تبليغاتX
اسرائیل و سازمان یهود
پت رابرتسون یک سخن پراکن و مبلغ مسیحی در گفتگو با سی ان ان گفت : بوش پیش از آغاز جنگ عراق به آرامی به وی تاکید کردکه " ما هیچ تلفاتی در این جنگ نخواهیم داشت".

خبرگزاری مهر- سرویس بین الملل : جرج بوش زاییده تفکرایده هایی است که از سالها پیش بوسیله مبلغان انجیل در اذهان مردم امریکا در حال تزریق شدن است . 
حرکت خزنده صهیونیسم مسیحی در آمریکا از سالها پیش آغاز شده وبه آهستگی درسیاستمداران آمریکایی رخنه کرده است . طرفداران صهیونیسم مسیحی ، مسیحیان پروتستانی هستند که معتقد به آرماگدون و نبرد آخر الزمان هستند و معتقدند برای ظهور دوباره مسیح باید اقدامات و شرایط پیش از ظهور را فراهم کرد.

 اعتقاد بوش به آخرالزمان و تلاش وی برای حمایت از اسرائیل و ایجاد آمادگیهای لازم برای وقایع و نبرد معروف آن در عملکرد دولتمردان آمریکایی در طول یک قرن گذشته نهفته است  .

در قرن گذشته در آمریکا مبلغان مسیحی تلاش کردند نوعی احساس ترس از دنیای خارج را در مردم آمریکا القا کنند . فیلمهای آرماگدون و طالع نحس از جمله فیلمهایی هستند که در آنها مردم آمریکا با هجوم یک دشمن خارجی روبرو می شوند . تلاش در  این فیلمها ایجاد نوعی حالت وحشت در مردم آمریکا بود که بتوان از این حالت وحشت برای هجوم استفاده کرد .

حوادث 11 سپتامبرکه بنوعی موجب شیوع و تقویت بیشتر باورها و اعتقادات ظاهری ولغوی کتاب مقدس در بین مردم آمریکا شد ، به بوش اجازه داد که پرچم جنگ با تروریسم را بالا برد .

وی خود را رئیس جمهور جنگ می داند و به خوبی آگاه است، وحشتی که در مردم آمریکا القا شده است و اعتقاد آنها به مبارزه با تروریسم آنها را به پای صندوقهای رای خواهد کشاند .

در حقیقت حدود چهار سال پیش جرج بوش با شعارهای سیاسی داخلی وارد صحنه مبارزه انتخاباتی شد . در آن زمان او اعلام کرد که بیشتر تمرکز خود را برسیاستهای داخلی متمرکز خواهد کرد و اهداف و برنامه های دقیق و برجسته ای برای سیاست خارجی آمریکا مطرح نکرد. با اینحال این دولت بیشترین دخالتها را در دیگر دولتها و در جهان داشته است .  

از سوی دیگردولتمردان آمریکایی که همواره جدایی دین از سیاست را تبلیغ می کنند، خود اعتقاد راسخ به قدرت بسیج عمومی دین دارند وهمواره به استفاده و بازی با عقاید مذهبی مردم آمریکا همت گماشته اند . پیش از آغازجنگ علیه عراق نیز چنین تفکری بر جو سیاسی و اجتماعی آمریکا حاکم بود .

برطبق نظر سنجی هفته نامه نیوزویک 25 درصد از آمریکاییها نسبت به وقوع آرماگدون اعتقاد دارند و باور دارند که خود این حادثه را خواهند دید . این اعتقاد می تواند مهر تایید درونی بر تلاشهای بوش باشد .

یک خبرنگار کاخ سفید در زمان جرج بوش پدردر کتابی در مورد خاطرات خود می نویسد ، پدر جرج واکر بوش در زمان به دنیا آمدن وی نام اورا جرج واکر بوش  Goarge walker Boucsh گذارد چرا که می خواست و اعتقاد داشت که فرزند او همان دیکتاتور آخرزمان است که بمدت هفت سال برزمین حکومت خواهد راند. دیکتاتوری که انجیل یوحنا وی را666 معرفی می کند . 

در کتاب یوحنا آمده است درآینده دیکتاتوری ظهورخواهد کرد که یک حکومت جهانی را رهبری خواهد کرد و نوعی اتحاد نظامی و اقتصادی بین کشورهای جهان به وجود خواهد آورد .

انجیل یوحنا این دیکتاتور آخر الزمان را با عدد 666 معرفی کرده است.همچنانکه پدر جرج بوش با افزودن نام میانی واکر به اسم جرج بوش تلاش کرد که همان 666 آخر الزمان باشد .

Here is wisdom. Let him who has understanding calculate the number of the beast, for it is the number of a man: His number is 666"Revelation 13:16-18)

بوش پسر که با این اعتقاد بزرگ شده است به خوبی می داند برای حکومت بر جهان نیازداشت که ازعراق عبور کند و به یک دولت مستقل اسرائیل برسد .

اعتقاد بوش به صهیونیسم مسیحی را در گفته های وی می توان جست وی در سال 2001 در سخنرانی خود گفت : اهریمن در بین ما است " The evil is one among us  

 در حقیقت او به نوعی تلاش دارد افکار مذهبی و درونی مردم امریکا را که از مدتها پیش بوسیله مبلغان مسیحی با استفاده از فیلمها و تبلیغات دیگر گسترش یافته بود، به نفع خود بیدار سازد و این تلاشهای وی مورد حمایت مبلغان مسیحی است که در حال حاضر نفوذ گسترده ای را در جامعه آمریکا یافته اند. 

خبرگزاری مهر
+ نوشته محمد در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت |
اصول و مبانی جریان مبلغان انجیل در آمریکا و انگلیس حمایت همه جانبه عقیدتی و سیاسی از صهیونیسم می باشد و آنها اعتقاد دارند که پیروان کلیسای پروتستان برای ظهور دوباره مسیح باید بسوی ظهورچند خواسته مسیح را که در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویی های انجیل بیان شده، عملی نمایند. این جریان نوظهور در پروتستانتیسم با عنوان«خواسته های مسیح» شهرت دارد.
پیروان این مکتب خود را از مبلغان انجیل می دانند و اعتقاددارند پیروان این مکتب مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند که فقط اینان اهل نجات خواهند بود و دیگران هلاک خواهند شد.

از ویژگی های ممتاز پیروان این مکتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهیونیسم می باشد و تعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست های یهودی مقیم اسرائیل و آمریکا می باشد. مطابق اعتقادات مکتب فوق به وسیله پروتستان ها حوادثی باید به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور نماید و پیروان این مکتب وظیفه دینی دارند برای تسریع در عملی شدن این حوادث کوشش نمایند. حوادثی که توسط آنها باید عملی شوند، عبارتنداز:
۱-
یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین آورده شوند و کشور اسرائیل در گستره ای از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید و یهودیانی که به اسرائیل مهاجرت نمایند اهل نجات خواهند بود.
۲- یهودیان باید دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس را منهدم کنند و به جای این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمایند (از سال ۱۹۶۷
تا به حال دو مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس بیش از صدبار مورد حمله یهودیان و مسیحیان صهیونیست قرار گرفته است)
۳- 
روزی که یهودیان مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را منهدم کنند، جنگ نهایی مقدس (آرماگدون) به رهبری آمریکا و انگلیس آغاز شده، در این جنگ جهانی تمام جهان نابود خواهد شد.
۴- 
روزی که جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامی مسیحیان پیرو اعتقادات «عملی نمودن خواسته های مسیح» که مسیحیان دوباره تولد یافته می باشند، مسیح را خواهند دید و توسط یک سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل می شوند از آنجا همراه با مسیح نظاره گر نابودی جهان و عذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود.
۵- 
درجنگ آرماگدون زمانی که ضد مسیح (دجال) در حال دستیابی به پیروزی است، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد کرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شکست می دهد و حکومت جهانی خود را مرکزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت و معبدی که به جای مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس- که توسط مسیحیان و یهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده- محل حکومت جهانی مسیح خواهد بود .
۶- 
دولت صهیونیستی اسرائیل با کمک آمریکا و انگلیس مسجد اقصی و مسجد صخره در بیت المقدس را نابود خواهد کرد و معبد بزرگ به دست آنان در این مکان ساخته خواهد شد و این رسالت مقدس به عهده آنها می باشد.
۷- این حادثه پس از سال ۲۰۰۰
میلادی حتماً اتفاق خواهد افتاد.
۸- 
قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت جامعه آمریکا و اروپا را فرا خواهد گرفت.
۹-قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ معنی ندارد و مسیحیان برای تسریع در ظهور مسیح باید مقدمات جنگ آرماگدون ونابودی جهان را فراهم نمایند.
+ نوشته محمد در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت |

 دکتر امین المشاقبه

جنبش حماس که اکثریت کرسی های مجلس قانونگذاری فلسطین را کسب کرده است تلاش دارد دو هدف مهم را محقق سازد؛ اولی: جلب همکاری جریان های فلسطینی برای مشارکت در کابینه ائتلاف ملی و دوم: کسب مشروعیت بین المللی. بیشتر اظهارات رهبران این جنبش آشکارا نشان می دهد که آنان همچنان در مسیری واقعی و عملی در جهت حفظ اصول ملی فلسطین گام بر می دارند و برای مشارکت همه گروه های فلسطینی در کابینه آینده تشکیلات خودگردان که پس از آغاز فعالیت های مجلس قانونگذاری جدید تشکیل خواهد شد، هیچ پیش شرطی در نظر نگرفته است. آنان همچنین هیچ مانعی در برقراری آتش بس بلندمدت با "اسرائیل" نمی بینند و از هم اکنون اعلام کرده اند که به همه توافقات بین المللی احترام خواهند گذاشت مشروط بر آنکه اهداف ثابت ملت فلسطین در تشکیل دولت و حق بازگشت آوارگان و عقب نشینی کامل اشغالگران از اراضی اشغالی 1967م. در چارچوب اجرای قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل ـ مبنی بر لزوم عقب نشینی اشغالگران صهیونیست از اراضی اشغالی یاد شده ـ و برچیدن شهرک های صهیونیست نشین و خروج از قدس شریف، را محقق سازد.

بر اساس نگرش آمریکا و رژیم صهیونیستی، حماس باید "اسرائیل" را به رسمیت بشناسد و به خشونت پایان دهد و گروه های مسلح را خلع سلاح کند و اگر چنین نکند نامش همچنان در لیست گروه های تروریست خواهد بود.

آنچه مسلم است اینکه حماس نماینده جنبش مقاومت اسلامی در فلسطین اشغالی و به تبع آن یک جنبش مقاومت علیه اشغالگری است که در اثنای حضور اشغالگران تأسیس شده و حق مقاومت نیز یک حق به رسمیت شناخته شده است و مجامع جهانی این حق را برای هر ملتی که کشورش زیر اشغال باشد، به رسمیت می شناسد. بنابراین باید گفت که این جنبش از حمایت مردمی در جامعه فلسطین برخوردار است و پیروزی در انتخابات مجلس قانونگذاری هم نتیجه روند دمکراتیکی است که "اسرائیل" و آمریکا خواستار آن بوده اند و به همین سبب باید به اراده و خواست ملت فلسطین در آزادی و اقدام دمکراتیکش احترام بگذارند، زیرا این نتیجه دمکراسی است که آمریکا به آن فرا می خواند و خواهان گسترش آن در منطقه است و به این سبب است که باید به خواست ملی و نتیجه دمکراسی گردن نهد و نه آنکه با آن مبارزه کند و آن را به رسمیت نشناسد. دولت آمریکا با اتخاذ چنین موضع جانبدارانه ای ـ از رژیم صهیونیستی ـ نشان داد که سیاستش در قبال مسائل مختلف دوگانه است و این طرفداری کورکورانه به هیچ وجه به روند صلح و ثبات امنیتی و سیاسی در منطقه سودی نمی رساند.

در سطح منطقه ای هم دیدار امیر قطر با رهبران جنبش حماس نشان دهنده آن است که دمکراسی و گزینه های ملت فلسطین به رسمیت شناخته شده است، زیرا این جنبش مورد احترام سران دولت قطر و حکومت و ملت این کشور قرار گرفته است، زیرا قطر نیز بر حق عربی و لزوم بازپس گیری حق غصب شده تاکید می کند و نگاه واقع بینانه امیر این کشور او را بر آن داشت که از رهبران حماس استقبال کند تا روند صلح به پیش برود و حقوق غصب شده باز پس گرفته شود. سران مصر نیز چنین مصیری  را در پیش گرفتند و ضمن دیدار با رهبران حماس با آنان درباره مسائل و تحولات پیش رو گفت و گو کردند. عبدالله دوم پادشاه اردن نیز در دیدار اخیرش از واشنگتن بر لزوم احترام به خواست ملت فلسطین و دادن فرصت به جنبش حماس برای ایفای نقش تاکید کرد.

در عرصه بین المللی هم ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه از رهبران حماس برای دیدار از مسکو دعوت به عمل آورد و اعلام کرد که هدفش از این درخواست تشویق آنان به از سرگیری روند صلح و پذیرش توافقات گذشته است. این دعوت مقدمه به رسمیت شناخته شدن جنبش حماس و موفقیت های این جنبش از جانب مجامع بین المللی است، زیرا روسیه عضو کمیته چهارجانبه است و در روند صلح نقش محوری دارد. موضع فرانسه در حمایت از این دعوت و تشویق روسیه به ادامه این حرکت نیز مثبت است و به مثابه به رسمیت شناخته شدن حماس از سوی یک عضو دیگر شورای امنیت و از اعضای فعال و مؤثر اتحادیه اروپا تلقی می شود.

به باور ما روند به رسمیت شناخته شدن جنبش حماس هر روز بیشتر می شود و به محض آنکه یک دولت این جنبش را به رسمیت بشناسد، کشورهای دیگر نیز در پی اقدامی مشابه بر خواهند آمد و تحولات صورت گرفته در این راستا پیروزی جنبش حماس در این عرصه است و باید از آن حمایت شود.

جنبش حماس با نشان دادن برگه های برنده خود در زمینه مواضع این جنبش در قبال تشکیل کابینه با نخست وزیری فردی خارج از دایره جنبش و نزدیک به آن مثلا رئیس دانشگاه اسلامی غزه، نشان می دهد که رهبرانش علاقه ای به جاه و مقام ندارند و به دنبال ریاست و موقعیت در حکومت نیستند. اگر این موضوع تحقق یابد، بسیاری از گروه ها و جریان های سیاسی وادار خواهند شد در کابینه آینده  مشارکت جویند و روزهای آینده ابعاد اصلی روند حرکت جنبش حماس مشخص خواهد شد. ما بر این باوریم که انعطاف پذیری سیاسی باید همیشه مد نظر قرار گیرد تا آنکه بخشی از هدف های فلسطینیان محقق شود.

رژیم صهیونیستی بر این باور است که اقدام روسیه در دعوت از رهبران حماس به دیدار از روسیه به مثابه تهدید برای این رژیم است. این منطق غیر قابل پذیرش است و اصول دمکراسی را که سران این رژیم مدعی آن هستند، زیرا پا می گذارد. ما به رژیم صهیونیستی می گوییم که باید واقعیت ها را بپذیرد و اگر خواهان صلح است باید جدیت با حماس تعامل کند.

منبع: روزنامه الشرق چاپ قطر

+ نوشته محمد در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت |

به قلم :ناصر فضاله

نظریه نسل کشی و کشتار کودکان در هیچ دین یا اندیشه ای به اندازه ای که در تورات اهمیت دارد، مطرح نشده است. این نظریه در قرن هایی مطرح شد که یهودیان حضور مؤثری در جامعه آن روزگار داشتند. اما این نظریه با پیدایش رژیم صهیونیستی در فلسطین بار دیگر مطرح شده و تا به امروز نیز در اشکال گوناگون و به بهانه ها و توجیهات سست تر و بی پایه تر از لانه عنکبوت استمرار یافته است.

در سفر اشعیاء آمده است، "فرزندانشان در مقابل چشمانشان به قتل رسیدند و خانه هایشان غارت گردید و به زنانشان تجاوز شد. آری من آن کسی هستم که ماده پرستانی را که به طلا و نقره کاری ندارند، علیه آنان شوراندم. آنان حتی به جنین هایی که در شکم مادرانشان بودند، رحم نکردند و بر کودکان نیز شفقت نشان ندادند". همچنین در تورات آمده است، "پروردگارا، روز اورشلیم را به بنی آدم یاد آور، آن روز که می گفتند تا ریشه آنان را یهودی کنید. ای سرزمین ویران شده بابل، خوشا به حال آن کس که با تو آنگونه کرد که تو با ما کردی. خوشا به حال کسی که کودکانت را بگیرد و به صخره ها بکوبد"

با نگاهی به این جملات در تورات می توان به انگیزه صهیونیست ها در قتل کودکان در مدرسه مصری "بحر البقر" و قتل ایمان حجو کودک شیرخواره در دامن مادرش و تلاش برای قتل محمد الدره در آغوش پدرش پی برد، آری! آنان به دستورات تورات عمل می کنند که در آن آمده است "کودکانشان در برابر چشمانشان نابود شدند".

آنان "آیه فیاض" آن گل ناشکفته نه ساله را نیز چنین کشتند. این قتل و کشتار برگرفته از تعالیم تورات (تحریف شده) است. کودک پنج ساله دیگری به بیمارستان انتقال یافت و هنوز آثار جنایت وحشیانه ای را صهیونیست ها در حق خانواده اش مرتکب شدند، می توان بر نگاه هایش خواند و دید. هنوز گرد و خاک بر جان نحیفش پاک نشده است. "روان" با قدم های سنگین و با دلی اندوهگین در بیمارستان به این سو و آن سو می رفت. هیچ کس نمی دانست که "روان" به دنبال چیست. آیا به دنبال پدر شهیدش می گردد؟ یا آنکه در پی یافتن مادر شهیدش می دود؟ یا شاید هم به دنبال یافتن برادری است که با مرگ دست و پنجه نرم می کند؟ درد و اندوه و گریه همه کسانی را که در بیمارستان بودند، زجر می داد. همه نگاه هایی که از هول این صحنه ماتشان برده بود، او را می پاییدند، اما نمی دانستند که "روان" در پی کیست و به دنبال چه می گردد؟ او یک روز پیش در این دنیا هم پدر داشت و هم مادر و هم خانواده ای خوشبخت. اما امروز همه آنان رفته اند. به رغم آنکه کودکی بیش نیست، اما دریافته است که مشکلی برای خانواده اش رخ داده است. روان در پی یافتن پدر و مادر است و به دنبال برادر. آنچه اندوه ما را دو چندان کرد آن بود که مادر روان هم تنها یک روز پس از پدر به سوی بهشت شتافته بود و اکنون روان مانده بود و یک برادر به نام محمد که به انتظار عنایت پروردگار در بخش مراقبت های ویژه بستری بود.

جنایت وحشیانه ای که نیروهای اشغالگر صهیونیست در حق ایمان 4 ماهه در خان یونس مرتکب شدند، بار دیگر تاکیدی است بر اینکه زندگی کودکان فلسطینی تا به چه حد بی ارزش شمرده می شود و وجدان جهانیان تا به چه حد در خواب مرگ فرو رفته است. هر چند جهانیان به چشمان خود جنایت قتل "محمد الدره" را دیدند، اما آخرین آهی که از دهان ایمان شیرخواره بیرون آمد با آخرین درخواست کمک شهید "محمد الدره" پیوند خورده است. گلوله تانک صهیونیست ها "ایمان" را از آغوش مادرش "سوزان" ربود و نگذاشت مادر خوشحالی خود را از تولد این نوزاد که یک سال و نیم با اشتیاق فراوان او را در شکم و آغوش داشت، کامل کند. سوزان به جای آنکه در مراسم عروسی دختر عمویش شادی کند، به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان خان یونس انتقال یافت تا او و سه فرزندش محمود (دو ساله) و دنیا (6 ساله) و ایمان (4 ماهه) در آنجا به سبب اصابت گلوله های ناجوانمردانه اشغالگران، بستری شوند.

ایمان اولین کودک شهید خانواده حجو نیست، زیرا دختر عمویش به نام بثنیه (5 ساله) در انتفاضه اول به ضرب گلوله نیروهای اشغالگر صهیونیست به شهادت رسیده بود. انگار که پس از گذشت ده سال از آن حادثه غم بار، امروز باید سالگرد آن حادثه با شهادت جگرگوشه دیگری، به خاطر آید و تکرار گردد.

روح این نوزاد شهید به آسمان عروج کرد تا از جنایتی که صهیونیست ها در حق او مرتکب شدند و از سکوتی که ملت های عرب و مسلمان در پیش گرفته اند به نزد خداوند متعال شکایت کند.

منبع: روزنامه الخلیج چاپ بحرین

+ نوشته محمد در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت |
در آمریکا روزانه 1759 روزنامه منتشر می شود که 61 میلیون آمریکایی آنها را دریافت می کنند و تعداد بیشتری آن را ورق زده و می خوانند، علاوه بر این رقم حدود 668 نشریه هفتگی منتشر می شود که هر روز شنبه به دست آمریکاییان می رسد که این جراید توسط بیش از 1700 شرکت توزیع می گردد، که یهودیان بر نیمی از این وسائط و جراید سلطه کامل دارند و در نیم دیگر آن اعمال نفوذ می کنند، و اما مجلات هفتگی آمار آن در سال 1981 بالغ بر 8000 نوع مجله بوده است.
روزنامه نیویورک تایمز یکی از مشهورترین و پرتیراژترین جراید آمریکاست که این روزنامه به سال 1896 میلادی در گیر و دار یک بحران مالی توسط "آدولف اوش" یهودی روسی الاصل خریداری شد و صاحب آن که در سال 1841 این روزنامه را تاسی کرده بود " هنری رانموند" از آن خلع ید کرد، صاحب فعلی این روزنامه N.Y.T. آرتوش اوش سالزبرگ می باشد که علاوه بر مالکیت یک خط تلویزیونی به عنوان منبع خبری مادر، برای دیگر روزنامه ها عکس . رپرتاژِ مخابره می کند.



روزنامه " واشنگتن پست" بعد از نیویورک تایمز مشهورترین و پرتیراژترین روزنامه است که در قشر اصحاب ادارات وکارمندان دولت توزیع می شود و نظرات سیاسی را به سیاستمداران القاء می کند. این روزنامه به سال 1981 روزانه 620 هزار نسخه منتشر می شده است، این روزنامه تحت سلطه مالی و اداری یهود می باشد و در هر مساله دیدگاه صهیونیست ها را بیان می دارد، این روزنامه فعلاً توسط " کاترین مایرگراهام" دختر میلیونر یهودی اداره می شود.

"دیلی نیوز" ، "نیویورک پست" با تیراژ 740 هزار نسخه در روز و استار و سان تایم با تیراژهای بالا در ملکیت ویلیام هرست همسر ماوریول دیویس یهودی می باشد، به اضافه مجله خانگی Good House Keeping روزنامه فنی و تخصصی آمریکا میز تحت سیطره اختاپوس صهیونیزم قرار دارند، مانند مجله سینمایی فایتی که بیان کننده آراء 171 شرکت سینمایی است که اغلب صاحبان آنان یهودی می باشند، مجله فایتی که در میان علاقمندان به سینما توزیع می شود بیشترین نقش را در انتخابات کنگره آمریکا دارد، چرا که می تواند از ابزار سینما و هنرپیشه ها در فعالیت های انتخاباتی استفاده کند.
این مجله پیوسته شعارها می دهد، وظیفه علنی آن مشروعیت بخشیدن به نظام صهیونیستی و ارائه خدماتی است که توسط اسرائیل در خاور میانه به مصالح آمریکا تقدیم می شود.
در جراید هفتگی، مجله تایم و نیوز ویک پر تیراژترین مجلات آمریکا هستند که نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان توزیع می گردند.

مجله نیوز ویک با تیراژ 3 میلیون نسخه در هفته به سال 1933 تاسیس شد.لیکن به سال 1937 به طور کلی تحت سیطره صهیونیزم در آمد.
مجله تایم نیز 5/4 میلیون نسخه در هفته پخش می شود که متعلق به مالک یهودی آن ، "جان می یر" می باشد و دهها صهیونیست در تهیه و توزیع آن کار می کنند.
سردبیر مجله تایم Henry Geunwald می باشد.نامبرده صاحب کمپانی انتشاراتی "اسپرت ایلوستریتد" ، "مونی" ، "لایف" ، "پی یل" و "فورچون" نیز می باشدو این مجموعه مشترکاً دارای 140 سیستم تلویزیونی می باشند.

مجله اخبار آمریکا و گزارشهای جهان با تیراژ 5/2 میلیون نسخه در هفته که یک مجله محافظه کار است نیز به سردبیری M. Stone یهودی تهیه و توزیع می شود.
بزرگترین مجله سینمایی و فنی T.V.Guide با تیراژ 20 میلیون نسخه در هفته متعلق به بزرگترین میلیونر صهیونیست آمریکایی W.Annenberg است. آنن برگ همان یهودی ثروتمندی است که قرار بود شاه معدوم در ویلای اختصاصی او در کالیفرنیا سکونت کند.

یهودی استرالیایی روبرت مردوخ صاحب جریده تایمز لندن در آمریکا نیز صاحب روزنامه نیویورک پست و چندین مجله بزرگ و کوچک می باشد که مجله "استار" و "نیویورک مگازین" از ان جمله می باشند.

مجلات مربوط به مسائل اقتصادی و نشر اخبار فنی و صنعتی و بانکی نیز غالباً در دست یهودیان می باشد که به عنوان مثال می توان مجله "بیزینس ویک" را نام برد که در سراسر عالم منتشر می شود.
در ایالات مختلف آمریکا نیز تسلط یهودیان در مطبوعات را می توان ملاحظه کرد. در شیکاگو بزرگترین روزنامه ایلت شیکاگو یعنی "شیکاگو سان تایمز" در اختیار یهودیان است. تیراژاین روزنامه در سال 1981 بالغ بر 670 هزار نسخه در روز بوده است. روزنامه های ایالتی که بیشتر جنبه منطقه ای و محلی دارند خیلی صریحتر از مقاصد صهیونیست ها حمایت می کنند. روزنامه شیکاگو سا ن تایمز در مخالفت با مسلمانان و اعراب سابقه طولانی و مفصلی دارد.بسیاری از این روزنامه ها که موضع چپی دارند پایگاه مخالفت با اسلام می باشند.

مجله دیگری که مجله عالمی به حساب می آید مجله "ناشنال ژئوگرافیک" است که حاوی جدید ترین اخبار جغرافیایی و گزارش های اقلیمی می باشد، سالانه 000/000/11 نسخه از این مجله به سال 1981 چاپ می شد که اکنون افزایش یافته است.

مهم این است که در عین حال که در امریکا آزادی مطبوعات حکفرماست و هر کسی می تواند حرف خودش را و مکتبش را بگوید، معذلک هیچ نشریه و مجله ای در اختیار اعراب و فلسطینیان و مسلمانان نیست که بتواند مواضع آنان را بازگو کند. در حقیقت سانسور طبیعی و عظیمی بر همه مطبوعات و رسانه های گروهی به طور هماهنگ حاکم است که هر صدای مخالفی را خاموش کرده دست به تحریف می زنند.

همزمان با حمله آمریکا به عراق، همه جراید و مطبوعات و کانالهای رادیو و تلویزیونی به طور هماهنگ به شستشوی افکار پرداخته، عراق را یک خطر اتمی معرفی کردند و زمینه برای مشروعیت حمله به عراق را در طی 48 ساعت فراهم ساختند.

در آمریکا گاهی برخی روزنامه ها مواضع مختلف داشته با یکدیگر در رقابت می باشند.در حالیکه هر دو روزنامه مخالف و رقیب متعلق به یک موسسه یهودی می باشد و صهیونیزم نفوذ خود را در هر دو جناح موافق و مخالف حفظ می کند.به طور مثال :
روزنامه صبح "نیوز" رقیب روزنامه عصر "تایمز" در ایالت آلاباما هانتزویل.
روزنامه "رجیستر" رقیب روزنامه عصر "پرس" آلاباما "موبیل".
روزنامه پست استاندارد رقیب روزنامه عصر هرالد ژورنال سیراکیوز نیویورک.
روزنامه پاتریاوت رقیب روزنامه عصر نیوز در پنسیلوانیا "هارسبورگ" می باشند و در عین حال همه این روزنامه ها متعلق به خانواده ثروتمند نیو هاوس مهاجر یهودی روسیه ای و از خاندان "ساموئل نیو هاوس" امپراتور بزرگ و مشهور جهان مطبوعات می باشد که صاحب 28 روزنامه ، 20 مجله و 7 موسسه انتشاراتی از قبیل Vintagu ، Pathion ، Fawcett و بیش از 20 ایستگاه تلویزیون Cable-T-V- می باشد و هیچ خبری خارج از امپراطوری عظیم اینان نخواهد بود و هیچ نویسنده و ناشری قدرت فرار از حیطه حکومت آنان را ندارد.
+ نوشته محمد در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 و ساعت |
var currentMessage = 0 var offset = 0 function stopBanner() { if (bannerRunning) clearTimeout(timerID) bannerRunning = false } function startBanner() { stopBanner() showBanner() } function showBanner() { var text = ar[currentMessage] if (offset < text.length) { if (text.charAt(offset) == " ") offset++ var partialMessage = text.substring(0, offset + 1) window.status = partialMessage offset++ timerID = setTimeout("showBanner()", speed) bannerRunning = true } else { offset = 0 currentMessage++ if (currentMessage == ar.length) currentMessage = 0 timerID = setTimeout("showBanner()", pause) bannerRunning = true } } // -->





Powered by WebGozar

explorer blog