زمان، قطع توليد ايران را جايگزين كند.
- بعد از جنگ عراق، همه افراد به‌دنبال حمله به ايران بودند. خيلي شلوغ مي كردند. خيلي ها در داخل آيپك براي تغيير رژيم در ايران بر اساس مدل عراق فشار مي آوردند، در آغاز با حمايت از مخالفان، گروه هاي اقليت و مجاهدين خلق. همه افراد پيش ما مي آمدند. سلطنت طلب ها، سوسياليست ها و كمونيست ها. همه. و همه خواستار حمايت آيپك از تغيير رژيم بودند.
- اسرائيل هم كه مي خواست امریکا را تحت فشار قرار دهد، بسياري از ايراني هاي تبعيدي را از اروپا براي سخنراني و لابي به امریکا مي فرستاد تا خود را رهبران ايران معرفي كنند. بارها وقتي من به اسرائيل مي رفتم، اوري لوبراني مرا پيش اينها مي برد كه در هتل هاي مختلف در سراسر تل آويو پراكنده بودند. روحيه تغيير رژيم خيلي قوي بود. نزد اسرائيلي ها، پنتاگون، نومحافظه كاران و غيره.
- اما آيپك و گروه‌هاي يهودي اگرچه خواستار تغيير رژيم بودند اما هرگز علنا لفظ تغيير رژيم را استفاده نمي كردند. يك گروه يهودي نبايد بگويد ما خواستار تغيير رژيم هستيم مي تواند بگويد ما خواستار مهار ايران هستيم. خيلي ديوانگي بود اگر مي گفتيم يهوديان امریکا مي خواهند دولت آينده ايران را تعيين كنند. آيا دولت بعدي اين‌طوري مي توانست مشروعيت يابد؟
- در همين زمان بود كه داستان فرانكلين (جاسوسي) اتفاق افتاد. فرانكلين به‌دنبال كسب حمايت آيپك و نومحافظه كاران در مقابل وزارت خارجه بر سر سياست هاي مربوط به ايران بود. البته مسئله (پرونده جاسوسي) بيشتر مربوط به عراق بود تا ايران. سيا و اف بي آي معتقد بودند آيپك و نومحافظه كاران مسئول حمله به عراق و افتضاح ناشي از آن هستند و بايد تاوان بدهند. يك پروژه بزرگ عليه آيپك و نومحافظه كاران كليد خورده بود. همه اعضاي دفتر داگلاس فيث مجبور شدند وكيل بگيرند. از آنها بازجویي شد، به‌ويژه كه بسياري با احمد چلبي تماس داشتند.
- چلبي از قبل با آيپك رابطه داشت. وي اواخر دهه 90 به آيپك آمد و در جلسه اي گفت اگر من رئيس جمهور عراق شوم اولين كارم اين خواهد بود كه اسرائيل را به‌رسميت بشناسم و من توي دلم گفت فردايش يك گلوله توي مغزت خواهد بود. اما تماس زيادي بين چلبي و يهوديان بود.
- اف بي آي به‌جاي تعقيب چلبي، فكر كرد به‌دنبال كساني باشد كه براي حمله به عراق و پس از آن ايران توطئه مي كنند. آن زمان فرانكلين مسئول ايران در پنتاگون بود و فضاي پيروزي در عراق همه را به فكر حمله به ايران انداخته بود. (نه بخاطر دخالت ايران و كشتار امریکایي‌ها). فرانكلين در فضاي تنش بين سيا و پنتاگون متوجه شد پنتاگون تنها گروهي است كه خواستار حمله به ايران است. پنتاگون فكر مي كرد اعضاي وزارت خارجه تنبل و به‌دنبال سازش با ايران هستند و بنا براین، به فكر تماس و جلب حمايت آيپك افتاد. نومحافظه كاران از كالين پاول -وزير خارجه- به همين خاطر به‌شدت متنفر بودند. كاخ سفيد هرگز نتوانست در مورد ايران به جمع‌بندي برسد، زيرا مناقشات زيادي بين دستگاه‌ها وجود داشت. قرار شد همه يك گزارش تهيه كنند اما چون اجماعي نبود، هرگز گزارشي تهيه نشد.
- در آن دوره ايران كاملا با امریکا همكاري مي كرد. اين بحث مطرح بود كه شايد بتوان روي اين موضوع (براي بهبود روابط) سرمايه گذاري كرد. در همين شرايط، ايران خطوط خام يك پيشنهاد را براي بهبود روابط – موسوم به چانه زني بزرگ- ارائه داد. پيشنهاد شامل تعليق غني سازي و تحول در سياست خاورميانه اي ايران در مقابل به‌رسميت شناختن و تضمين امنيتي امریکا بود. وصول پيشنهاد خرازي با ديدار دوم فرانكلين با من هم‌زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانكلين را كوتاه كنم زيرا سفير سوئيس، پيشنهاد صادق خرازي را آورده بود.
منظور از پیشنهاد صادق خرازی که وایزمن به آن اشاره کرده، همان نامه ننگین دولت خاتمی در سال 2003 است که نخستین بار رجانیوز آن را در داخل کشور افشا کرد. در این نامه، در ازای خارج کردن نام ایران از لیست کشورهای محور شرارت، تضمین تعطیلی کامل فعالیت‌های هسته‌ای و دست برداشتن از حمایت گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله و حماس مطرح شده بود.
- معتقدم ايران از آن زمان تا به‌حال كمتر نگران حمله مستقيم امریکا بوده تا سياست تهاجمي مبتني بر سرنگوني رژيم از طريق حمايت از گروه‌هاي مخالف و اقليت هاي قومي و امواج تبليغاتي در داخل ايران. بسياري در آيپك طرفدار تغيير رژيم بودند و پنتاگون هم همين را مي خواست. اقداماتي نظير تبليغات رسانه اي، تامين مالي گروه‌هاي خرابكار، بيرون آوردن مجاهدين از عراق و اجازه به بازگشت آنها به ايران براي اجراي ماموريت هاي امریکا.
بر اساس این گزارش، اظهارات وایزمن، طولاني و قابل توجه است و اينكه جريان اصلي رسانه اي امریکا به آن توجهي نكرده است و تنها يك سايت فرعي آن را منتشر ساخته، نشان از ناخرسندي احتمالي آيپك از بحث در اين باره دارد.
مصاحبه توسط رابرت دريفوس، خبرنگار چپ گراي مجله نيشن انجام شده كه ضد جنگ است اما مواضع وي در مورد ايران شبيه ساير چپ‌گراها طي دوره اخير به دو دليل تغيير كرده است: روي كار آمدن دموكرات‌ها (و شعارهاي ضد جنگ اوباما) و انتخابات سال 88 ايران.
در عین حال، تمركز بر رفتار و عملكرد يهوديان ايراني در امریکا كه بين اسرائيل و ايران، رسما و علنا جانب اسرائيل را مي گيرند، نیز مهم است و هر چه بتوان اين جامعه را با اين قبيل اقدامات افشا كرد باعث فشار بر آنها و حداقل محدود كردن همكاري آنها با آيپك خواهد شد.
تجمع گروه‌هاي مخالف ايران در هتل هایي در تل آويو، يا اعزام مخالفان ايراني از اروپا به امریکا با پول و طرح اسرائيل، نیز قابل توجه است.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 14:56  توسط محمد جواد رمضاني | 

بسم الله الرحمن الرحیم

     بار ها عرض کرده بودم که با وجود برنامه هایی که برخی شبکه های ماهواره ای در مورد حقیر پخش می کنند  قصد پاسخ دادن به اراجیف آن ها را ندارم. لیکن مورد اخیر توسط برخی داخلی ها نیز دامن زده شد و اینگونه پنداشتم که عدم پاسخ به آنها در فضای داخلی به نوعی تایید تمامی گفته هایشان و از طرفی دیگر احترام به در خواست پژوهشگران عزیز میهنمان مبنی بر پاسخ به این مطالب باشد.

     چندی پیش در جریان جلسه پرسش و پاسخ یکی از برنامه هایم  یکی از دانشجویان جوان و پژوهشگر در عرصه صهیونیزم اعلام نمود قصد ساختن مستندی در حوزه پوشاک دارد و از بنده خواست که همان جا در مقابل دوربینش (یک دوربین کاملا آماتور) در موضوع مذکور توضیحاتی دهم و بنده نیز با کمال میل پذیرفتم.

     اما ظاهرا شبکه من و تو در برنامه ای به تمسخر مستند ساخته شده توسط این جوانان می پردازد و گویا ایده این برنامه را از سایت خبری آینده نیوز می گیرد که به زعم خودش سخنان بنده را نقد کرده است. همچون روال سابق پاسخ من و تو را نمی دهیم لیکن جواب این سایت خبری را خواهیم داد که البته پاسخ اولی هم خواهد بود.

     لینک مقاله مذکور:     http://www.ayandenews.com/news/30881

     و اما پاسخ:

     این سایت در بخشی از نقد خود آورده است:

     "اخیراً در سطح شبكه های اجتماعی فیلمی منتشر شده كه بخشی از گفته های رائفی پور در یك برنامه است و این شخص تحت عنوان استراتژیست به بیان این ادعاها می پردازد و بدون ارائه یك برگ سند علمی می گوید: «پوشاك تنگ و مردانه كه استفاده می شود. لباس زیر "مارك داری" كه استفاده می كنند؛ به لحاظ آفرینش اگر بیضه های مرد حرارتش با حرارت بدن یكی باشد، انسان عقیم شده و نمی تواند نسل خودش را ادامه دهد. به خاطر این ابدا نباید لباس تنگ پوشیده شود. این اتفاق دارد می افتد. لباس های بسیار تنگ می پوشند كه این تاثیر می گذارد روی نسل این طرف. اینها هدفمند دارد اتفاق می افتد.» البته در این كه شلوارهای آزادتر می تواند هم شكیل تر و هم برای اعضای بدن مناسب تر باشد. اما ایشان نمی گوید چند میلیون غربی از این طریق عقیم شده اند؟!"

     در پاسخ به این بخش از افاضاتشان باید گفت اولا سخنان حقیر همانطور که گفتم کوتاه و اختصاصی همان مستند بوده است و اما پاسخ پزرشکی ما و البته سند علمی برای ایشان :

     بیضه ها  عمده ترین غده جنسی در مردان هستند که در داخل کیسه بیضه ( اسکروتوم) قرار گرفته اند و علاوه برانسان در  همهٔ پستانداران نر نیز  وجود دارد.

     وظیفه اصلی  بیضه ها  تولید اسپرم (گامت نر) است. نکته مهم اینکه :برخلاف تخمدان های زن که در داخل شکمش واقع شده اند بیضه ها در کیسه ای در بیرون از بدن مرد قرار دارند ؛ علتش این است که فرآیند اسپرم سازی باید در محیطی خنک تر از بدن صورت گیرد ؛ دمای بیضه‌ها باید  در حدود ۳ درجه از دمای عمومی بدن (۳۷) کمتر باشد . در روی کیسه بیضه ماهیچه‌های صاف قرار دارند که به صورت غیر ارادی عمل می‌کنند و هنگامی که دمای بیضه‌ها از حد معمول پایین‌تر برود، منقبض می‌شوند و باعث می‌شوند تا بیضه‌ها به زیر شکم نزدیک شوند و گرم‌تر شوند (اتفاقی که در هوای سرد رخ می دهد).

     اما وقتی هم که دمای بیضه‌ها از حد معمول بالاتر برود ؛ مثل روزهای گرم و شرجی  این ماهیچه‌ها منبسط می‌شوند و بیضه‌ها از شکم فاصله می‌گیرند تا خنک‌تر شوند و شرایط برای اسپرم‌سازی مناسب شود.

     آنچه خواندید نظر پزشکان متخصص در این حوزه است نه حدس یا گمان بنده که البته اندک مطالعات پزشکی نیز دارم ؛ ناگفته نماند در برخی افراد که به طور مادر زاد بیضه هایشان در داخل بدن قرار دارد به همین دلیل که دمای بدن عینا به بیضه ها منتقل می شود و هردو ، هم دما می شوند (37 درجه) احتمال عقیم شدن این افراد بسیار زیاد است و مصطلحا در پزشکی به ایشان بیماران "نهان بیضه" می گویند البته دانشجویان رشته های پزشکی و ژنتیک و حتی دامداری با این مطالب کاملا آشنا هستند ؛ فلذا دلیل اصلی بالا رفتن احتمال عقیم شدن در مردانی که لباس های تنگ می پوشند همین است که این پوشش تنگ و چسبناک بیضه ها را به بدن نزدیک کرده و باعث هم دمایی می شود ؛ البته یکی از علل الشرایع اسلامی مبنی بر اینکه مردان آلت جنسی خود را پس از ادرار با آب سرد بشویند می تواند همین مطلب باشد. (مطالعه بیشتر در این مورد به خود شما عزیزان محول می گردد لیکن می توانید با سرچ کلید واژه بیماری"نهان بیضه " به تحقیق بیشتر در این مورد بپردازید).

     سایت زیر در این باره  اطلاعات خوبی دارد:

      http://www.zojamuz.com/m1.aspx

     در بخش دیگری از متن سایت مذکور (آینده نیوز) آمده است:

     " وی می افزاید: «شلوار جین؛ جین در انگلیسی یعنی "جن". شلوار لی آبی رنگ رو می گویند جین. دقیقاً یك تشبه به... (نا مفهوم و احتمالاً جن). یا اخیراً یك كفش هایی طراحی كردند كه یك متر! یك متر كه عذرمی خوام، یك وجب پاشنه داره و واقعاً در حد یك متر است، آن پاشنه شان! پنجه پا را تشبه می كند به جن، مثل سُم! ما دو سال پیش عكسش رو دیده بودیم و كار كردیم و واقعاً فكر نمی كردیم وارد كشور شود. اما شد.» در خصوص شلوارهای جین در انتها توضیح می دهیم. اما در خصوص كفش های پاشنه بلند ذكر همین نكته كافی است كه این كفش ها دهه های متمادی مورد استفاده است و دست كم از زمان كشف حجاب تاكنون در ایران وجود دارد و حتی در تصاویر كشف حجاب هم قابل رویت است و در این سال ها تنها قدری پاشنه اش بلند و كوتاه شده است. بهتر نبود به جای این توجیهات به برخی ضررها كه پزشكان درباره استفاده از این كفش ها بیان كرده اند، اشاره شود؟ "

     در پاسخ باید گفت : بنده ابتدا درباره همه کفش های پاشنه بلند سخن نگفته ام که بعد بگویم که دو سال پیش فهمیدیم که وارد ایران خواهد شد. آیا نویسنده متن قدری از قوه عاقله خود استفاده نکرده است که حداقل تا آنجا که عمر ما اجازه می دهد کفش های پاشنه بلند را در ایران دیده ایم و نیاز نبوده بگوییم دوسال است کفش پاشنه بلند دیده می شود؟ که سایت خبری مذکور مجبور شود بگردد و عکسی از سفر امان‌الله خان و ثریا پادشاه و ملكه افغانستان به ایران و كفش پاشنه بلند خانم ها در دوره كشف حجاب پیدا کند.

     بلکه نظر بنده  همان طور هم که در آن مستند اشاره کرده ام درباره کفش های جدیدی است که پاشنه بسیار بلندی دارد (در برخی موارد حدود 15 سانت) و حتی بنده به شوخی عرض می کنم یک متر  که درباره آن مفصل صحبت خواهم کرد.

     اما در باره شلوار جین باید گفت: ظاهرا نویسنده متن ؛ فکر کرده  که فقط خودشان می دانند به ساده ترین شکل ممکن یعنی سرچ عبارت " تاریخچه شلوار جین" می توان به گذشته آن پی برد و چنین مطلبی به ذهن ما نرسیده است و با وجود اینکه عده ای مترصد  این هستند تا کوچکترین اشتباهی در صحبت های حقیر را به بمبی تبلیغاتی بدل کنند ؛ بنده می آیم و هرچه بخواهم می گویم تا به قولی سوژه دست ایشان بدهم. قبلا در جریان معرفی نمودن کمال الملک به عنوان فراماسونر و عضو فراموشخانه ، سایت بالاترین نیز کلی مزخرفات افاضه نمود که بعد از ظاهرا گوشزد توسط برخی محققین و افتادن دو هزاریشان مبنی بر صحت این مطلب سکوت اختیار کرد و ادامه نداد. بگذریم در رابطه با شلوار جین باید گفت:

     یکی از ابزار های قدیمی یهودیان برای جنگ روانی و پیشبرد اهدافشان مسئله تحریف کلمات است تا آنجا که قرآن عزیز نیز به آن اشاره می کند و در موارد مختلف می فرماید: يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه (نسا 46/مائده 13/مائده41)

     مبنی بر این که یهودیان صدر اسلام از کلماتی استفاده می کردند که معنایی دو گانه داشت و همیشه معنای مد نظر آن ها هنگام استفاده از کلمات در واقع چیز دیگری بود.

     به عنوان نمونه آنطور که قرآن اشاره می فرماید: هنگام سخنرانی پیامبر اعراب از عبارت "راعنا" استفاده می کردند که بدین معنی بود:  ای پیامبر مراعات ما را بکن و قدری آرامتر و مطابق با فهم ما سخن بگو.

     عجیب اینکه یهودیان ساکن در مدینه یعنی بني نضير ، بني قريظه و بنی قینقاع دقیقا از همین عبارت استفاده می نمودند منتها با مفهومی دیگر که عبارت بود از (راعنا = راع+ نا) به معنای " ای نادان ما " که از این طریق به حضرت رسول توهین می نمودند . این مسئله تاجایی ادامه یافت که خداوند آیه ای در همین زمینه نازل فرمودند و عملا به کلمه "راعنا" اشاره فرمودند.(نسا 46)

     نویسنده کتاب "مسیح یهودی و فرجام جهان" می گوید هنگامی که "پیوریتن ها" از انگلیس وارد قاره امریکا شدند تا می توانستند اسامی عبری و یهودی بر سرزمین ها گذاشتند ولی تا جایی که می توانستند از همین شیوه استفاده می کردند تا اعتراض مسیحیان را موجب نشود.

     به عنوان نمونه مراد آنها از عبارت dc در انتهای نام واشنگتن (washington dc) برخلاف اینکه گفته می شود (dc district of columbia) است در حقیقت مخفف (David's capital)  بود که اولی به معنی "منطقه کلمبیا" و دیگری "پایتخت داوود" است.

     نکته جالب آنکه هم اکنون پسوند DC در انتهای نام شهر اورشلیم که از سوی صهیونیست ها استفاده می شود دقیقا به همین معناست (Jerusalem, D.C. =David's capital) و اشاره به پادشاهی قدرتمند پادشاه داوود دارد.

     مثال دیگر در این زمینه  واژه "هالیوود" است که با اندکی تغیییر املائی معنای چوب مقدس (عصای حضرت موسی) را می دهد در حالی که در حالت اصلی "holly" به معنای چوب درخت راش است و "holy" به معنای مقدس.

     آنگونه که مستحضر هستید این یک ترفند قدیمی در میان یهودیان است و شگفتی قرآن در آنجاست که برای عمل اینها از فعل مضارع استفاده کرده است که در ادبیات قرآنی به مفهوم استمرار است و به این معنی که این شگرد همیشگی آنهاست.

     مراد حقیر در باره جین نیز دقیقا همین مورد بوده است ، و الا بنده به اندازه نویسنده دستپاچه آن متن و مجریان من و تو در انگلیس می دانم که می توان یک سرچ ساده با عبارت "تاریخچه شلوار لی یا جین" در اینترنت انجام داد و بعد فقط کافی است یک copy  و paste نمایم (کما اینکه نویسنده مطلب مذکور دقیقا همین کار را کرده است).

     جالب اینجاست که نویسنده آن مطلب حتی متوجه صحبت های حقیر نشده و عبارت blue jinn  را نفهمیده است و در متنش سه نقطه گذاشته است. عزیزان مستحضر هستند که صهیونیست ها (بخوانید یهودیت تحریف شده) از blue jinn  (جن آبی) به عنوان راز هفتم از 13 راز نهان خود یاد می کنند و یاری گرفتن از "جن آبی" (شیاطین) از گذشته در میان ایشان رایج بوده است.

     وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً (سوره جن آیه 6)

     ترجمه : و اينكه مردمى از انس به مردمى از جن پناه مى‏بردند و همان ها باعث بيشتر شدن بدبختى انسان ها مى‏شدند.

     تشبه به شیاطین از آرزو های ایشان بوده است و البته ناگفته نماند آقای "لاوی" از یهودیان و صهیونیست های  متنفذ در صنعت پوشاک بود که توانست این لباس "لباس جین" را عملا جهانی کند و جالب اینکه نویسنده مقاله مذکور خودش نیزدر  انتهای متنش بی آنکه بداند و بخواهد و او را بشناسد به این فرد اشاره نموده است.

     متن مذکور:" بعد از جنگ، تولید كننده های معروف پوشاك از قبیل رانگلر(wrangler) و لی(lee) شروع به رقابت با لوی (levi) برای در دست گرفتن بازار جهانی كردند."

     درباره کفش هایی با پاشنه خیلی بلند باید گفت حدود دوسال بودکه ما متوجه این مدل سازی شدیم(البته کار آنها سال ها قبل آغاز شده بود) در این پروژه آرام آرام این کفش ها عملا از کفش هایی با پاشنه بسیار بلند به سُم (hoof) بدل گشت و بنده نسبت شیوع به این مسئله در کشور هشدار دادم و عرض کردم این پروسه قبلا در غرب استفاده شده و جواب داده است .به عزیزان پیشنهاد می گردد عبارت های زیر را در بخش تصاویر موتورهای جستجو گر سرچ فرمایند خودشان متوجه مطلب خواهند شد:

hoof shoes

lady gaga hoof shoes

alexander mcqueen hoof shoes

hoof shoes mcqueen

claw shoes

     در این پروسه طبق معمول سوپر استارها نیز به کمک صهیونیست ها آمدند و "استفانی جوآن آنجلینا جرمانوتا" (Stefani Joanne Angelina Germanotta)  معروف  به لیدی گاگا: خواننده، ترانه‌سرا و آهنگساز آمریکایی-ایتالیایی‌تبار به میدان آمد ، فردی که از آن برای جوانان غربی بتی ساخته شده است و مجله تایم (رسانه انحصاری صهیونیست ها) لیدی گاگا را در فهرست ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار جهان معرفی می نماید   تا بار دیگر فردی هرزه را برای جوانان به عنوان الگو معرفی نمایند.

کفش سم دار

کفش سم دار

کفش سم دار

کفش سم دار

کفش سم دار

سم کفش

کفش سم دار

     همانطور که مستحضر هستید دیدید که چگونه این کفش ها به مرور زمان تبدیل به سُم شدند. البته گیریم که نویسنده مطلب اطلاعی از جریان نماد شناسی در میان صهیونیست ها و فراماسونرها نداشته باشد اکنون لابد توجیه ایشان درباره استفاده از این کفش ها تشبه فرد به چهار پایان است که صد البته خانم ها بیشتر از سخن ایشان عصبی خواهند بود.

     وبسایت مذکور در جایی دیگر آورده است:

     " این استراتژیست در ادامه مطالب جالب تری می گوید و ادعا می كند: «بسیاری از این تیشرت ها را دیدم كه نقش های پیچیده ای رویش است، این طلسم است. اعدادی روی این لباس ها خورده كه اینها ابجد بعضی از شعارهای شیطانی است. مثلاً یارو زده 813، 418، شما نمی دانید چیست. اینها ابجد یك جمله است و كاركرد همان جمله را دارد و نكته دیگه اینا زمینه بازی طراحی كرده اند.. شما به هر حال هر مانتو می خواهید بخرید، از روی مانتوهای طراحی شده اینهاست. خیلی از دختران ما ابدا دوست ندارند این لباس ها را طراحی كنند. دختر عفیف است اما جوان است، دوست دارد شیك پوش باشد، دوست دارد متنوع لباس بپوشد، ندارد. لباس متنوع را فقط او برایش ارائه می دهد.» و این نشان می دهد انگلیسی زبانان هم به حروف اَبجَد كه شیوه‌ای برای مرتب‌سازی حروف زبان عربی است كه بر پایه الفبای اولیه خط فنیقی مرتب شده نیز مسلط هستند و لابد به عربی و فارسی هم مسلط هستند! "

     امان از جهل! نویسنده متن مذکور حتی زحمت به خرج نداده است تا اندکی در باره ابجد در میان اروپایی ها و یهودیان و حتی دیگر اقوام یک سرچ ساده نماید تا مشاهده فرمایند که ایشان هم ابجد دارند و نویسنده دستپاچه بی خبر بوده ست و جالب اینجاست که علم ابجد در اروپا و غرب تنوع بیشتری داشته و سیستم های عددی متفاوتی را شامل می گردد.

     عزیزان " numerology" مبحثی است که در آن به  معانی رمزی اعداد اشاره می شود. و در کابالا (عرفان یهود) به آن " gamatria / gematria " گفته می شود.

ابجد غربی

     ایشان در متنشان برای نمونه به عدد 418 اشاره کرده اند خوب است برای  تفنن هم که شده  نیم نگاهی به جلد کتاب "قانون آلیستر کراولی" شیطان پرست معروف قرن 19 و 20 میلادی بیاندازند تا ببینند 418 معادل چه کلمه ای است ؟ البته به شرطی که او را بشناسند.

کتاب قانون آلیستر کراولی

     در این تصویر 418 معادل ابجد عددی XCIII است که آن هم اشاره به  "آیواس"- Aiwass - یکی از شیاطین جنی دارد که با وی در ارتباط بوده است و کراولی ادعا می کند این کتاب را آیواس به وی وحی کرده است گفتنی است کاراکتر اصلی انیمیشن "مگا مایند" همان آیواس است ).

تصویر آیواس که کراولی ادعا کرد با ذغال آن را کشیده است

تصویر آیواس در انیمیشن مگا مایند بصورت جن آبی

     حالا ایشان احتمالا متوجه شده اند که چه گاف بزرگی داده اند. بله امروز آنچه بر تیشرت ها و لباس های جوانان ما نقش بسته نام شیاطین است.

     البته مثال در این زمینه بسیار زیاد است شما می توانید به حروف بی معنی تایپ شده در زیر هرم در یک دلاری مراجعه فرمایید که البته اینها برای جناب نویسنده بی معنی است چراکه مطابق با ابجد رومی می شود 1776 که سال استقلال امریکاست.

1776 دلار

     خوب است فرد مذکور به پروپاگاندای تبلیغاتی  عجیب امریکایی ها در جریان جنگ سرد با شوروی هم مراجعه فرمایند که درآن آمریکایی ها ابجد نام "گور باچوف " را معادل 666 محاسبه کردند و مطابق با کتاب مکاشفات یوحنا او را شیطان دانستند ، که ان شا الله ایشان این یکی را دیگر می شناسد و لابد اگر عقلشان را دست نویسنده سایت آینده نیوز می دادند بیچاره بودند چون اول عبارت "گوربا چوف " را به زبان عربی می برد تا ابجدش را محاسبه نمایند و چه فلاکتی هم متحمل می شد  چون عرب ها نه "گ" دارند و نه "چ"!

     بنده پیش از این ذهنیتی از سایت مذکور نداشتم و حتی اسم آن را هم نشنیده بودم لیکن نحوه نگارش متن که پر از توهین و بی انصافی بود و از طرفی دیگر ارتباط دادن حقیر با جناب آقای عباسی در نوع خود منحصر به فرد بود و ترس این تارنمای خبری از تبدیل شدن بنده  به عباسی دیگر جالبتر می نمود و از همه اینها مهمتر بی اطلاعی و جهل محض نویسنده درمورد مواردی بود که به زعم خود به تحلیل آنها پرداخته بود و البته تا آنجایی که وقتم اجازه می داد اندک پاسخی دادم و بقیه را به یک سخنرانی خاص در مورد پوشاک محول می نمایم.

     شایان ذکر است افراد بسیاری با بنده تماس گرفته و اعلام نمودند که در بخش نظرات اشتباهات و گاف های بزرگ این مقاله را پاسخ داده اند اما از سوی سایت تایید نمی شود فقط در یک مورد یکی از دوستان پزشک می گفت در بخش نظرات صحت مسئله عقیم شدن و ارتباطش با پوشش تنگ و چسبان را توضیح داده است که آن را هم تایید نکرده اند و این نشان می دهد که برخلاف نظر ابتدایی حقیر که نویسنده مقاله را در این حوزه (نمادشناسی صهیونیزم و مفاهیم دیگر آن) بی اطلاع می پنداشتم . خیر ؛ قصد و غرض نیز وجود داشته است و البته همسویی این مقاله با برنامه شبکه "من و تو"  خود جای تفکر دارد. امیدوارم حداقل سایت مذکور ، ابتدائی ترین رسالت  کار خبررسانی را انجام داده و شجاعت عذرخواهی را داشته باشد .(هرچند انتخاب سلیقه ای نظرات کاملا علمی خود گواه مطلب دیگری است!!!)

     عزیزانم اگر اصرار دانشجویان و پژوهشگران عرصه صهیونیزم نمی بود حتی یک دقیقه هم وقت خود را حرام نمی کردم تا پاسخ لندن نشینان را بدهم اما در عوض قول می دهم تا درباره پوشاک یک سخنرانی مفصل نمایم و از دست های پنهان داخلی در صنعت پوشاک پرده بر دارم!

     اما در پایان روی سخنم با سازندگان جوان مستند مذکور است که هدف این بمباران خارج نشینان و یاران داخلی!!! قرار گرفته اند که مبادا قدمی عقب بگذارند و بدانند که مستندشان بازخورد داشته که این گونه دشمنان قسم خورده این مرز و بوم را به واکنش واداشته است تا علیه شما برنامه ای تهییه نمایند.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) که صد البته نزدیک است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 15:43  توسط محمد جواد رمضاني | 

آخرین نتیجه شُور هشت کشور اقتصادی: وعده های مالی

 

«سران هشت کشور ثروتمند جهان روز جمعه وعده دادند اگر تونس و مصر به حرکت خود در مسير گذار به جوامع دموکراتيک و روادار ادامه دهند بيست ميليارد دلار وام بين المللي دريافت مي کنند. این خبر به عنوان یکی از نتایج اجلاس گروه 8 در واکنش به از دست رفتن سرمایه گذاری های سی ساله غرب در این دو کشور اعلام شد. بن علی و حسنی مبارک که کلیه سیاست های کلان و خرد کشورشان را با هماهنگی این کشورها انجام می دادند اکنون به عنوان دیکتاتور و مانعی بر سر دموکراسی شناخته می شوند و در نتیجه به نظر این هشت کشور، وقتش رسیده که در سایه دموکراسی ملت های این دو کشور را با خود همسو کنند.

شرایط مالی و بحران اقتصادی کشورهایی همچون اسپانیا، پرتغال، ایرلند، یونان و دیگر کشورهای اتحادیه اروپا که طرح های ریاضت اقتصادی را برای مردم خود به اجرا گذاشته اند به خوبی نشان می دهد که این وعده ها دارای جنبه های سیاسی-تبلیغاتی است تا عملیاتی شدن. مهمترین نکته اینجاست که این پول فعلا جایی نیست و صرفا یک ادعاست.

ميزان کمک هاي پيشنهادي با محدوديت هايي از جانب نهادهاي مالي داخلي کشورهاي گروه هشت مواجه است. مخالفت عمومي با برنامه هاي کمک مالي به کشورهاي ديگر در برخي از کشورهاي گروه هشت رو به فزايش است. مثلا انگليس امادگي خود را براي کمک يکصد و ده ميليون پوندي در چهار سال اينده اعلام کرده است که شامل ده ميليون پوند براي تقويت دموکراسي و کمک به ايجاد احزاب سياسي جديد در منطقه است اما اين رقم در مقايسه با بزرگترين پاداش هاي بانکي در سيتي منطقه فعاليت هاي مالي و اقتصادي شهر لندن رقم قابل توجهي محسوب نمي شود.

آمریکا نیز اعلام کرده است این کمک ها با همکاری و از طریق ساز و کارهای بین المللی صورت گرفت که بدین معناست که خود آمریکا نیز چنین بودجه ای برای این کمک ها ندارد و سعی دارد از طریق اتحادیه اروپا، صندوق بین المللی پول و یا نهادهای مشابه (از جیب مردم سایر کشورها) از پول را پرداخت کند.

نکته مهم دیگر این است که در اين بيانيه همچنين تصريح شد که کمک غرب مشروط به پيشرفت واقعي در منطقه به سوي دموکراسي و جوامع باز است. با این تفسیر این پول نیز به یکباره در اختیار قرار نخواهد گرفت و هر زمان که سیاست های بلوک غرب دنبال و اجرایی شود احتمالا مبلغی به عنوان پاداش در اختیار آنان قرار خواهد گرفت.

مردم مصر و تونس دقیقا با همین استراتژی که دولت هایشان وامدار غرب و مجری سیاست های آنان به ویژه در تامین منافع اسرائیل باشند مخالفت کردند و حرکت های اخیر مردمی در میدان تحریر، بازگشایی گذرگاه رفح و تظاهرات در سالروز نکبت نیز نشانگر همین مسئله استکبار ستیزی است. لذا وعده این کمک های مالی در تحلیل کشورهای اروپایی و آمریکا که انقلاب ها را تفسیر به درخواست رفورم اقتصادی و یا بهار عربی می کنند به نظر نشان دهنده خطای مجدد آنها در نگاه به درخواست های مردمی است.

شکی نیست که وضعیت مصر و تونس پس از انقلاب تا حد زیادی دچار رکود شده است و این کشورها برای اداره جامعه و پرداختن به معیشت مردم نیاز به حمایت مالی از سوی کشورها دارند. در حالی که عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس بر روی ذخایر عظیم نفت قرار دارند و مشکل مالی برای خود متصور نیستند، چرا باید هزینه ای از سوی اروپا برای کشورهای اسلامی پیشنهاد شود؟

ديويد کامرون نخست وزير انگليس پيش از نشست گروه هشت در فرانسه گفت «قدرتمندترين! کشورهاي جهان گردهم آمده اند و به همه مردم خاورميانه و شمال افريقا که خواهان دموکراسي و آزادي و حقوق مدني بيشتر هستند مي گويند ما در کنار شما هستيم.» آیا این اظهار نظر باعث اعتراض کشورهایی همچون عربستان نخواهد شد که مبالغ کلانی را در حمایت از گروه های مسلح در سوریه و بحرین پرداخته است؟ که چرا با وجود کشورهای اسلامی در خاورمیانه با وجود ریشه های مشترک قومی و فرهنگی، کشورهای با سابقه استعمارگری و حمایت از دیکتاتورهای همین کشورها ادعای در کنار مردم بودن را نداشته باشند.

نکته جالب آخر این است که در بيانيه گروه هشت حمايت مشابهي از مردم ايران اعلام شد. در اين بيانيه آمده است اگر مردم ايران در مسير اصلاحات حرکت کنند از آنها حمايت خواهد شد. هرچند این جمله نیاز به تکرار نبود و مردم در طول سی و دو سال گذشته شاهد حمایت مالی از اوپوزیسیون سلطنت طلب، بهائیان، جنبش سبز و بسیاری از عناصر ضد انقلاب فراری بوده است و البته نتیجه آن را نیز در منفور شدن وابستگان به دولت های غربی دیده اند. شاید مناسبتر باشد کشورهای اروپایی بخشی از هزینه های صورت گرفته برای حمایت از شیرین عبادی و یا رسانه هایی مثل بی بی سی فارسی را برای مردم خود اختصاص دهند تا شاهد تظاهرات و خشم مردم از سیاست های اقتصادی و فقر نباشند.

محمد جواد رمضانی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 9:37  توسط محمد جواد رمضاني | 


روز یک شنبه 15 می، مردم فلسطین در اقدامی قابل ستایش در سالرزو نکبت اشغال فلسطین از سوی رژیم صهیونیستی به سمت مرزهای 67 حرکت کردند و پس از عبور از آنها در حالی که هیچ سلاحی در دست نداشتند، هدف گلوله قرار گرفتند. به دنبال شهید شدن مردم، سه روز عزای عمومی در فلسطین اعلام شد که نشان از شدت ناراحتی مردم و انزجار از این وحشیگری اسرائیل داشت.

حرکت مردم فلسطین در همه اراضی فلسطین اشغالی که موجب فروپاشی مرزها و استحکامات رژیم صهیونیستی شد در نوع خود یک حرکت استثنایی بود که منبعث از بیداری اسلامی است. این جوانان با دست خالی نشان دادند اسرائیل ببر کاغذی است و تهدیدها و مصاحبه های هر روزه مقامات این کشور وتهدید های مکرر آنها در روزنامه هایشان صرفا یک نمایش تبلیغاتی از سر یاس و ناامیدی است.

 رژیم صهیونیستی با کشتار مردم نشان دادن که تحمل هیچ گونه آزادی و حرف حقی را ندارد و در عمل ادعای صلح طلبی و دموکراسی خود را به استهزاء گرفت. اما نتایج این اقدام فلسطینیان بسیار حائز اهمیت است.

روزنامه واشنگتن تایمز یکی از سرمقاله‌های خود را بعنوان اسرائیل در محاصره ایران اختصاص داده و مینویسد، برای تأثیرگذاری نا آرامیهای خاورمیانه بر اسرائیل فقط زمان لازم بود و اکنون طی درگیریهای مرزی فلسطینیها با اسرائیل این مسئله تحقق یافته است.  این روزنامه عامل مشترک در سه رویداد مرزی اسرائیل را  ایران قلمداد نموده است.

در ادامه واشنگتن تایمز می نویسد، ایهود باراک وزیر دفاع رژیم صهیونیستی نیز اظهار داشته، تغییر موضع فلسطینیها، از تروریسم و حملات انتحاری به تظاهرات غیر مسلح، تحولی است که چالشهائی دشوار روبروی ما قرار میدهد.

آرون دیوید میلر[1] مشاور ارشد شش تن از وزرای خارجه امریکا در امور اسرائیل و فلسطین به "جسارت و تحور روبه رشد فلسطینیها" در حرکت بسوی مرزهای اسرائیل اشاره می کند و می گوید: آنچه وضعیت را مبدل به فاز جدیدی (بخوانید انتفاضه جدیدی) خواهد نمود، حضور روزانه تعدادکثیری از فلسطینیها در ایستگاههای مرزی خواهدبودچنین تحولی اسرائیلیها را با چالش جدیدی رویارو خواهد کرد.

اعلام استعفای جرج میشل[2] یعنی میانجی صلح اسرائیل و فلسطین حاکی از اینست که فرایند صلح در مسیرمطلوب  حرکت نمی کند. فرایند آشتی میان فتح و حماس که قرار است مراحل نهایی خود را به زودی در مصر به سرانجام برساند، سرفصل جدیدی از مبارزات فلسطینیان بر علیه اسرائیل را می تواند رقم بزند. سابقا نتانیاهو و سایر مقامات اسرائیلی با تروریست خواندن حماس و این ادعا که به سوی اسرائیل (در دفاع از خود) اقدام به شلیک راکت می کنند توانسته بود در نزد افکار عمومی برخی موجه جلوه کند. اما پس از حادثه کشتی ماوی مرمره موسوم به کشتی آزادی، عمق جنایت این رژیم در حمله به صلح دوستانی بی سلاح مشخص شد و به فاصله زمانی اندکی تبدیل به خبر اول تمام رسانه های دنیا گردید. این فرایند موجب برملا شدن رسوایی دیگری نیز شد و آن فهم جهان از محاصره مظلومانه اهالی غزه بود. این فهم بر تسریع در بررسی گزارش قاضی گلدستون در خصوص جنایات جنگی اسرائیل نیز تاثیرگذاشت و به گفته اسناد ویکیلیکس از قول نتانیاهو تبدیل به یکی از سه محور اصلی تهدید علیه این رژیم شد.

اما چالش جدید رژیم صهیونیستی با توجه به بیداری منطقه که رسانه های عرب از آن به بهار عربی یاد می کنند، موضوع خشم مردم از اسرائیل است. راهپیمایی گسترده مردم در مصر و حرکت به سوی رفح، تظاهرات گسترده در اردن و کشورهای اروپایی و حتی مقابل کاخ سفید موضوعی است که در سالگردهای گذشته روز نکبت به این گستردگی سابقه نداشته است. مصری ها که از فروش گاز در دوران حسنی مبارک با یک سوم قیمت به اسرائیل خشمگین هستند، الان با اخلال در این فرایند دولت نتانیاهو را با بحران انرژی روبه رو کرده اند.

نکته جالب توجه در این زمان تقاضاهای مکرر نخست وزیر اسرائیل از اوباما برای افزایش کمک های آمریکاست. به گونه ای که امریکا در شرایط رکود اقتصادی فعلی خود و با فشار لابی یهود مجبور است بخش زیادتری از مالیات مردم این کشور را تحت عنوان حمایت از همپیمان به سمت اسرائیل سرازیر کند که بی شک سرنوشتی همانند مصر در آینده برای مردم آمریکا را پدید خواهد آورد.

با حرکت خودجوش جوانان فلسطینی به سمت مرز اسرائیل و فروپاشی استحکامات مرزی که نقطه اتکای این رژیم بود، می توان متصور بود که انتفاضه سوم با حمایت ملت های منطقه در راه خواهد بود.

محمد جواد رمضانی

 

همین مطلب در رجا نیوز

[1] Aaron David Miller

[2] George Mitchell

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 11:21  توسط محمد جواد رمضاني | 

تروریست پروری به چه قیمتی/ تاملی در باب حمایت عربستان از تروریسم

انتشار گسترده خبر کشته شدن بن لادن متولد شهر ریاض عربستان و رهبر گروه القاعده در رسانه های جهان و شک و تردید های فراوان پیرامون اصالت یا بازی رسانه ای بودن آن، بهانه ای شد تا در خصوص ماهیت این گروه تروریستی و حامی اصلی این جریان نکاتی را به خاطر آوریم. این که اسامه بن لادن با هدایت و پشتیبانی عربستان سعودی و هماهنگ شدن با جریان آمریکایی طالبان در افغانستان به عنوان یک عامل رسانه ای و دست آویز برای آمریکا پس از واقعه یازدهم سپتامبر تبدیل به نماد تروریسم شد و پس از آن جورج بوش با شعار مقابله با تروریسم بلافاصله به افغانستان لشگر کشی کرد را به خاطر داریم. و اینکه در همین حین که سرگرم باصطلاح سرکوب تروریسم بودند، ایران را که از جمله قربانیان تروریسم بوده را جزو محورهای شرارت نام برد و سعی کرد با فرافکنی و طرح داستان جعلی انباشت سلاح های کشتار جمعی، عراق را همانند افغانستان مورد اشغال قرار دهد نیز به خاطر داریم که نتایج آنها بیش از یک میلیون و چهارصد هزار کشته در عراق[1] و صدها هزار نفر نیز در افغانستان[2] شد. در این خصوص مقالات مفصلی منتشر شده که از تکرار آنها اجتناب می کنیم.

حکومت آل سعود در دو سال گذشته لشگر کشی گسترده ای را جهت سرکوب شیعیان یمن داشت که با توجه به مقاومت مسلحانه حوثی ها راه به جایی نبرد، این بار نیز لشگر کشی خود را به جزیره کوچک بحرین انجام داده که با توجه به مظلومیت این منطقه و طرح فتنه طائفه گری بدون توجه مجامع جهانی با خیالی آسوده در حال سرکوب مردم نقض گسترده حقوق بشر است

افشای اسناد حمایت مالی آل سعود از معارضان و فتنه گران در سوریه (پایگاه اینترنتی فیلکا اسرائیل) که جزييات دقيق اين طرح طولاني و مفصل كه بندر بن سلطان و دوستش فيلتمن در سال 2008 با 2 ميليارد دلار هزينه تهيه كرده اند، با ناآرامي ها و تحولات اخير شهر درعا در سوريه كاملا همخواني دارد و همچنین انتشار تصویر چک های چند صدهزار دلاری در وجه این فتنه گران با امضای شاهزاده های سعودی (المنار) تاییدی دیگر بر حمایت از تروریست هایی است که در سوریه با تیراندازی های خود موجب کشته شدن بیش از 20 پلیس در درعا و لاذقیه شده اند.

حمایت آل سعود از دیکتاتورهایی همچون حسنی مبارک و پناهندگی به بن علی در حالی که دستشان به خون مردم بی گناه آلوده است و همچنین ارائه طرح هایی برای مصونیت عبدالله صالح رئیس جمهور یمن در حالی که موجب کشته شدن صدها تن شده است نمونه های دیگری از حمایت از تروریست ها توسط این کشور است.

ماجرای حمایت آل سعود از رژیم صهیونیستی در حمله به حزب الله و نوار غزه که بعدها در اسناد ویکی لیکس منتشر شد نیز رسوایی دیگری برای عربستان در حمایت از دولت تروریستی پدید آورد. در اسناد منتشره از سوی ویکی لیکس که پیشتر در خصوص عراق منتشر گردیده بود نیز از تجهیز گروه های تروریستی همچون ابومصعب الزرقاوی که غیرنظامیان بسیاری از مردم عراق را با بمب گذاری به کشتن داده بود از سوی عربستان نیز مطالبی به چشم می خورد.

سرکوب های حرکت های مردمی در داخل عربستان توسط آل سعود نیز به ویژه برای ایرانیان مسبوق به سابقه است و کشتار وحشیانه حجاج در مراسم اعلام برائت نمونه بارز آن بود که موجب صدور پیام تاریخی از امام راحل گردید. این سرکوب ها هم اکنون نیز در شهرهای مختلف عربستان در جریان است که با توجه به بایکوت و کنترل شدید رسانه ها توسط نیروهای امنیتی انعکاس کمی پیدا کرده است. شاید این مسئله در عقاید منحرفه وهابیت نشات داشته باشد که در آن کشتار شیعیان را ترویج می کنند و متاسفانه جنایات بسیاری را در پاکستان و عراق در این کشتار بی رحمانه شاهد بودیم که یکی از مهمترین آنها انفجار در حرمین عسکریین بود.

بدون شک یکی در افکار عمومی مردم تونس و مصر و حتی سوریه عربستان سعودی یکی از منفورترین حکومت هاست که با حمایت از سرکوب و کشتار مردم و اتکا به قدرت مالی خود سعی دارد در منطقه خود را به عنوان یک بازیگر مهم نشان دهد، در حالی که تجربه قدرهای بزرگتر نظامی و اقتصادی همچون آمریکا در مورد لشگر کشی به کشورهای دیگر نتیجه ای جز شکست را نشان نمی دهد. راهپیمایی گسترده مردم در کشورهای اروپایی، مصر، تونس، ایران و... و سر دادن شعار بر علیه آل سعود شاهد این مدعاست.

محمد جواد رمضانی

 



[1] http://www.justforeignpolicy.org/iraq

[2] http://en.wikipedia.org/wiki/Civilian_casualties_caused_by_ISAF_and_US_Forces-_War_in_Afghanistan_%282001%E2%80%93present%29#Afghan_protestation_of_civilian_deaths_caused_by_international_forces

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 17:24  توسط محمد جواد رمضاني | 
در هفته های اخیر که بحث در موضوع مستند تولید شده با نام ظهور بسیار نزدیک است داغ شده و مرکز مختلف احساس تکلیف می کنند که به هر نحو این موضوع را دستاویزی برای عرض اندام کنند، ذکر چند نکته ضروری است:

- در روایات از ظهور به امر فرج تعبیر شده است. به معنی گشایش و خلاصی... . فاطمیه امسال شخصا از حجه الاسلام صدیق شنیدم که از استادش آیه الله بهجت نقل می کرد "دعا کنید خداوند ظهور را سهل کند" زیرا ظهور همراه با درد و مشقت است و نمونه آن را در کشورهای منطقه و کشتار مردم می بینیم.

- ظهور با آمدن متفاوت است. آمدن در مقابل رفتن است در حالی که ولی عصر ارواحنا له الفداء نرفته اند، بلکه غائب هستند، لذا روزی مجددا ظاهر خواهند شد. این بدان معنی است که باید واقعا عقیده داشته باشیم که در محضر امام هستیم و بپذیریم که ایشان بیش از همه در تدارک مقدمات ظهور میکوشند.

- دور دیدن یا نزدیک بودن ظهور مسئله ای نیست که مردم به خواهند به خاطر یک فیلم دیدن آن را قبول کنند و با فیلمی دیگر آن را رد. امری است که ریشه در فرهنگی هزار و صد ساله دارد. اگر قبول داریم که أنهم یرونه بعیدا و نرئه قریباً یعنی همین هفته هم باید منتظر فرج اقا باشیم، نه حتی ماه های آینده. این تعبیر انتظار را سخت تر خواهد کرد و طبیعتا جانکاهی آن، انسان را وادار به مقدمه سازی می کند.

- مهدی (عج) زمانی می آید که دل ها و قلب های مردم او را بطلبند و صبح و شام به یاد او باشند. این تعبیر در مورد ما صدق می کند؟

-------

پینوشت:

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد
عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بيمار شده تار شدن هم دارد
همه با درد به دنبال طبیبي هستیم
دوری از کوی تو بيمار شدن هم دارد
اي طبیب همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد
آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد
از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
نکند منتظر مردن مایی آقا؟!ـ
این بدی مانع ديدار شدن هم دارد
ما اسیریم اسیر غم دنيا هستیم
عفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 9:9  توسط محمد جواد رمضاني | 
دوستان یه حالی به اینها بدن از تنهایی در بیان

مصر

 Postal Address:
Cairo
The Embassy of the United States of America
Embassy of the United States of America
5 Tawfik Diab Street
Garden City, Cairo
Egypt
Telephone: (20-2) 2797 3300 Fax: (20-2) 2797 3200

Alexandria  
The American Center Alexandria (ACA)
3 Pharaana Street Alexandria

Telephone: (20-3) 486-1009 Fax: (03) 487-3811

الجزاير

American Embassy Algiers, Algeria

05 Chemin Cheikh Bachir  Ibrahimi
El-Biar 16030
Alger Algerie

Tel:  0770-08-2000
Fax: 021-60-7335

العنوان
سفــارة الـولايـات المتـحدة الأمريـكية  الجزائـر
05.
درب البـشير الابراهيمى
الأبـيار 16030
الهاتف
0770-08-2000
الفاكس
021-60-
-------------

بحرين

Embassy Contact Information
Street Address: Building No. 979
Road 3119, Block 331
Zinj District
Manama - Kingdom of Bahrain

----------------------------
كويت

Kuwait

Telephone:  00-(965) 2259-1001
Fax:  00-(965) 2538-0282
E-mail: paskuwaitm@state.gov


----------------------------
اردن


Location:
Abdoun, Al-Umawyeen St.
Amman – Jordan

Telephone: 962-6-590-6000
العنوان
عبدون ، شارع الأمويين
عمان - الأردن


--------------------------------
مراكش (مغرب)‏
Embassy of the United States of America
2 Avenue de Mohamed El Fassi
Rabat, Morocco

Fax: 962-6-592-0163
-----------------------------------------------
عمان
هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته. هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته.

Embassy of the United States of America in Muscat

P.O. Box 202
P.C. 115
Madinat Al Sultan Qaboos
Muscat, Oman

Telephone: (968) 24-643-400
Fax: (968) 24-699-771

 

سفارة الولايات الأمريكية في مسقط

صندوق البريد:202
الرمز البريدي: 115
مدينة السلطان قابوس
سلطنة عمان
_---------------------
قطر

Mailing Address:
Embassy of the United States of America
22nd February Street
Al Luqta District
P.O. Box 2399
Doha, Qatar
Telephone: (974) 4488-4101
Fax: (974) 4488-4298
Email: pasdoha@state.gov
هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته. هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته.

-----------------------------

عربستان

American Embassy
P.O. Box 94309
Riyadh 11693
Saudi Arabia

P.O. Box 38955, Dhahran Airport, 31942, Saudi Arabia

 

--------------------------------

سوريه

Embassy of the United States of America
Abou Roumaneh, 2 Al Mansour Street
P.O. Box 29
Damascus, Syria


Telephone numbers:
• Regular/ Operator: 3391-4444
• Emergency calls: 3391-3333

------------------------------

يمن

Address: Sa'awan Street, P.O. Box 22347
Telephone: (967) 1 755-2000 EXT. 2153 or 2266
Fax: Main (967) 1 303-182 Consular (967) 1 303-175
Emergency only: (967) 1 755-2000 (press zero for extension)

E-mail Webmaster at ircsanaa@state.govهذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته. هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته.

------------------------------

دبي

CONSULATE GENERAL OF THE UNITED STATES OF AMERICA,
DUBAI WORLD TRADE CENTER,
P.O. BOX 9343
DUBAI, UNITED ARAB EMIRATES
TEL: +971-(0)4-311-6000

---------------------------------

تونس

Les Berges du Lac
1053 TUNIS
Tunisia
Main switchboard:  +216 71 107 000
Fax:  +216 71 963 263

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 12:19  توسط محمد جواد رمضاني | 

به گزارش المستقبل العربی تلویزیون رژیم صهیونیستی با خانمی که خود را خاله قذافی می داند مصاحبه ای برگزار کرده که ترجمه آن در زیر آمده است:

گوینده: سلام و خوش آمد می گوییم به راشیل سعاده و جویتا برون خاله رهبر لیبی معمر القذافی. از چه وقتی شما می دانید که پدر و مادر قذافی یهودی الاصل هستند؟

راشیل: در اسرائیل پدر و پدر بزرگم به ما گفتند که روابط محکمی با خانواده قذافی دارند و مادر قذافی خواهر مادر بزرگ من است.

گوینده: آیا مادر قذافی مسلمان شد؟

راشیل: نه هرگز مسلمان نشد، بلکه با یک شیخ عرب مسلمان فرار کرد.

گوینده ( مجدداً می پرسد): یعنی مادر قذافی هرگز به دین اسلام در نیامد؟

راشیل: بله، مادر قذافی بر دین یهودی خود بود و از دست همسر اول خود با یک شیخ عرب مسلمان فرار کرد.

گوینده: یعنی حتی بعد از فرار با همسر دوم خود که مسلمان بود باز هم مسلمان نشد؟

جویتا برون ( پسر خاله قذافی): خواهر مادربزرگم از همسر اول خود دارای فرزندی بود و پدر قذافی یک یهودی بود که با یک زن یهودی ( مادر قذافی ) ازدواج کرده بود و در نتیجه آنها صاحب فرزندی یهودی شدند (معمر)

گوینده: یعنی همسر اول مادر قذافی ( پدر اصلی قذافی) با وی رفتار خوبی نداشته و لذا مادر قذافی همراه با فرزندش ( معمر) با ان شیخ مسلمان یعنی " محمد بومنیار القذافی " فرار کرده است ...

( یعنی معمر القذافی به دست محمد بومنیار تربیت شده و فرزند او نیست).

جویتا برون: بله همینطور است و لذا قذافی نه تنها یهودی الاصل است بلکه طبق دیانت یهود او یک یهودی است .
***

لازم به ذکر است مادر قذافی از یهودیان ساکن لیبی بوده و در نسب یهودی مادر وی تردیدی نیست ولی در خصوص پدر وی اختلافاتی وجود دارد و عده ای او را فرزند یک خلبان فرانسوی یهودی می دانند که " البار بریزوسی" نام دارد و در سالهای 1915 تا 1943 به لیبی مسافرت کرده و در ارتش فرانسه خدمت می کرده است .

"جک تیلور" نویسنده کتاب " اوراق موساد" قذافی را یک یهودی متولد شده از یک مادر یهودی می داند و به دلایلی استناد کرده است که برخی از آنها در ذیل آمده است:

گزارشی در سال 1970 در روزنامه ایتالیایی"اوجی" منتشر شده که در آن قید شده بود که قذافی از طرف مادر یک یهودی است که در منطقه "سرت" لیبی می زیسته و دلایل مستند برای آن ذکر کرده بود.

همچنین در سال 1972 نامه ای از سوی کاردینال شهر میلان به زبان ایتالیایی به وزارت خارجه لیبی ارسال شده که توسط سفیر وقت خلیفه عبدالمجید المنتصر به عربی ترجمه شده و در آن نامه از زبان کاردینال خطاب به قذافی آمده است : تو را به خون یهودی و مسیحی که در رگهایت جریان دارد قسم می دهم و خطاب می کنم تا در نزدیک کردن ادیان سه گانه تلاش نمایی.

مخالفان دولت لیبی معتقدند: قذافی روز 7 آوریل هر سال را برای اجرای احکام اعدام محکومان سیاسی انتخاب می کند زیرا این روز منطبق با عید فطر تلمودی است .

قذافی علاقه زیادی به  ملاقات با تاجر صلح یهودی یعقوب نمرودی (یعقوب نیمرودی) دارد.

همچنین قذافی طرح تشکیل دولت واحد " اسراطین" را برای حل مشکل فلسطین مطرح کرده و به اعتقاد قذافی هیچ دشمنی بین عرب و یهود وجود ندارد و یهودیان پسر عموهای اعراب عدنانی هستند و از نسل ابراهیم علیه السلام می باشند و هنگامی که یهودیان قتل عام شدند این اعراب بودند که به آنها پناه دادند و میزبانی کردند و در کنار خود و در شهرهایشان آنها را جای دادند و لذا مانعی ندارد یک دولت  واحد از یهودیان و اعراب فلسطینی تشکیل شود و نام آن را " اسراطین" بگذارند.

منبع: المستقبل العربي

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 10:11  توسط محمد جواد رمضاني | 
متن زیر بدون تغییر، نتیجه ی تلاش یکی از دوستان (سید امین) است، در راستای تحریم کالاهای اسرائیلی.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام
مطالبی که در ادامه می‌بینید، نتیجه‌ی مدت‌ها تحقیق بنده در مورد شرکت‌های اسرائیلی می‌باشد. این «مدت‌ها» که خدمتتون عرض می‌کنم، یعنی از خیلی وقت پیش من موضوع شرکت‌های اسرائیلی رو دنبال می‌کردم و همیشه وقتی این لیست‌های منتشر شده رو می‌دیدم، پیش خودم می‌گفتم «چرا این‌ها منبع نمی‌دن از این حرفاشون؟ از کجا معلوم حرفشون درست باشه؟» برای همین خودم به دنبال منبع می‌رفتم. تقریباً تنها منبع معتبری که پیدا کرده بودم، در مورد نستله بود که در ویکیپدیای فارسی نستله درجش کردم.
اما چند روز پیش، به سایتی دست یافتم(!) که توش نکات جالبی بود و توی این چند روز این تحقیقات(!) رو انجام دادم.

بخش‌هایی هم که با رنگ قرمز مشخص کردم، بخش‌هاییه که احتیاج به کمک و بازنویسی یا گسترش داره.
-------------------------------------------------------------------------------------
بسم الله الرّحمن الرّحیم

بی هیچ مقدمه‌ای به سراغ این سایت می‌رم:


اول از همه توجه کنید به il ته آدرسش و این که سرورش در اسرائیل هست.
bdi مخفف Business Data Israel می‌باشد.
این سایت متعلق به شرکت Coface است که توی ویکیپدیا اینطور در موردش نوشته:

Coface is a world leader in trade-credit information and protection (Trade Credit Insurance), serving 160,000 clients in 93 countries.


توی این سایت، در همون صفحه‌ی اول می‌بینید که در بخش Middle East لینک داده به سایت بخش اسرائیل شرکت و از داخل این سایت دوم، لینک به سایت مورد بحث موجود است (BDI Code).
اگر کسی اطلاعات بیش‌تر و دقیق‌تری در مورد این شرکت می‌تونه به دست بیاره و یا بهتر و کامل‌تر می‌تونه توضیح بده، ممنون می‌شم که کمک کنه در این قسمت قرار بدیم.
در بخش «درباره‌ی ما»ی این سایت، این‌طور نوشته:

BdiCoface
The largest business information group in Israel  

The most diversified business information services–under one roof  
*Information on 30 million companies and businesses around the world  
*Information on 350,000 companies and businesses in Israel
*Market surveys on Israel and the whole world
*Sector analysis on Israel and the world
...

حال به سراغ بخش رتبه‌بندی سایت می‌ریم.
در این بخش، شرکت‌ها به ترتیب گردش مالی در اسرائیل رتبه‌بندی شده‌اند. ابتدا به سراغ بخش مواد غذایی می‌ریم:

اولین شرکت، یک شرکت کاملاً اسرائیلیه که هنوز هیچ اطلاعی ازش ندارم.

دومین شرکت، شرکت Strauss هست که می‌تونین برای اطلاعات بیش‌تر در مورد این شرکت، صفحه‌ی «درباره‌ی ما»ی این شرکت رو ببینید. در صفحه‌ی شرکای این شرکت، در بخش سمت چپ، لیست شرکای این شرکت نوشته شده:

Danone - Pepsico - Unilever - Santa Clara - TPG - Yotvata - Yad-Mordechai
  • همون‌طور که در صفحه‌ی شراکت با دنون نوشته (و همون‌طور که در این خبر از Jerusalem Post می‌بینید)، شرکت Danone در سال ۱۹۹۶، ۲۰٪ از سهام این شرکت اسرائیلی (این «اسرائیلی» با «اسرائیلی»هایی که در مورد هزاران شرکت به کار می‌بریم، یه فرق اساسی داره. این شرکت رسماً اسرائیلیه و در اسرائیل تأسیس شده!) رو خریده. توجه دارید که این یعنی چی؟ یعنی این که هر یک آبمیوه‌ی دنت که می‌خرید، به شرکتی پول می‌دید که داره به دومین شرکت بزرگ غذایی در اسرائیل خدمت می‌کنه. خدمتش هم فراتر از اینه که فقط بهشون مواد غذایی بفروشه، ۲۰٪ از سهام دومین شرکت غذایی اسرائیل رو خریده!

Strauss Group acts in cooperation with the PepsiCo Group in two central areas – Israel and the U.S. In Israel, Strauss is a partner in PepsiCo Frito-Lay’s salty snacks activity. In the U.S. the two are partnered in Sabra – the Middle Eastern salad and dip company where both partners have an equal 50% stake in the company.

اینم خیلی بامزه بود: چی‌توز (fritolay از زیرشاخه‌های pepsico هست)
:)))
  • در صفحه‌ی شراکت با Unilever، توضیحی در مورد شراکت این دو شرکت داده نشده، برای همین فعلاً این شرکت رو رها می‌کنیم. (البته نگران نباشید، یه کم جلوتر دوباره به سراغش میایم!)
در مورد بقیه‌ی شرکت‌های شریک، چیزی نمی‌دونم. اگه کسی چیزی فهمید لطفاً اطلاع بده.

سومین شرکت در اون لیست، با عنوان The Central Bottling Company Group اومده که اگر وارد صفحه‌ی مربوط به این شرکت در سایت بشید (یا یه نگاه به آدرس سایتی که توی همون لیست در ستون دو تا مونده به آخر بندازید)، می‌بینید که همون کوکاکولای خودمونه، شعبه‌ی اسرائیل! در سایت کوکاکولا، اگر به بخش انتخاب کشور این سایت مراجعه کنید، می‌بینید که سایت اسرائیلش همونیه که توی اون لیست هست (لینک اسرائیلش در بخش Eurasia قرار داره).
جا داره در اینجا به تعدادی از مارک‌های مختلف کوکاکولا اشاره کنم:
Canada Dry, Coca-Cola!, Dasani (آب معدنی), Fanta, Sprite

این صفحه هم جالبه: می‌گه شایعاتی در مورد این که کوکاکولا کمک اقتصادی به اسرائیل می‌کنه پراکنده شده که ما ردش می‌کنیم.

این و این و این هم در مورد شایعات هستند و جالبن! مخصوصاً آخری که در مورد این ادعاست که نوشته‌ی کوکاکولا برعکسش می‌شه «لا محمّد لا مکّه». البته به نظر من هم این قابل استناد نیست و چندان منطقی هم به نظر نمی‌رسه. حتی من می‌تونم اون نوشته رو این‌طور بخونم: «لمحمّد لمکّه»! ولی جالب‌تر از اون این جملاتیه که توی این صفحه نوشته:


More recently, in May 2000, the Grand Mufti of Al-Azhar (the Islamic world's foremost institute) Sheikh Nasr Farid Wassel, said that "the trademark does not injure Islam or Muslims directly or indirectly." Moreover, he stated that Islam is against "the propagation of empty rumors and intended lies that affect either public or private interests."


و بعدش هم لینک دریافت سخنان این مفتی رو گذاشته!  :))

اما چهارمین شرکت، شرکت اوسم هست که معلوم‌الحاله! بیش از ۵۰٪ از سهام این شرکت اسرائیلی، متعلق به شرکت نستله هست که در واقع یعنی این شرکت در اختیار شرکت نستله هست (توی همین لیست می‌تونید ببینید که Major Ownership شرکت اوسم رو Nestle نوشته).

این هم لیستی از مارک‌های معروف نستله که در کشور به وفور یافت می‌شه:




در مورد Nestea این جالبه که شرکت کوکاکولا Nestea رو به صورت بسته‌بندی شده می‌فروشه.

و حالا می‌ریم سراغ شرکت پنجم، شرکت Unilever. این شرکت، دارای محصولات بسیار گسترده‌ایه که در سه زمینه‌ی غذایی، بهداشت شخصی (Personal Care) و بهداشت خانه (Home Care) فعالیت می‌کنه. برخی از محصولاتش را اینجا می‌نویسم:


Food:

Personal Care:
- Dove, Lux, Signal & Close Up (خمیر دندان)
Home Care:

تا اینجا، بخش مواد غذایی بود. بقیه‌ی شرکت‌های این بخش رو من نمی‌شناسم و اطلاعاتی ازشون ندارم. حالا اگر به سراغ بقیه‌ی بخش‌ها بریم، اسامی آشنای زیادی می‌بینیم.
در
بخش نرم‌افزار، می‌بینیم که در رتبه‌ی ۴ ام Microsoft Israel (البته لینکی که توی اون لیست جلوش داده سوتی داده و یک علامت / بین com و israel جا انداخته) و در رتبه‌ی ۲۶ ام Symantec Israel قرار داره.
در بخش صنعت که خیلی کلی‌تر از این دو بخش قبلیه، این شرکت‌ها قابل توجه هستند:
#2: Intel Israel
#26: Delta Galil Industries(1)

#47: Marvell Semiconductor Israel (تنها چیزی که از این شرکت یادم میاد، اینه که چیپ-ست‌های مودم می‌ساخت) l


#142: L'Oreal Israel
#160: Kodak Israel

#184: Siemens Israel

#186: Haaretz Group


(جالبه که ببینید این‌ها همه از هاآرتض(؟!) بالاتر هستند)

(1) در مورد شرکت اسرائیلی Delta Galil (که در تل آویو مستقره): اولاً دقت کنید که این شرکت در بخش پارچه و لباس، در رتبه‌ی اول قرار داره. ثانیاً در بخش Company Profile سایتشون این‌طور نوشته:
Our clientele, which reads like a who’s who of the global apparel industry, includes retail giants such as Marks & Spencer, Target, Wal-Mart, Kmart and JC Penny; and leading fashion brands such as Calvin Klein, Nike, Hugo Boss and Pierre Cardin. Delta Galil also sells its products under brand names which are licensed to the Company, including Wilson, Maidenform, Nicole Miller, Barbie, Tommy Hilfiger , Tra La La and others.
در بخش تاریخچه‌ی شرکت، این‌طور نوشته:
Delta became a publicly traded company on the Tel-Aviv Stock Exchange, with 25% of its shares eventually being acquired by Sara Lee, and posted sales volume of $117 million by the end of the decade.
اما در خبرها دیدم که علی‌الظّاهر شرکت Sara Lee این سهام رو فروخته. اما این رو هم ببینید (از همون خبر نقل می‌کنم):
Lautman says that Sara Lee's investment in the Israeli company, which specializes in men and women's underwear, had been mainly financial in nature, and in any case the American company had operated in competing areas as well.
و این رو:
The sale by Sara Lee had not surprised many, as the company had been spinning off all its clothing-related assets.
خلاصه کنم: شرکت Sara Lee خیلی کمک کار اسرائیل بوده، ولی دیگه به نظر نمی‌رسه سودش به اسرائیل برسه (حداقل از طریق شرکت Delta Galil).


و در نهایت، یک لیست کلی در این بخش می‌بینیم که نمی‌دونم اون شرکت‌هایی که در این لیست هستند و در لیست صنایع نیستند، یعنی چی! یعنی در واقع تعریف صنعت رو نمی‌دونم، که چرا مثلاً I B M Israel این‌جا به عنوان شماره‌ی ۷۶ هست، ولی در لیست صنایع نبود. و یا مثلاً Hewlett-Packard Israel در شماره‌ی ۷۷ و یا Zara and Pull & Bear (این اسم دو تا شرکته: Zara و Pull & Bear که هر دو متعلق به شرکت Inditex هستند، به همراه برخی شرکت‌های دیگه (مثل Massimo Dutti)) در رتبه‌ی ۱۹۷ و شرکت IKEA در رتبه‌ی ۲۸۷.
ولی از همه باحال‌تر، شماره‌ی ۱۳۷ بود: گروه باران! :))))
شماره‌ی ۲۱۸ هم خوبه:
Getter Group! ولی گشتم، Setter Group نداشت!
۲۷۷ هم Maman Cargo Terminals and Handling هستند، به آدرس http://www.maman.co.il !!


اگر احساس می‌کنید این شرکت معتبرتر از شرکت قبلی هست، لطفاً اطلاع بدید!
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:38  توسط محمد جواد رمضاني | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اسرائیل باید از بین برود. امام خمینی (ره)
در این وبلاگ سعی شده است تا گوشه ای از توطئه های زرسالاران قدرت طلب یهود به نگارش در آید. حمایت از مردم فلسطین، مقاومت اسلامی لبنان و آگاه سازی مردم و مبارزه با دشمنان انسانیت از وظایف ماست.

پیوندهای روزانه
سرپوشی بر ننگ صهیونیست ها
صهیونیزم و ادیان
ندای عدالت
ارتباطات ایرانی
مهدویت
ایمیل انجمن مبارزه با صهیونیسم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1391
اسفند 1390
آذر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
آرشيو
آرشیو موضوعی
مهدویت
اسرائیل شناسی
توطئه ها
پیوندها
Adyan news
سایت خبری ادیان
پايگاه حاميان مقاومت اسلامي
بنياد صبح قريب
صبح پیروزی
يهود شناسي
صهيونيسم و اديان
نداي عدالت
ارتباطات ايراني
صهيونسم و جهان اسلام
اسلامي
حزب الله
ارتباط بهائیت با اسرائیل صهیونیسم
ايران زمين
اتحدوا...
يهود شناخت
جبهه فرهنگی مبارزه با صهیونیزم
کتابخانه سبزوار
نخل تنها
اسلام حقیقی
مبارزه با یهود
انجمن مبارزان با صهیونیسم
ضد صهیونیسم
الحدید
انتفاضه
شلمچه
اراده آهنین
خط سبز
خطری در کمین مسلمانها
مرگ بر صهیونیسم
مقابله با صهیونیسم
یا اباصالح ادرکنی
یک مسافر
بچه های فاطمه
مرگ بر صهیونیسم
مهربونی
نقدی بر فرهنگ مدرنیته
شیدایی
صهیونیست-وبلاگ نوائیان
تاریخ اجتماعی ایران
اقالیم قبله
منتظر ظهور
ایران شناسی بدون دروغ
مجمع پروانه ها
معصومیت از دست رفته
قربانیان ترور
بسیج جهانی
وبلاگ جامعه شناسی
بیداری
اسوه حسنه
فرهنگی، اجتماعی،ادبی
سینما و صهیونیسم
سپاه محمد
دستهای ناپیدا
کابوس
منتظران قائم
عاشوراي غزه
براي فلسطين
ستاد تحريم كالاهاي اسرائيلي
ققنوس
غرب شناسي
فرياد فلسطين
آخرالزمان
شناخت صهيونيسم
پاورقي نويس
منهاج (راه روشن)
شناخت عرفان کامل
ماسون یاب
زیر چشمی
آزاد اندیشی
آنتازا می جنگد
کانون پژوهش و تحقیقات بیداری
پورتال منجی
کاریکاتورهای هولوکاست (بیژنی)
ماسون یاب (جدید)
لپ کلام
إن الدین عند الله الاسلام
سیاسی، اعتقادی، علمی
شور آباد
بحرین امروز
نویز (نقد فیلم های یهودی)
مطیع القائد
ژخار
سنگ تراش
صدای آسمان
آیپاک
مشق شیطان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Iraq Deaths Estimator