تبليغاتX
اسرائیل و سازمان یهود

اسرائیل و سازمان یهود

وبلاگ من | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | طراح قالب


پیام مدیریت

اسرائیل باید از بین برود. امام خمینی (ره)
در این وبلاگ سعی شده است تا گوشه ای از توطئه های زرسالاران قدرت طلب یهود به نگارش در آید. حمایت از مردم فلسطین، مقاومت اسلامی لبنان و آگاه سازی مردم و مبارزه با دشمنان انسانیت از وظایف ماست.


تصاویر تصادفی زیبا


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


لينکدوني

صهیونیزم و ادیان
ندای عدالت
ارتباطات ایرانی
مهدویت
ایمیل انجمن مبارزه با صهیونیسم

آمار و امکانات





Powered by WebGozar





هاليوود و اسلام ستيزي

تاريخچه و پيشينه هاليوود:

وقتي که سينما در سال 1890 اختراع شد، بسياري آن را جدي نگرفتند. در آغاز، سينما کاملاً تفنني تلقي مي شد. در سالهاي 1916 و 1917 با ورود برخي از سينماگران حرفه اي و با ساخت فيلم هاي جذاب اين هنر رونق گرفت. ساخت استوديوهاي شش گانه آمريکايي در دهه 1920م، هاليوود را در حومه شهر لوس آنجلس تشکيل دادند و تا 30 سال بعد از آن هاليوود حاکم مطلق اين هنر بود. صاحبان اين کمپاني ها، يهودي و از مهاجرين اروپاي شرقي بودند. اين عده شامل برادران وارنر، ساموئل گلدن، لويي ماير، کارل لمله، ادولف زوکر و ويليام فاکس مي شدند. آنها از هر چيزي براي موفقيت فيلمهايشان استفاده مي کردند. استفاده ابزاري از زنان، سيستم ستاره سازي، طرح و ساخت موضوعات غير اخلاقي، خشونت، اسطوره سازي، ترويج خرافات و جادو و از اين قبيل جزء برنامه هاي اصلي هاليوود بود. سياستمداران آمريکا براي اينکه مديريت افکار عمومي را بدست گيرند، از اين صنعت خوب استفاده کردند. براي صاحبان قدرت و سرمايه در آمريکا اين امر اثبات شده است که نمي توان بدون مديريت افکار عمومي بر جهان سلطه پيدا کرد، افکار عمومي در داخل و خارج کشور باري پيش برد اهداف بسيار مهم است تا زمينه رواني مناسبي فراهم نباشد، استراتژي ها و اقدامات پيش نخواهد رفت. آمريکا و غرب از اين صنعت براي تحقق اهداف و منافع خود در جهان بويژه جهان اسلام به خوبي استفاده کرده است. در همين راستا در دهه اخير جهان استکبار با توجه به ابزارها و اهرم هاي تبليغاتي که در اختيار دارد، به يک تهاجم گسترده فرهنگي عليه دنياي اسلامي دست زده است. شيوه ها و ابزارهاي آمريکا و غرب براي اسلام زدايي و اسلام ستيزي بسيار متنوع است.

امروزه قدرت پيام از مهم ترين عوامل اقتدار اجتماعي کشورها محسوب مي شود. کسي که رسانه را در اختيار داشته باشد و خوب مديريت و هدايت نمايد، مي تواند نقش کنترل اجتماع را به آسان و سريع در جامعه ايفا نمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد، ايالات متحده آمريکاست." آمريکا هرگاه که عزم جنگي مي کند يا مي خواهد يکي از استراتژي هاي کلان خود را به اجرا درآورد، از هاليوود کمک مي گيرد. در چنين مواقعي زبان هنر و رسانه اي آمريکا به گونه اي مصلحتي ارزشي مي شود، يعني قائل به تفکيک حق و باطل يا خير و شر مي گردند. در چنين حالتي به بيننده و يا شنونده اينگونه القاء مي کند که بايد يکي را انتخاب کني. آمريکا هميشه خودش را در جناح حق مي داند. اگر کسي هم با او مخالفتي داشت در جناح شيطان، شر يا آنتاگونيست قرار مي گيرد و مي گويد چون ما قدرتمند و برحقيم، در قبال سرنوشت انسان هاي ديگر هم به شدت مسئوليم و نبايد بي تفاوت باشيم و وظيفه داريم نيروهاي سرکش و متمرد و تروريست را بر سر جاي خود بنشانيم. هاليوود در اين عرصه بسيار ياور و کمک کار آمريکا بوده وهست. مثلاً سينماي هاليوود در مورد ويتنام کمک هاي بزرگي به دولت آمريکا نمود تا افکار عمومي جامعه آمريکا را جهت ورود به جنگ آماده سازد." [1]

حال بايد بدانيم که اين تئوريسين هاي فرهنگي و سياسي که صاحبان رسانه هاي سينمايي هاليوود نيز هستند، چه کساني هستند و در صدد القاء چه چيزي هستند.

قبل از اينکه بخواهيم مبحث اسلام ستيزي را مطرح کنيم، لازم است که در آمدي بر عقايد صهيونيست ها در زدودن دين و رواج باورهاي غلط و خرافي در ميان افکار مردم، داشته باشيم.

هاليوود در جنگ سرد، روس ها را شر مطلق معرفي مي کرد. آمريکايي ها تا مدت ها حتي در فيلمهاي علمي، تخيلي و فضايي خود چهره شرور روسها را به تصوير مي کشيدند. با فروپاشي شر مطلق (روسها)، و با گسترش موج بيداري اسلامي، سمت گيري هاليوود بيشتر به سمت اسلام و مسلمانان تغيير جهت داد. همانطور که گفته شد مسلمانان در دهه هشتاد کمتر هدف سينماي هاليوود قرار مي گيرند، اما گام هاي پر شدتي که هاليوود با آغاز دهه 90 برداشت، گويا قرار است مسلمانان صريحاً جايگزين تابوي شر شوروي بشوند، چون از نظر منطق رسانه اي، شر مطلق از بين رفته و بايد شر ديگري جايگزين آن شود تا درام هاليوود شکل بگيرد. لذا فيلم هايي ساخته مي شود که در آنها انسان هايي با عقايد، آداب و ظاهر اسلامي هستند که منافع آمريکا را به خطر مي اندازند. چهره هاي اين انسان ها افرادي کريه المنظر، بي رحم و تروريست و از کشتن و کشته شدن خودشان ترسي ندارند، به تصوير کشيده مي شود.

شکي نيست که اتاق فکر هاليوود را تئوريسين هاي سياسي خط مي دهند، اينها هستند که با مباني سازي هاليوود را تشويق به ساخت فيلم هاي اسلام ستيزي مي نمايند. نظريات ساموئل هانتيگتون از جمله موراد است. هانتيگتون که زماني مشاور سياست خارجي کلينتون بود مقاله اي را تحت عنوان «مناسبات خارجي» در سال 1993 نوشت. اين مقاله با تشويق و پي گيري همکاران و موسسات آمريکايي کامل شد و در سال 1996 با عنوان کتاب «برخورد تمدن ها و بازسازي نظم جهاني» منتشر گرديد. به گفته او اين موضوع يعني برخورد تمدن ها موجب جنگ ها و درگيري هاي جهان نوين پس از جنگ سرد خواهد شد. در اين کتاب تمدن هاي معروف و مهم را بر مي شمارد و به گفته سنک سومباس از فلوريدا استناد مي نمايد که نهايتاً رويارويي اصلي بين دو تمدن اسلام و غرب است و هانتيگتون آشکارا مطرح مي سازد که غرب نبايد درباره بنيادگراهاي اسلامي نگران باشد، بلکه بايد درباره خود اسلام نگران باشد. اين نظريه که به آرامي از گردونه بحث ها داشت خارج مي شد، با حوادث 11 سپتامبر مجدداً توجه بسياري را به خود جلب کرد بعضي معتقد بودند، آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، تاييديه و شاهدي بر نظريه هانتيگتون شد. لذا اين ديدگاه دستمايه هاليوود شد و فيلمي که بنام «ترميناتور 2» ساخته شد. در اين فيلم نيروهاي خير بر ماشين ها که شر بودند غلبه پيدا کردند. همين مضمون در فيلم «دروغ هاي حقيقي» تکرار مي شود اما اين بار به جاي ماشين ها، مسلمانان نيروي شر هستند که در مقابل آرنولد قهرمان اصلي فيلم قرار مي گيرند. در اين جا نيروهاي شر و تروريست کسي جز مسلمانان نيستند.

هاليوود در انحصار صهيونيسم:

اين مقدمه که صنعت سينماي هاليوود امروزه، در انحصار بزرگان يهود است، نيازي به اثبات مجدد ندارد و به قدري اين موضوع روشن است که جمله معروفي در اين زميه نكته جالب توجه اينكه، يكي از مجلات‏ صهيونيست‏ها به نام مومنت(Moment)در شماره اوت سال 1996 خود تحت عنوان«يهوديان هاليوود را اداره مي‏كنند، خوب كه چي؟»، به حقيقت اين مطلب اقرار نموده و فعاليت يهوديان را درمطبوعات به گونه‏اي توجيه كرد.[2] لذا اطاله کلام نمي کنيم و به موضوعهايي که مورد توجه سينماگران يهودي است مي پردازيم.

" با مرور اجمالي"پروتكل‏هاي جهاني يهود"به‏ سهولت مي‏توان دريافت كه صهيونيسم بين الملل به هدفي كمتر از تصاحب كامل دنيا و تشكيل حكومت واحد جهاني نمي‏انديشد و براي نيل به اين مقصود، ترويج خرافات ديني را بعنوان يكي از راهكارهاي اساسي خود برگزيده است. سوء استفاده از برخي‏ فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و ترويج اين خرافات از طريق‏ فيلم‏هاي سينمايي از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم‏ بين الملل قرار داشته و همين امر حجم گسترده‏اي از فيلم‏هاي‏ ظاهرا ديني(ولي در باطن خرافي)را در تاريخ سينماي جهان پديد آورده است."[3]

مقصود از "خرافات ديني" شوائبي است كه آدمي بر مبناي تخيل‏ نفس اماره به ساحت لايزال دين منتسب مي‏دارد و اين شوائب‏ خيالي را عين حقيقت مي‏انگارد. حال آنكه دين، جلوه‏اي از حقيقت رحمان است و خرافات، زاييده مكايد شيطان. همواره در كنار هر اعجاز موسايي، سامري‏ به ساحري بر مي خيزد و ادعاي معجزه مي كند. امروزه براي‏ صهيونيسم، هيچ ساحري برتر از سينما و هيچ سحري مهيب‏تر از خرافات ديني نمي‏تواند مفيد باشد.

خرافات ديني يهود متكي بر چند ركن است. ركن اول: نگاه خرافي يهود نسبت به مفهوم شيطان. بر اساس اين‏ نگرش، شيطان مفهومي اهريمني است كه با قدرتي مخوف و ويرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم مي‏كند و با كمك پيروانش‏ نسل آدمي را در معرض نابودي قرار مي‏دهد .در آن گروه از آثار سينمايي كه شيطان را اينگونه ترسيم کرده اند، انسان‏ بي‏پناهي است كه به چنگال شيطان اسير شده و هيچ امدادي از جانب پروردگار به او نمي‏رسد. در اين مهلكه، اراده‏ خود او يا انسان‏هاي ديگر تنها سرمايه‏اي است كه مي‏تواند به آن‏ اميدوار باشد. "اين باور خرافي و كودكانه تا كنون دستمايه آثار سينمايي متعددي‏ قرار گرفته كه فيلم‏هايي نظير:"جن گير"،"طالع نحس"،"پايان‏ روزگار"و"وكيل مدافع شيطان"از آن جمله‏اند. "[4]

از ديگر خرافه‏هاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته: "افسانه آخر الزمان" و پيشگويي‏هاي مربوط به آن است كه در فيلم‏هايي نظير: "نوستراداموس"، "آرماگدون" و "روز استقلال" ردپايي از آن‏ مي‏توان يافت. بر اساس اين افسانه، فاجعه‏اي عظيم حيات بشري‏ را تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير و شر در جغرافياي خاصي‏ از زمين به وقوع خواهد پيوست. وسعت فاجعه آن قدر است كه‏ انسان‏ها از مقابله با آن در مي‏مانند و نااميدانه به هوشمندترين و شجاع‏ترين نژاد بشري(يعني آمريكايي‏ها) پناه مي‏برند!

"مهمترين تأثير اين گروه از فيلم‏هاي خرافي آن است كه حس‏ اعتماد به نفس را در مخاطبين جهان سومي نابود مي‏سازد و همزمان اعتماد و انقياد نسبت به صاحبان اصلي دنيا را (كه به زعم‏ اين فيلم‏ها آمريكاييان و يهوديان هستند) ترويج مي‏نمايد. در صورت مشاهده مكرر اين قبيل فيلم‏هاي خرافي،مردم جهان سوم‏ ظاهرا به آمريكا و باطنا به صهيونيسم بين الملل حق مي‏دهند كه‏ چند صباحي در اين عالم فاني حكومت و سروري كنند! زيرا وقتي‏ فاجعه عظمي بروز كند، همين‏ها هستند كه بايد به داد مردم دنيا برسند و نسل انسان را از خطر نابودي برهانند!"[5]

با پرداختن به موضوع آخرالزمان ترسيم مغرضانه از پيروان شيطان، کشورهاي مشرق زمين و اسلامي را در اين گونه فيلم ها به عنوان آنتاگونيست معرفي مي کنند. يعني شيطان از کشورهاي اسلامي برمي خيزد و نيمه غربي عالم را مورد تاخت و تاز خود و يارانش قرار مي دهد. به عنوان نمونه فيلم «جن گير» به گونه اي ساخته مي شود که اسلام يک هيولاي باستاني ماقبل تاريخ است. در اين فيلم، در خرابه هاي نينواي عراق گروهي باستان شناس مشغول حفاري هستند که با صداي اذان شروع مي شود -وقت غروب از نظر مسيحيان وقت شيطاني است- ناگهان يک مقبره باستاني باز مي شود و مجسمه شيطان آشور بيرون مي آيد، گويا روح شيطان که در وقت غروب و همزمان با صداي اذان از يک کشور اسلامي برخاست، به شهر جورج تاون در آمريکا مي رود و در کالبد يک دختر آمريکايي حلول کرده و او را به يک هيولا تبديل مي کند و اين دختر هم دست به جنايت هاي متعدد مي زند. برخي مواقع هاليوود ارزش هاي اسلامي را به صورت ظريف به نفع خودش مصادره مي کند و از آن خود مي داند. مثلاً در فيلم گلادياتور ژنرال «ماکسيموس» به صورت يک قديس و انساني ارزش گرا و اخلاقي و خانواده دوست ظاهر مي شود، اين شخص ريش دار ضد فساد است و به دنبال شهادت و عدالت طلبي است.

"خرافه ديگري كه صهيونيست‏ها آن را در قالب سينمايي مصادره به مطلوب كرده‏اند، مسئله «ظهور ناجي» و «سفر به سرزمين موعود» است. اما ناجي اين قبيل فيلم‏ها نه آن منجي است كه بشريت در انتظار اوست."[6]

حال اين قالبهاي ارائه شده را همراه با نظريه هاي نظريه پردازاني چون فوکوياما، هانتينگتون و برنارد لوئيس که اسلام را به عنوان عامل خشونت و شر معرفي مي کنند، در کنار يکديگر قرار مي دهيم. نتيجه ساده است، فيلم هايي نظير «هري پاتر» و «ارباب حلقه ها» که تقابل خير و شر را نشان مي دهند، ساخته مي شود. و يا فيلم هايي که سعي در اثبات يک قوم به عنوان خير و نژادي ديگر به عنوان شر هستند، اکران مي شوند. "صهيونيستها براي ترويج افکار و ايده هايشان سرمايه گذاري زيادي کرده اند. مثلاً در دهه 50 رژيم صهيونيستي ميليون ها دلار خرج کرد تا فيلم هايي همچون ده فرمان و بن هور ساخته شد. تا بتواند به نوعي حضور نامشروع اسرائيل در فلسطين اشغالي را توجيه کند."[7]

اما شيوه هاي تقابل هاليوود با اسلام، شامل موارد ديگري نيز مي شود که به طور خلاصه به هر کدام از آنها اشاره مي کنيم.

1-    تبليغ عرفان هاي سکولار و بدون خداي شرقي که به نوعي انحراف از مسير خداي واقعي است.

2-    تهاجم فرهنگي و مقابله با مسلمانان با ترويج ارزشهاي مادي گرايانه مثل انحرافات جنسي، خشونت و جادوگري و...

3-    بي تمدن و عقب مانده و تروريست جلوه دادن مسلمانان در فيلم هايي همچون محاصره و دروغهاي حقيقي.

4-  برتر جلوه دادن يهوديان و قوانين آنها در تمام عرصه ها و تحقير اديان اسلام و مسيحي مثل فيلم دختر راهبه و يا فيلم هايي که عليه مسلمانان مي سازند مثل فيلم کشتي هاي بلند، ماه، سحر و هديه.

5-  تبليغ چهره اي اهريمني از مسلمانان و سست کردن آنان در باورهاي خود و تزلزل نسبت به تظاهرات ديني و شعائر مذهبي و از همه مهمتر، هويت اسلامي شان.

6-  استفاده از تصاوير مسلمانان در فيلمهاي طنز و خنده دار، فيلمي به نام «دنبال کمدي در دنياي مسلمانان» ساخته البرت بروکز به نوعي توهين به مسلمانان بود.

"روي هم رفته هاليوود عمدتاً مسلمانان را عرب معرفي مي کند، حال آن که حدود 15درصد مسلمانان عرب هستند. تصوير ارائه شده از مسلمانان در سينماي هاليوود مشخصاً به سه دوره تقسيم مي گردد:

از ابتداي تاسيس هاليوود تا شکل گيري دولت صهيونيستي؛ در اين دوره سينماي هاليوود، مسلمانان را عمدتاً به صورت انسان هاي غير متمدن، بدوي و احمق معرفي مي کند.

از زمان شکل گيري دولت صهيونيستي تا ظهور انقلاب اسلامي؛ در اين دوره علاوه بر تصوير دوره اول، مسلمانان را اغلب به صورت انسان هاي غارتگر و و حشي نشان مي دهد که يا پولداراني احمقند و يا قدرتمنداني بي رحم که به کسي ترحم نمي کنند.

از ظهور انقلاب اسلامي به بعد بويژه پس از يازده سپتامبر؛ در اين دوره هم علاوه بر تصويرهاي اول و دوم، شخصيت مسلمانان را عمدتاً به صورت خشک مقدس، متنفر از يهود و مسيحيت و تروريست نشان مي دهند. زنان عرب را هم به صورت رقاصه، جادوگر، جنسي زبون و ذليل در فيلم هايشان به تصوير مي کشند."[8]


 


[1] قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص102

[2] ميرلوحي، سيدهاشم، آمريکا بدون نقاب، ص 119

[3] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص11

[4] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص12

[5] همان

[6] همان

[7]  قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص104

[8]   قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص108

 

http://www.isu.ac.ir/Farsi/Academics/CultureCommunications/Books/Dawat/data/nashriye%20design/maghalat(javad).htm

محمد جواد رمضاني

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388 توسط محمد جواد رمضاني | لينك ثابت |

وضعيت استرات‍ژيك فلسطين در سال 2006

وضعیت استراتژیک فلسطین در سال 2006

پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در ابتدای سال 2006 چندین نتیجه مهم در پی داشت .درگیری های داخلی ، فشارهای خارجی، عدم توجه جدی سازمانهای بین الملی ،اختلاف شدید در دنیای اسلام و عرب بر سر فلسطین و... از جمله این عوامل است . در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:  

1)     پیروزی حماس در انتخابات شورای قانون گذاری (47کرسی در مقابل 45 کرسی جنبش فتح) که منجر به تشکیل دولت ائتلافی به رهبری حماس شد باعث گردید تا مشروعیت این جنبش درون سرزمنهای اشغالی مستحکم گردد .

2)     به رغم اینکه نتایج انتخابات ضربه محکمی به رهبران تشکیلات خود گردان وارد آورد ، اما محمود عباس اعلام کرد که در ملزم کردن حماس به تشکیل کابینه تردید نخواهد کرد.

3)     اولین گزینه حماس تشکیل دولت وحدت ملی متشکل از فتح و سایر گروهای فلسطینی بود .چرا که در مرحله حساس تغییر و در مواجهه با قضیه ملی فلسطین چاره ای جز تشکیل دولت وحدت ملی نبود .

4)     از سوی دیگر رهبران  فتح که حکومت را از دست داده تلقی می کردند در آخرین نشست شورای قانون گذاری ، اختیار کامل دادگاه قانون اساسی و تشکیل دیوان کارمندان را به محمود عباس واگذار کردند . همچنین سرویسهای تبلیغاتی نیز در اختیار وی قرار گرفت .گذرگاه رفح نیز تحت سیطره سرویسهای امنیتی تشکیلات خود گردان قرار گرفت.حال آنکه این سرویس امنیتی پیش از آن وابسته به وزارت کشور بود .مجموعه این اقدامات تفسیری براندازانه برای دولت حماس را در پی داشت .

5)     در عرصه بین المللی نیز عدم پذیرش آمریکا و اسرائیل نسبت به تغییرات دموکراتیکی که در عرصه فلسطین بوجود آمده بود، باعث افزایش محاصره دولت و ملت فلسطین شد.

6)     برخوردهای مسلحانه بین نیروهای فتح و حماس موجب تحریک احساسات فلسطینیان ودر نهایت کشته شدن 322 تن از آنان شد .

7)     شرکت در انتخابات از سوی حماس نشان دهنده دوری جستن از عملیات نظامی وسیع ، حمایت از برنامه های مقاومت و مشروعیت بخشیدن به آن بود .

8)     حماس پس از پیروزی در انتخابات نکته مهمی را به تشکیلات خود گردان گوشزد نمود و آن بی اعتنایی کردن به کمکهای آمریکا و اسرائیل بود .چرا که با دریافت هرچه بیشتر این کمکها حکومت فلسطینی بیشتر به آنها وابسته می شد .

چشم انداز اسرایئلی فلسطینی : سال آشفتگی و آ میختگی اوراق :

9)     اسرائیل در نظر داشت تا در سال 2006 با اجرای یک جانبه طرح عقب نشینی به آروزی بزرگ خود در سازش با فلسطینی ها دست یابد . اما پیروزی حماس و شکست از حزب الله رویای آنها را نقش بر آب کرد .که این مسئله خود موجب کاهش محبوبیت سران صهیونیستی در اسرائیل شد .

10) باید گفته شود که این موج نارضایتی در بین ساکنان سرزمینهای صهیونیست نشین در مورد همه احزاب اسرائیلی صدق می کند چرا که سران تمامی احزاب اسرائیل از کادیما گرفته تا کارگر و لیکود پیرامون طرح سازش توافق کامل داشتند .

11) حزب کادیما به رهبری ایهود اولمرت در انتخابات داخلی اسرائیل که در همین سال برگزار شد به پیروز رسید. وی وعده داد که مرزهای اسرائیل را مشخص کند و ساخت دیوار حائل را نیز تکمیل نماید .اما با شکست در جنگ با حزب الله محبوبیت وی کاهش یافته و موفق به اجرای برنامه های خود نشد .

12) در پایان سال  2006تنها 000/20یهودی به اسرائیل مهاجرت کرده اند . کارشناسان معتقدند که این رژیم در بحران جمعیت شناختی بزرگی به سر می برد .این در حالی است که جمعیت ساکنان فلسطینی رو به افزایش است.

13) در همین سال رشد اقتصادی اسرائیل نسبت به سال گذشته کاهش 2/ داشته است که البته امریکا در همین سال یک کمک 2 ملیارد و630 ملیارد دلاری به این کشور کرده است تا حجم کمکهای خود را از سال 1949 تا 2006 به 96 ملیارد 766 ملیون دلار برساند .

14) در سال 2006 تشکیلات نظامی اسرائیل به دلیل شکست در برابر حزب الله دچار تزلزل شد .این مسئله با توجه به افسانه شکست ناپذیری اسرائیل برای این رژیم غاصب بسیار گران تمام شد .

15) پس از پیروزی حماس ، اسرائیل سعی کرد تا این دولت نوپا را در کنترل خود آورده و شرایط خود از جمله خلع سلاح حماس ، به رسمیت شناختن اسرائیل و ... را به آن بقبولاند  اما در این کار نیز موفق نشد .همچنین این رژیم از تمام امکانات خود در جهت محاصره اقتصادی نوار غزه و کرانه باختری بهره برد .این اقدامات در حالی صورت می گرفت که سازمان ملل و نهادهای بین الملی شاهد مرگ و میر کودکان ، زنان ، پیران و بیماران بود اما مهر خموشی بر لب زده بودند .

16) یکی دیگر از شیوه های رژیم اشغالگر برای به زانو در آوردن حماس دستگیری های فراوان  اعضای این جنبش بوده است. با به اسارت درآمدن سرباز اسرائیلی " جلعاد شالیت" ، اسرائیل ده تن از وزرای دولت حماس را به اسارت گرفت که تا پایان سال 2006 چهار تن از آنان در زندانها باقی ماندند .

17) اسرائیل از چند جهت با مشکلات پیچیده ای روبه رو شده است . که هرکدام می تواند برای آنها درد سر آفرین باشد . شکست در راه حلهای خود با فلسطینی ها ، افزایش توان و نیروی حماس ، حزب الله و جنبش های اسلامی در منطقه ، افزایش خطرات تهدید هسته ای ایران ، افزایش مقاومت در عراق و افغانستان و...

18) به رغم پیروزی حماس و تشکیل دولت توسط این جنبش ، ابومازن همچنان بر ادامه گفتگوها با اسرائیل اصرار ورزید . اما اسرائیلی ها وی را به ضعف و عدم توانایی در اجرای تعهدات متهم کردند . اما در عین حال ارتباط خود را با وی قطع نکردند و به وی آزادی عمل دادند تا بتواند در سقوط دولت حماس کمک فراوانی به اسرائیل بکند .

جنگ اسرائیل بر ضد  حزب الله و لبنان :

19)در واقع این جنگ با تمام جنگهای اسرائیل متفاوت بود .روشن است که هماهنگی بین آمریکا و اسرائیل از مدتها پیش بین این دوکشور به وجود آمده بود .هدف از این جنگ نیز نابودی بافت نظامی حزب الله و متعاقب آن تغییر قواعد بازی ساسی در لبنان و سپس تمام منطقه بود .

20)نیروی هوایی اسرائیل با 15500و نیروی دریایی این رژیم با 2500 مرحله بمباران نتوانستند به اهداف خود برسند .ضمن اینکه حزب الله روزانه با پرتاب ده ها موشک عمق قوای اسرائیل را هدف می گرفت .

21)جنگ به مهاجرت 973 هزار و شهادت 1100نفر لبانی انجامید . در این جنگ لبنان بیش از 3 ملیارد و اسرائیل بیش از 5 ملیارد دلار خسارت دید.

22) آمریکا به اسرائیل قول داده بود تا از تصویب هرگونه طرحی علیه اسرایئل در شورای امنیت خود داری کند  و البته بر سر پیمان خود با این رژیم غاصب باقی ماند .

23) اسرائیل به دنبال این بود تا با بغرنج کردن اوضاع در لبنان مقدمات جنگ علیه سوریه و ایران را فراهم کند .

مساله فلسطین و جهان اسلام

22) پیروزی حماس باعث بوجود آمدن بینش مبارزاتی جدیدی در میان کشورهای عربی شد. همچنین  اتحادیه عرب برگزاری انتخابات شفاف در فلسطین را مورد تقدیر قرار داد . و آن را بازتاب اراده ملت فلسطین دانست .

23) در این میان مصر با سردی نسبت  به انتخاب حماس برخورد کرد. که علت را می توان به پایبند بودن این کشور به طرح صلح اعراب و اسرائیل دانست . سوریه برای پیشبرد اهداف سیاسی خود در درگیری عربی - اسرائیل به شدت از حماس دفاع کرد. اردن با وارد ساختن اتهام قاچاق اسلحه به حماس روابط خود را با این جنبش تیره ساخت. عربستان اما سعی کرد نقش متوازن خود را در برقراری صلح بین فتح و حماس افزایش دهد . این بازی سعودی ها در بهارسال 2007 با توافق نامه مکه به اوج خود رسید .

24) اما به طور کلی باید گفته شود که دولتهای عربی نتوانستند نقشی در از بین بردن تحریمها علیه ملت فلسطین  داشته باشند واین به دلیل پراکندگی آنها در برخورد با حماس است .

25) ترکیه همچنان به روابط خود با اسرائیل ادامه داد و به نظر نمی رسد که حزب عدالت و توسعه بتواند برخلاف ارتش قوی و نیروهای لائیک که خواستار ارتباط با اسرائیل  هستند کاری از پیش ببرد . هرچند که این حزب از هیات اعزامی  حماس استقبال خوبی به عمل آورد و مقداری نیز کمک مالی به آنها نمود .

26)  ایران نیز که پس از انقلاب اسلامی همواره حامی ملت و جنبشهای اسلامی  فلسطین بوده از پیروزی حماس استقبال نموده و مبلغ 250 ملیون دلار کمک نمود.

27) پاکستان معتقد است که روابط گسترده با اسرائیل می تواند به پیشبرد اهداف نظامی این کشور در ایالات متحده کمک نماید .اما از این گسترش به دلیل احساسات مذهبی مردمی در کشورش به شدت نگران است. پاکستان تحت همین فشارها اعلام کرد که ارتباطش با اسرائیل قبل از ایجاد دولت فلسطینی  منتفی است.

28) حمله اسرائیل به لبنان و تداوم خصومت نسبت به دولت حماس باعث شد تا این کشور نتواند در سال 2006 با دولتهای اسلامی رابطه گرمی را بوجود بیاورد.ضمن اینکه در این سال مردم دنیای اسلام روز به روز نسبت به این کشور جعلی خشمناکتر می شدند.

فلسطین و وضعیت بین المللی:

در سال 2006 واکنش بین المللی نسبت به فلسطین متاثر از سه موضوع بود : الف ) پیروزی حماس و تشکیل دولت ،ب) پیامدهای جنگ با حزب الله بر فلسطین ، ج) پیروزی دموکراتها در انتخابات مجلس آمریکا .

29) با اینکه ایالات متحده اذعان به خوشحالی نسبت به شرکت حماس در انتخابات  کرد اما تعامل با دولت منتخب را تحمل ننمود .این نشان می دهد که این کشور طرفدار دولتها یی است که سیاست آنها مطابق سیاست آمریکا باشد نه بر خلاف آن .

30) موضع اتحادیه اروپا نیز همچون آمریکا تشدید محاصره مالی و سیاسی  دولت حماس بود . البته این یک موضع کلی نبود چرا که برخی از کشورها مانند فنلاند ،نروژ و سوئد خواستار اتخاذ مواضع نرمتری نسبت به فلسطینی ها بودند . اما فرانسه با تمام آنچه که در سرزمینهای اشغالی توسط اسرائیل  اتفاق می افتاد  موافق بود .

31) روسیه موضعی دوگانه را اتخاذ کرد .از یک سو کوشید تا دولت حماس را تحریم نکند و به همین جهت از هیاتی از حماس دعوت به میان آورد. واز سوی دیگر تلاش نمود تا شروط کمیته جهار جانبه را رعایت نماید .

32) دولت چین که طبق یک سیاست حساب شده ارتباطات خوبی با اسرائیل دارد ، از پیروزی حماس استقبال کرد اما از دعوت هیات حماس به کشورش خود داری نمود . ضمن اینکه چین در این زمان خواستار عدم انجام کارهایی شد که به بدتر شدن اوضاع فلسطینیان می انجامد .

31( سیاست خارجی ژاپن بر مبانی سیاست اقتصادی تعریف می شود .هر طرف که بتواند سود بیشتری برای اقتصاد ژاپن داشته باشد آن طرف شریک سیاسی ژاپن نیز خواهد بود .بنابراین  این کشور دوست ندارد خود را با اسرائیل وبه تبع آن با آمریکا در گیر نماید. از سوی دیگر تلاش نموده تا با ارائه کمکهایی به فلسطینیان وجهه خوب خود را نیز در بین اعراب حفظ نماید

32) سازمان ملل به کارمندان خود تاکید نموده است تا از ارتباط با مسؤلان حماس بپرهیزند .شورای امنیت نیز به علت وتوی آمریکا نتوانسته است اقدام مثبتی  علیه اسرائیل انجام دهد .

33) بسیاری از کشورها اسرائیل را دروازه ورود به ایالات متحده می دانند. و معتقدند از طریق نفوذ این رژیم می توانند از ایالات متحده  اسلحه تهیه نمایند ودر نتیجه در عصبانی کردن اسرائیل بسیار محطاط عمل می کنند .

 زمین ، جمعیت و اقتصاد در فلسطین :

34)  در سال  2006همچنان به امتداد دیوار حائل و تعداد شهرکهای صهیونیستی افزوده شد . با ساخت دیوار حائل اسرائیل از منابع آب زیرزمینی بهره کافی خواهد برد و این در حالی که فلسطینی ها از این منابع محروم خواهند شد .مساحت اراضی که دیوار حائل در پایان پروژه ، قسمتی از قدس را برای اسرائیل جدا خواهد کرد 43/ از اراضی استان قدس خواهد بود .که برای 56/ از ساکنان قدس که فلسطینی هستند پیامد بسیار منفی در برخواهد داشت .این رژیم همچنان به تخریب قدس نیز ادامه می دهد .

35) جمعیت فلسطینیان در پایان سال 2006  حدود 10ملیون نفر بوده که از این تعداد نیمی در سرزمین فلسطین و نیم دیگر آواره هستند .470/1 نفر در غزه ، 280/2 در کرانه باختری و حدود یک ملیون 134 هزار نفر نیز در سرزمینهای اشغالی زندگی می کنند . فشار سنگین صهیونیستها باعث شد که 30/ از فلسطینیان کرانه باختری و نوار غزه که عمدتا جوان هستند  مهاجرت کنند .

36 ) اقتصاد فلسطین شبیه اقتصاد گروهی زندانی است که تمام امور آن به دست زندان بانان اداره می شود . زندانبانها می توانند تمامی گذرگاهها را در اختیار داشته باشند ، تمامی منابع آب ، برق و انرژی را تحت کنترل بگیرند ، مانع از صادرات و واردات کالا به این مناطق شوند و نیز می توانند انسانها را بکشند . اقتصاد آنها به اقتصاد اسرائیل پیوند خورده است به طوری که یک سوم واردات فلسطین از اسرائیل و نود در صد صادرات فلسطین به اسرائیل می رود .

37) در آمد عمومی دولت فلسطین حدود 72/ کاهش یافت و به حدود 357 ملیون دلار رسید در حالی که در سال 2005 این رقم در حدود 7/290/1  ملیون دلار بوده است.

خلاصه ای از گزارش وضعیت استراتزیک فلسطین در سال2006 به قلم دکتر محسن محمد صالح.

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388 توسط محمد جواد رمضاني | لينك ثابت |

نخستين جشنواره جايزه بزرگ مقاومت اسلامي


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 توسط محمد جواد رمضاني | لينك ثابت |

نخستين جشنواره جايزه بزرگ مقاومت اسلامي

تيزر تبليغاتي نخستين جشنواره جايزه بزرگ مقاومت اسلامي.

www.s-q.ir

http://www.youtube.com/watch?v=DIw-fv4UGLg

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط محمد جواد رمضاني | لينك ثابت |

شصت سال تاریخ اسرائیل

سلام به دوستان عزیز. متن زیر گزیده ای از تاریخ شصت ساله نکبت برای فلسطین است که به زبان انگلیسی ترجمه کردم. امیدوارم مورداستفاده باشه.

 

Beginning: 1948

·        End of British Mandate (14 May). The 1948 Arab-Israeli War, also known by Israelis as the War of Independence and War of Liberation, and by Palestinians as al Nakba (Arabic: النكبة, "the Catastrophe") was the first in a series of wars fought between the newly declared State of Israel and its Arab neighbors in the long-running Arab-Israeli conflict.

 

The result of war 1947:

·        The Israeli territory has increased from the 15,500 km² that the UN-resolution of 1947 gave them, to 20,700 km². Gaza Strip becomes Egyptian, and the West Bank Jordanian. There had been 800,000 Arabs living in the area that now became Israel, and only 170,000 had been able to stay. The remaining hundreds of thousands, moved into refugee camps in neighboring countries.

 

1948-1952

·        Mass immigration from Europe, U.S.A and Arab countries. Around 700,000 Jews immigrate to Israel.

 

1953:

·        Ariel Sharon in command of Unit 101 carries out a raid in the village of Qibya. Over 60 Arabs are killed, two thirds of which were women and children.

 

October 29, 1956:

·        Kafr Qasim massacre. 48-49 Arab civilians are killed by Israel Border Police as they return to their village from work.

 

June 1967:

·        After the Suez-Sinai war Arab nationalism increased dramatically, as did demands for revenge led by Egypt's president Nasser. The formation of a united Arab military command that massed troops along the borders, together with Egypt's closing of the Straits of Tiran and Nasser's insistence in 1967 that the UNEF leave Egypt, led Israel to attack Egypt, Jordan, and Syria simultaneously on June 5 of that year. The war ended six days later with an Israeli victory. Israel's French-equipped air force wiped out the air power of its antagonists and was the chief instrument in the destruction of the Arab armies

 

1968-1970:

·        Egypt wages the War of Attrition against Israel. It was initiated by Egypt as a way to recapture the Sinai from Israel, which had controlled it since the Six-Day War. The war ended with a ceasefire signed between the countries in 1970 with frontiers at the same place as when the war started.

 

October 1973:

·        In 1973 Egypt joined Syria in a war on Israel to regain the territories lost in 1967. The two Arab states struck unexpectedly on October 6, which fell on Yom Kippur , Israel's holiest fast day . Israeli forces with a massive U.S. economic and military assistance managed to stop the arab forces after a three-week struggle and defeat with the cost of many casualties,and the Arabs strong showing won them support from the Union of Soviet Socialist Republics (USSR) and most of the world's developing countries. U.S. President Richard M. Nixon charged his secretary of state, Henry Kissinger, with the task of negotiating agreements between Israel and Egypt and Syria.

 

September 17, 1978:

·        Menachem Begin and Egyptian President Anwar Sadat sign the Camp David Accord, with Israel agreeing to withdraw from the Sinai Peninsula in exchange for peace and a framework for future negotiation over the West Bank and Gaza Strip. Egypt becomes the first Arab country to officially recognize Israel.

 

September 1982

·        Sabra and Shatila massacre.

·        On the morning of Saturday, September 18th, 1982, reporters entering the Palestinian refugee camps of Sabra and Shatila near Beirut, Lebanon, were met with a ghastly sight. Piles of bodies littered the dusty streets of the camps, mass graves had been hastily contructed and buildings had been bulldozed over corpses.  Lebanese Phalangists in order of Israeli Defense Minister, Ariel Sharon massacre between 700-3500 Palestinians in the refugee camps of Sabra and Shatila, almost all civilians. The Kahan commission found that Ariel Sharon "bears personal responsibility" and recommended his dismissal from the post of Defense Minister.

 

Feb 1985:

·        there was a unilateral Israeli withdrawal from the country without any gain or losses incurred. Israel maintains an occupied area called as a 'security zone' in South Lebanon and supports the South Lebanese Army Militia of Lahad, both were occupying the south of Lebanon to defend israelis from palestinian attacks, Israeli Armies kill 60 PLO members.

 

December 8, 1987:

·        First Intifada. On December 8, 1987, an uprising began in the Jabalia refugee camp where hundreds burned tires and attacked the Israel Defense Forces stationed there. The uprising spread to other Palestinian refugee camps and eventually to Jerusalem, the eastern part of which was and is occupied by Israel. On December 22, the United Nations Security Council condemned Israel for violating Geneva Conventions due to the number of Palestinian deaths in these first few weeks of the Intifada. 1162 Palestinians were killed during the First Intifada until 1993 that Yasser Arafat and Yitzhak Rabin sign the Declaration of Principles on Interim Self-Government.

 

 

May 17, 1999:

·        Prime Ministers…

·   November 4, 1995. Prime Minister Yitzhak Rabin is assassinated in Tel Aviv by Jewish extremist Yigal Amir. Shimon Peres assumes the position of acting Prime Minister.

·        May 1996. Benjamin Netanyahu of Likud is elected Prime Minister.

·        May 17, 1999. Ehud Barak of the Labour Party is elected Prime Minister under the One Israel banner.

 

May 24, 2000

·        A Great victory for Lebanon occurred. The Israeli Army withdraws from southern Lebanon,

 

December 10, 2000

·        Prime Minister Ehud Barak resigns

 

September 28, 2000

·        On September 28, 2000 the Israeli opposition leader Ariel Sharon, with a Likud party delegation, and surrounded by hundreds of Israeli riot police, visited the mosque compound of the Al-Haram Al-Sharif (Temple Mount) in the Old City of Jerusalem. Palestinians saw Sharon's visit as an assault on the Al-Aqsa Mosque. For this reason, the whole conflict is known as the Al-Aqsa Intifada. the day after Sharon's visit, following Friday prayers, large uprising broke out around Old Jerusalem during which several Palestinian demonstrators were shot dead. Already in the same day, the September 29, 2000, demonstrations broke out in the West Bank. In the days that followed, demonstrations erupted all over the West Bank and Gaza.

 

February 6, 2001:

·        Ariel Sharon of Likud is elected Prime Minister and refuses to continue negotiations with Yasser Arafat at the Taba Summit.

 

April 12, 2002:

·        The Battle of Jenin, as part of Operation Defensive Shield, Israeli forces enter a Palestinian refugee camp in Jenin and kill 52 Palestinians.

 

June 24, 2006

·        2006 Israel-Gaza conflict: the series of battles between Palestinian militants and the Israel Defense Forces (IDF). It is estimated that between 7,000 and 9,000 Israeli artillery shells were fired into Gaza between September 2005 and June 2006, killing over than 80 Palestinians in 6 months.

·        November 8, 2006   Beit Hanoun November 2006 incident. Amidst ongoing rocket fire, Israel shells Beit Hanoun, killing 19 Palestinian civlians (seven children, four women) during the Gaza operations. Israeli Prime Minister Ehud Olmert apologises, saying the incident had been an accidental "technical failure" by the Israeli military.

 

 

12 July 2006:

·        2006 Lebanon War. was a 33-day military conflict in Lebanon and northern Israel. The principal parties were Hezbollah paramilitary forces and the Israeli military. The conflict started on 12 July 2006, and continued until a United Nations-brokered ceasefire went into effect on 14 August 2006, though it formally ended on 8 September 2006 when Israel lifted its naval blockade of Lebanon. In Lebanon the conflict killed over 1,500 people, mostly civilians, severely damaged infrastructure, displaced about one million people.

 

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 توسط محمد جواد رمضاني | لينك ثابت |

نوشته هاي پيشين

هاليوود و اسلام ستيزي وضعيت استرات‍ژيك فلسطين در سال 2006 شكوائيه عليه عاملان اصلي اغتشاشات نصر العرب - حسن غملوش پسران هاشمي چه مي كنند؟ نخستين جشنواره جايزه بزرگ مقاومت اسلامي توطئه صهيونيست ها در پروژه هاگانا نخستين جشنواره جايزه بزرگ مقاومت اسلامي نخستین جشنوراه بین المللی جایزه بزرگ مقاومت اسلامی +


نکته امروز:

منوي اصلي

وبلاگ من
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

مهدویت
اسرائیل شناسی
توطئه ها


آرشيو

مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384


لينکستان

پايگاه حاميان مقاومت اسلامي
بنياد صبح قريب
صبح پیروزی
يهود شناسي
صهيونيسم و اديان
نداي عدالت
ارتباطات ايراني
صهيونسم و جهان اسلام
اسلامي
حزب الله
ارتباط بهائیت با اسرائیل صهیونیسم
ايران زمين
اتحدوا...
يهود شناخت
جبهه فرهنگی مبارزه با صهیونیزم
کتابخانه سبزوار
نخل تنها
اسلام حقیقی
مبارزه با یهود
انجمن مبارزان با صهیونیسم
ضد صهیونیسم
الحدید
انتفاضه
شلمچه
اراده آهنین
خط سبز
خطری در کمین مسلمانها
مرگ بر صهیونیسم
مقابله با صهیونیسم
یا اباصالح ادرکنی
یک مسافر
بچه های فاطمه
مرگ بر صهیونیسم
مهربونی
نقدی بر فرهنگ مدرنیته
شیدایی
صهیونیست-وبلاگ نوائیان
تاریخ اجتماعی ایران
اقالیم قبله
منتظر ظهور
ایران شناسی بدون دروغ
مجمع پروانه ها
معصومیت از دست رفته
قربانیان ترور
بسیج جهانی
وبلاگ جامعه شناسی
بیداری
اسوه حسنه
فرهنگی، اجتماعی،ادبی
سینما و صهیونیسم
سپاه محمد
دستهای ناپیدا
کابوس
منتظران قائم
عاشوراي غزه
براي فلسطين
ستاد تحريم كالاهاي اسرائيلي
ققنوس
غرب شناسي
فرياد فلسطين
آخرالزمان
شناخت صهيونيسم
پاورقي نويس

نويسندگان


Designer
Powered By
BLOGFA

Template Designer: Themeweblog.blogfa.com