فجیع‌ترین فجایع صهیونیست‌ها

اگر بخواهیم از معروف‌ترین جنایت‌ها رژیم صهیونیستی از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ تاکنون نام‌ ببریم ۲۷ جنایت در فهرست مشهور‌ترین جنایات این رژیم قرار می‌گیرد که عبارتند از:

۱- تخریب هتل ملک داوود: هتل «ملک داوود» در قدس در سال ۱۳۳۰ ساخته شد و در دوره جنگ جهانی دوم مرکز فرماندهی ارتش انگلیس و آرشیو بسیاری از اقدامات آژانس یهود جهت اشغال فلسطین محسوب می‌شد. این هتل در ژوئیه ۱۹۴۶ بدست گروه‌های تروریستی صهیونیستی هاگانا، ایرگون و اشترن با ۳۵۰ کیلوگرم مواد منفجره بطور کلی ویران شد.

۲- دیریاسین: دیریاسین نام روستایی کوچک نزدیک قدس است، جمعیت این روستا در سال ۱۹۴۸ حدود ۷۰۰ نفر بود. در سال ۱۹۴۸ دیریاسین شاهد هجوم ۳ گروه مسلح به نام ارگون به سرکردگی مناخیم بگین، گروه اشترن به سرکردگی اسحاق شامیر و گروه هاگانا به سرکردگی دیوید بن گوریون بود. در این یورش که با مقاومت ساکنان روستا همراه بود، ۲۵۰ نفر کشته شدند که بیشتر آن‌ها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می‌دادند. همچنین در این حمله فجایع دیگری از جمله تجاوز جنسی، مثله کردن، پاره کردن شکم زنان باردار و منفجر کردن منازل نیز رخ داد.

۳- لد و رمله ژوئن ۱۳۴۸، شبه‌نظامیان صهیونیست با حمله به این دو روستا جز ۲۵ خانواده فلسطینی دیگر هیچ فلسطینی را زنده نگذاشتند. ۱۷۶ فلسطینی در این جنایت به شهادت رسیدند.

۴- طنطوره: این روستا در جنوب شهر اشغالی حیفا واقع است و در ۲۳ مه ۱۹۴۸ شاهد بزرگ‌ترین جنایت صهیونیست‌ها علیه اهالی روستا بود. وقایع فاجعه‌بار این روستا از سال ۱۹۴۸ تا سال ۲۰۰۰ مکتوم باقی ماند تا این‌که یک اسرائیلی به نام «تدکاتس» در پایان‌نامه دوره کار‌شناسی ارشد خود با استفاده از آرشیو ارتش صهیونیستی فاش کرد، در این روستا ۲۰۰ فلسطینی قتل عام شدند.

۵- الدوایمه: این روستا در استان الخلیل واقع است. در اکتبر سال ۱۹۴۸ شاهد هجوم وحشیانه‌شبه نظامیان صهیونیست بود که در پی آن ۵۰۰ نفر به شهادت رسیدند که ۲۰۰ نفر آن‌ها از ساکنان روستاهای دیگر بودند که به این روستا پناه آورده بودند.

۶- قبیه: روستای قبیه در ۲۲ کیلومتری شمال شرقی قدس و ۴۴ کیلومتری غرب رام الله واقع است و ساعت ۷ بعدازظهر ۱۴ اکتبر ۱۹۵۳ مورد حمله نظامیان صهیونیست قرار گرفت. این هجوم که طی آن نظامیان صهیونیست از لباس مبدل استفاده کرده بودند، به رهبری آریل شارون صورت گرفت و طی آن ۶۹ زن و مرد و کودک فلسطینی به شهادت رسیدند.

۷- کشتار حولا: بامداد ۳۱ اکتبر ۱۹۴۸ نظامیان اسرائیلی به سرکردگی مناخیم بگین به حولا شهر کوچکی در لبنان حمله بردند. در این حمله نیروهای اسرائیلی مردان شهر را اعدام و منازل مسکونی را منهدم کردند. همچنین ده‌ها نفر از کشته شده‌ها را در گورهای دسته‌جمعی دفن کردند. این فاجعه باعث مهاجرت اکثر اهالی این منطقه به بیروت شد. در این کشتار ۹۰ لبنانی کشته شدند.

۸- کفرقاسم: ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶ کفر قاسم روستایی نزدیکی شهر قلقیلیه در فلسطین هدف حمله نیروهای صهیونیستی قرار گرفت. در این حمله که در ساعت ۵ عصر و هنگام بازگشت اهالی روستا از مزارع صورت گرفت، ۴۹ نفر کشته شدند. این کشتار با شعار «بدون عاطفه باش تا خدا رحمتت کند» بوقوع پیوست.

۹- کشتار حانین: نظامیان اسرائیلی در ۲۶ نوامبر ۱۹۶۷ بعد از حدود ۳ ماه از محاصره روستای حانین در لبنان وارد این روستا شدند و اقدام به کشتار ساکنان آن با تبر و منازل را آتش زده و آن‌ها را با خاک یکسان کردند.

۱۰- کشتار عیترون: شهری کوچک در جنوب لبنان است. این شهر در سال ۱۹۷۵ شاهد انفجار بمبی توسط نظامیان اسرائیلی بود که در اثر آن ۹ کودک کشته شدند.

۱۱- کشتار بنت جبیل: در سال ۱۹۷۶ نظامیان اسرائیلی پنجشنبه بازار شهر کوچک بنت جبیل در لبنان را بمباران کردند. این بمباران به کشته شدن ۲۳ و زخمی شدن ۳۰ نفر منجر شد.

۱۲- کشتار اوزاعی: در سال ۱۹۷۸ نیروهای هوایی اسرائیل واحدهای مسکونی و مؤسسات تجاری منطقه اوزاعی در نزدیکی بیروت را هدف قرار دادند. در این حادثه ۲۶ نفر به قتل رسیدند و ۳۰ واحد مسکونی کاملا ویران شد.

۱۳- کشتار راشیا: در سال ۱۹۷۸ توپخانه اسرائیل ۱۵ لبنانی را به قتل رساند که به سمت کلیسای شهر کوچک راشیا روانه بودند.

۱۴- کشتار کونین: نظامیان اسرائیلی در سال ۱۹۷۸ روستای «کونین» در لبنان را مورد هدف قرار دادند. در این حمله ۲۹ نفر کشته شدند که اکثراً کودک بودند.

۱۵- کشتار عدلون: در سال ۱۹۷۸ کماندوهای اسرائیلی مستقر در ساحل عدلون در لبنان ۲۰ نفر از افرادی را که در ۲ ماشین در حال حرکت بودند هدف قرار داده و به قتل رساندند.

۱۶- کشتار عباسیه: در سال ۱۹۷۸ نیروی هوایی اسرائیل مسجدی در شهر کوچک عباسیه در لبنان را هدف قرار داد که تعدادی از خانواده‌ها در آنجا پناه گرفته بودند. در این بمباران هوایی ۱۱۲ نفر کشته شدند که بیشتر آن‌ها زن و کودک بودند.

۱۷- خان یونس: خان یونس در نوار غزه واقع است. این روستا در دو نوبت به فاصله ۹ روز هدف حملات اشغالگران صهیونیست قرار گرفت. یکی در ۳ نوامبر ۱۹۵۶ که ۵۰۰ فلسطینی و دیگری ۱۲ نوامبر که ۲۷۰ فلسطینی به شهادت رسیدند.

۱۸- صبرا و شتیلا: در سال ۱۹۸۲ نیروهای اسرائیلی با همکاری برخی از نیروهای نظامی لبنانی دست‌نشانده با نقشه وزیر جنگ آن زمان آریل شارون به اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در نزدیکی بیروت حمله کردند که برخی از پناهندگان فلسطینی را در خود جای داده بودند و حدود ۸۰۰ نفر فلسطینی به اضافه تعدادی لبنانی را به قتل رساندند.

۱۹- اردوگاه البرج الشمالی: این اردوگاه در لبنان واقع است. هواپیماهای صهیونیستی در هفتم ژوئن ۱۹۸۲ با حمله به این اردوگاه با استفاده از بمب‌های فسفری ۹۴ فلسطینی را به خاک و خون کشیدند. این حمله در واکنش به مقابله جوانان اردوگاه به حمله نظامیان صهیونیست به اردوگاه صورت گرفت.

۲۰- عیون قاره: صبح بیستم مه ۱۹۹۰ یک نظامی صهیونیست به روی کاروان کارگران فلسطینی در منطقه صهیونیست نشین لیتسیون (عیون قاره) آتش گشود که در نتیجه آن هشت کارگر فلسطینی شهید و ۱۶ نفر دیگر زخمی شدند.

۲۱- کشتار نمازگزاران الاقصی: براثر درگیری نمازگزاران فلسطینی با گروه یهودی متعصب امنای کوه هیکل در هشتم اکتبر ۱۹۹۰، نظامیان اسرائیلی وارد ماجرا شدند و نمازگزاران را به گلوله بستند. در نتیجه این گلوله باران ۲۱ نفر کشته، ۱۵۰ نفر مجروح و ۲۷۰ نفر بازداشت شدند. همچنین از حرکت آمبولانس‌ها جلوگیری شد و برخی از پزشکان و پرستار‌ها نیز در هنگام امدادرسانی مورد هدف قرار گرفتند. کشته شدگان و مجروحان تا ۶ ساعت پس از پایان درگیری روی زمین بودند.

۲۲- کشتار قانا: در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۶ در جریان جنگ ۳۳ روزه اسرائیل علیه لبنان روستای قانا مورد حمله و بمباران نظامیان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت.

برخورد دو بمب به یک ساختمان مسکونی چهارطبقه در مرکز روستای قانا به کشته شدن ۵۴ شهروند از جمله ۳۷ کودک و زخمی شدن بسیاری انجامید. بسیاری از فقیران و کودکان معلول که قادر به فرار از منطقه نبودند، در این ساختمان می‌خوابیدند. خاخام‌های صهیونیست گفتند براساس حکم تورات، کشتار مردم در قانا در جنوب لبنان مباح است.

در زمان وقوع جنگ ۳۳ روزه، خاخام‌ها ضمن اعتراض به انتقاد‌ها و محکومیت‌های جهانی علیه جنایت قانا مدعی شدند، بنابر قوانین کتاب مقدس یهودیان، در زمان جنگ هیچ بی‌گناهی در صف دشمن وجود ندارد.

۲۳- حرم ابراهیمی در الخلیل: باروخ گلدشتاین و گروهی از شهرک‌نشینان شهرک صهیونیست‌نشین کریات اربع در ۲۵ فوریه ۱۹۹۴ هنگام نماز صبح وارد مسجد الاقصی می‌شوند. گلدشتاین پشت یکی از ستون‌های مسجد می‌ایستد و منتظر می‌شود تا نمازگزاران سجده کنند. پس از آن به سوی ایشان تیراندازی می‌کند. گلوله‌ها و ترکش‌های نارنجک باعث زخمی شدن بیش از ۳۵۰ نفر می‌شود. نظامیان ارتش اسرائیل هنگام این کشتار درهای مسجد را می‌بندند و از فرار نمازگزاران جلوگیری می‌کنند. همچنین به هیچ کس اجازه نمی‌دهند، برای نجات مجروحان به داخل حرم برود. در همین زمان، گروهی نیز در خارج از مسجد کشته می‌شوند. عده‌ای نیز در حین تشییع جنازه شهدا به خیل شهدا می‌پیوندند و در این کشتار ۵۰ نفر به شهادت می‌رسند که ۲۹ نفر از آن‌ها از نمازگزاران حرم بودند.

۲۴- انتفاضه الاقصی: در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ آریل شارون از مسجدالاقصی بازدید کرد. این بازدید به علت اعتراض جوانان فلسطینی به اتمام نرسید. روز بعد از این حادثه که مصادف با روز جمعه بود، نظامیان اسرائیلی اقدام به گشودن آتش روی نمازگزاران کردند که بر اثر آن ۷ نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند. این درگیری به انتفاضه دوم مردم فلسطین منجر شد.

۲۵- ارودگاه جنین: نظامیان اسرائیلی در ۲۹ مارس ۲۰۰۲ حمله گسترده‌ای را به اردوگاه جنین واقع در کرانه باختری آغاز کرد. پس از دو هفته محاصره اردوگاه جنین و شروع جنگ شدید بین نیروهای مقاومت فلسطین و اسرائیل، نیروهای اشغالگر به ریاست شائول موفاز با تانک‌های خود وارد آنجا می‌شوند. آنان با تهاجم گسترده به این اردوگاه پس از اتمام مهمات نیروهای مقاومت آنجا را تسخیر می‌کنند. سپس آن‌ها وارد اردوگاه می‌شوند و بسیاری از جوانان اردوگاه را اعدام می‌کنند. سپس تانک‌های اسرائیلی وارد شده، برخی خانه‌ها را تخریب می‌کنند. تعداد شهدای این واقعه حدود ۲۰۰ نفر است. هنوز تعداد شهدای دفن شده در گورهای جمعی مشخص نیست.

۲۶- غزه: رژیم صهیونیستی پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در ژانویه ۲۰۰۶ در اقدامی نژادپرستانه با هدف تنبیه مردم فلسطین بویژه مردم نوارغزه که بیشترین آرای حماس از این منطقه بود، اقدام به محاصره کامل زمینی و هوایی این منطقه کرد. درپی این محاصره کشنده اسرائیلی‌ها حتی از خروج بیماران فلسطینی برای مداوا به خارج جلوگیری کردند که طی آن تا اواسط سال ۲۰۱۰ نزدیک به ۳۸۰ فلسطینی جان خود را از دست دادند. ظرف این سال‌ها بویژه اواخر سال ۲۰۰۸ تا اواسط ژانویه ۲۰۱۰ اسراییل جنگی خانمانسوز را علیه غزه راه انداخت که به تجاوز ۲۲ روزه شهرت یافت. در این جنگ ۱۴۵۰ شهروند فلسطینی به شهادت رسیدند و ساختار زیربنایی نوارغزه آسیب جدی دید. قاضی گلدستون که بعد‌ها از سوی سازمان ملل مامور شد، این جنایات را بررسی کند ثابت کرد، اسراییل مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است.

۲۷- حمله به ناوگان آزادی: بامداد دوشنبه ۳۱ مه ۲۰۱۰ در برابر چشمان افکار عمومی جهان نیروی دریایی ارتش صهیونیستی در اقدامی که دزدی دریایی لقب گرفت، در آب‌های بین المللی به کشتی بین المللی حامل کمک‌های انسان دوستانه به نوارغزه حمله کرد و ۹ شهروند ترک را به قتل رساند و ده‌ها نفر دیگر را زخمی کرد. تمامی ۷۵۰ سرنشین این کشتی‌ها بازداشت و به بندر اشدود منتقل شدند

تسنیم

گزارش وابسته نظامی آمریکا در سال ۱۹۴۹ درباره جنایت‌های صهیونیست‌ها

به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «مای کت برد سیت» که به نقش لابی صهیونیستی در عرصه سیاسی آمریکا می پردازد در مقاله ای تحت عنوان «پرونده های طبقه بندی نشده اینتل ثابت می کنند که روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی یک تراژدی پیش رونده است» به قلم «جیم دابلیو دین» به ماهیت تروریستی رژیم صهیونیستی از بدو پیدایش پرداخته است و اظهار داشته که علیرغم ضررهای بسیاری که صهیونیست ها به آمریکائیان رسانده اند و خیانت هایی که در حق آنان اعمال نمودند دولت آمریکا باز هم به حمایت از رژیم صهیونیستی ادامه می دهد و رسانه های آن کشور نیز اجازه نمی دهند تا افکار عمومی آمریکا از این موضوع آگاه شوند.

*صهیونیست های آتئیست (بی خدا) و کمونیست در سالهای تاسیس رژیم صهیونیستی فلسطینیان را به اجبار از سرزمین شان بیرون راندند و مدعی شدند که آنجا "سرزمین وعده داده شده از سوی خدا" به قوم بنی اسرائیل است.

*کیسینجر وزیر امور خارجه پیشین یهودی تبار آمریکا هنوز هم عقاید و نظراتش بر عرصه سیاستگذاری خارجی دولت آمریکا نفوذ و تسلط دارد.

تاریخ در هم تنیدگی آمریکا با رژیم صهیونیستی تراژدی بوده که هر روز بر شدت آن افزوده شده است. فلسطینیان بیشترین آسیب ها را از تجاوزات هنگ های صهیونیست های بی خدا و کمونیست متحمل شده اند، صهیونیست هایی که از اروپای شرقی آمده بودند و بله آنان مدعی هستند که «خدا این سرزمین را به ما ارزانی داشته است.»

پیش از این گروههایی از ستون پنجم های صهیونیست با دقت و با قاعده برای غصب زمین های فلسطینیان برنامه ریزی می کردند آن گونه که آنان مدعی بوده اند که همان کار را نازی ها در قبال آنان انجام داده اند، آنان دست به کشتار فلسطینیان زدند و آنان را از سرزمین شان بیرون راندند تا فضای بیشتری برای سکونت یهودیان مهاجر فراهم شود. 

نیکسون رئیس جمهور آمریکا، گلدا مایر نخست وزیر رژیم صهیونیستی و هنری کیسینجر (وزیر امور خارجه یهودی صهیونیست) و یکی از اعضای اندیشکده قدرتمند صهیونیستی شورای روابط خارجی و دوست نزدیک دکتر ریچارد هاس رئیس آن اندیشکده هنوز هم عقایدشان بر سیاستگذاری بین المللی ایالات متحده و بطور خاص در مورد رژیم صهیونیستی نفوذ و سلطه دارد.

*گلدا مایر نخست وزیر نژاد پرست رژیم صهیونیستی حتی موجودیت فلسطین و فلسطینیان را نیز منکر شد.

نسل های مهاجران عضو لابی رژیم صهیونیستی همواره با افکار پوسیده خود از «انکار کنندگان قتل عام فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی» بوده اند و از این مسئله نیز هیچ گونه شرمی نداشته اند. در این میان گلدا مایر اژدهای کوکلاکس کلان و نژاد پرست از نوع عبری آنان بوده است. گلدا مایر با کلاه برداری و فریب و برای کاستن از هزینه قتل عام فلسطینیان مدعی شده بود که «در آنجا مردم فلسطینی ای وجود ندارند.»     

جاسوسان رژیم صهیونیستی همواره روز حسابرسی برای جرائمی که ضد بشریت علیه علیه مردم فلسطین مرتکب شده اند را انکار می کنند. از نظر آنان این یک جنگ است و آنان کسی را زندانی نکرده اند. زمانی که این مسئله را درک می کنیم چه زمانی موعد معامله با آنان است؟

 امروز من مجموعه مقالاتی را در مورد افسانه هولوکاست می نویسم که برای نگارش آنها از منابعی استفاده نموده ام که عموما ناشناخته هستند و آن پرونده های طبقه بندی نشده و غیر محرمانه شرکت آمریکائی اینتل در مورد رژیم صهیونیستی است. بله، این پرونده ها از اوایل دهه 80 میلادی در اختیار عموم قرار گرفته اند اما احتمالا تا امروز تنها در کتابخانه ها وجود داشته اند. 

*رسانه های آمریکائی به حدی از نفوذ صهیونیست ها اشباع شده اند که امکانی برای اطلاع رسانی صحیح به افکار عمومی آمریکا وجود ندارد.

رسانه های و مطبوعات ما آن قدرت تحت نفوذ و تاثیر صهیونیست ها قرار گرفته اند که اغلب فضای سیاسی مان از وجود چنین پرونده ها و اسناد تاریخی ای بی بهره مانده اند. برای صهیونیست ها این خطر وجود دارد که برنامه های طرفداری از رژیم صهیونیستی شان بی اثر شود و با خیانت آمریکائی هایی مواجه شوند که همواره به آنان یاری می رساندند و شریک جرم صهیونیست ها در پنهان نمودن جنایات شان بوده اند.   

اجازه دهید شروع کنیم. یک جنایت علیه کل افراد یک ملت بیرون راندن اجباری آنان از سرزمین شان بوده است که قاعدتا می بایستی برنامه ریزی شده بوده باشد.

*صهیونیست ها برای تاسیس رژیم صهیونیستی و اشغال اراضی فلسطینی از پیش از سال 1948 برنامه ریزی کرده بودند.

*تاسیس رژیم صهیونیستی مورد حمایت آمریکا نیز قرار گرفته بود. 

در ماه مارچ سال 1948، یک از روسای ستاد مشترک نیروهای مورد نیاز برای فلسطین ضمن پیش بینی در مورد پایان قیمومیت انگلیس بر آن منطقه در نامه ای پیش بینی کرده بود که استراتژی صهیونیست ها همراه نمودن آمریکا با خود برای گسترش و تعمیق مجموعه عملیاتی خواهد بود که با هدف به حداکثر رسانی تامین امنیت و منافع یهودیان انجام خواهند شد.

 

1-)آغاز حاکمیت بر بخشی از فلسطین

2-)پذیرش حق مهاجرت نامحدود از سوی قدرتهای بزرگ

3-)گسترش قلمروی یهودیان در سرتاسر فلسطین

4-)گسترش ارض موعود اسرائیل تا اردن و تا بخش هایی درون خاک لبنان و سوریه

5-)گسترش سلطه نظامی و اقتصادی صهیونیست ها بر کل منطقه خاورمیانه

در ادامه این نامه به طرز شومی آمده است تمامی مراحل این برنامه بایستی با احترام به عقاید متعصبانه رهبران یهودی انجام شوند. این برنامه از سوی برخی از رهبران مورد پذیرش قرار گرفته است و بطور خصوصی مقامات آمریکائی نیز با آن موافقت کرده اند و بطور مسئولانه اجرای آن را پذیرفته اند. (گروه یهودیان، آژانس یهودیان، استفان گرین، 1983)

این گزارش منتشر شده از سوی روزتا استون خود نشان می دهد که رژیم صهیونیستی از زمان پیش از پیدایش خود از سوی آمریکا اجازه یافته بود تا به هیولایی فرانکشتاینی تبدیل شود و سرزمین های فلسطینی را غصب کند. ما آمریکایی ها در طول این مدت از آنان دفاع کرده ایم. اما براستی برای چه و برای چه کسی این کار را انجام داده ایم؟

در طول ده سالی که اسناد طبقه بندی نشده اینتل در اختیار آمریکائی ها قرار گرفته بود از جمله در اختیار افسران وظیفه و نظامیان، من هرگز حتی یک نفر را هم ندیدم که از وجود آنها باخبر باشد. جالب اینجاست که در آمریکا بعنوان سرزمینی آزاد زندگی می کنیم، جایی که مردم کاملا آزادند که بیشتر در مورد لابی رژیم صهیونیستی بدانند اما نمی خواهند که مطلع شوند. 

*افسانه هولوکاست از آنجا مشخص می شود که صهیونیست ها پیش از سال 1948 به خرید مواد شیمیایی و گازهای سمی رو آوردند تا از طریق آن یهودیان را وادار سازند به فلسطین مهاجرت نمایند.

*صهیونیست ها همواره خواسته اند تا خود را قربانیانی همیشگی نشان دهند.

ما تمام گزارش هایی را در اختیار داریم که نشان می دهند صهیونیست ها پیش از جنگ سال 1948 از طریق افراد ستون پنجم خود در اروپا تمامی مواد شیمیایی و گازهای سمی را خریداری نمودند تا از طریق آن بتوانند یهودیان را وادار به مهاجرت نمایند این شیوه ای است که آنان فلسطینیان را هم از سرزمین های خود بیرون رانده اند. 

چنین اسناد غیر محرمانه ای در آمریکا پس از دوره ای با گزارش هایی از خیانت صهیونیست ها پر شدند که در مقابل حقایق فهرستی از کلیشه های منفی ارائه می دهد و در نتیجه رسانه های به حقیقت دسترسی ندارند. آنان در تلاش بوده اند تا توجه ما را از پرونده و اسناد خود در مورد جنایاتشان منحرف کنند و همواره نقش قربانیان همیشگی را بازی کنند.

*گزارش وابسته نظامی آمریکا در سال 1949 آشکارا جنایتکاری صهیونیست ها علیه فلسطینیان را نشان می دهد.

در اواخر سال 1949، زمانی که من متولد شدم، وابسته نظامی آمریکا در تل آویو سرهنگ آندروس گزارشی را تهیه کرد که نشان می داد «اعراب کشته شده اند و صهیونیست ها از دسترسی آنان به سرزمین هایشان جلوگیری کرده اند.»  اقدامی که امروز نیز از طریق حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی و برقراری گشت های ارتش آن رژیم انجام می شود.   

کودکان و نوه های آمریکایی ها و فلسطینیان هر دو قربانیان مشترک تجاوزات صهیونیست ها هستند و آنان از طریق حکومت شان این کار را انجام می دهند. حمله رژیم صهیونیستی به غزه نمونه ای کامل از این موضوع بود و حمایت پنتاگون از رژیم صهیونیستی را نشان داد. 

 

*رژیم صهیونیستی از بدو تاسیس خود در سال 1948 با تروریسم پیوندی دائمی داشته است که از جمله آنها می توان به بمبگذاری هتل سمیرامیس توسط سازمان تروریستی صهیونیستی هاگانا اشاره کرد.

*گلدا مایر نخست وزیر رژیم صهیونیستی در این اقدام تروریستی نقش داشت.

در اوایل سال 1948 میلادی صهیونیست ها تاریخچه تروریسمی خود را با انفجار هتل سمیرامیس در تاریخ 5 ژانویه آغاز نمودند. بمبی که از 175 دینامیت تشکیل شده بود و که باعث کشته شدن 23 شهروند غیر نظامی از جمله کنسول اسپانیا نیز شد. این اقدام هنوز هم در سرزمین های اشغالی جشن گرفته می شود. آیا شما می توانید به چنین افرادی عشق بورزید؟ 

رابرت ماکاتی سر کنسول آمریکا نماینده ای را به آژانس رسمی یهودیان به رهبری گلدا مایر اعزام نمود تا از وی در مورد حفاظت از جان کنسول های ما سوال کند. وی نمی دانست که سازمان تروریستی صهیونیستی هاگانا مسئول بمبگذاری هتل بوده اند و آنکه گلدا یکی از اعضای شرکت کننده در این عملیات بود. در تاریخ رژیم صهیونیستی بسیاری از رهبران ارشد آن رژیم سابقه شرکت در اقدامات تروریستی را داشته اند. 

*در اسناد آمده است که رژیم صهیونیستی در اقدامی رذیلانه از کارکنان صلیب سرخ برای نقل و انتقال سلاح استفاده می کرد تا از طریق آن فلسطینیان را به شهادت رساند.

پس از آن، توماس ویسون کنسول جدید آمریکا گزارش داد که صهیونیست ها از افراد صلیب سرخ برای جابجایی سلاح ها و مهمات و رساندن آن به سربازان صهیونیست از بیمارستان حداش در کوه اسکوپوس در بیت المقدس استفاده می کردند تا از طریق آن بسوی اعراب شلیک کنند. چه اقدام کثیفی. 

رسانه آمریکائی ای مثل روزنامه نیویورک تایمز از انتشار این ماجرا و ارسال سلاح ها و مهمات خودداری کرده است. مشابه این اقدام در عملیات قتل عام دیریاسین نیز تکرار شد که در آن 20 تن از افراد سازمان هاگانا تحت رهبری گلدا مایر مشارکت داشتند. 

*صهیونیست ها حتی به کنسول وقت آمریکا نیز رحم نکردند و او را به قتل رساندند.

*صهیونیست ها تنها برای جذب کمک های مالی و نظامی به آمریکا ابراز علاقه می کردند.نمونه جاسوسی جاناتان پولارد جاسوس رژیم صهیونیستی که اسناد محرمانه آمریکا را در اختیار آن رژیم گذاشته یک مثال آشکار از این دست است.

در آن زمان آژانس یهودیان از درخواست سازمان صلیب سرخ برای خروج نیروهایش از بیمارستان حداش ممانعت بعمل آورد علیرغم آنکه اتحادیه عرب با باقی ماندن سربازان غیر مسلح موافقت نمود. متاسفانه کنسول ویسون از سوی تیراندازی صهیونیست کمی بعد از این رویداد به قتل رسید. این اولین مورد از قتل یک آمریکائی توسط صهیونیست ها بود که اتفاق افتاد رویدادی که بعدها هم از سوی آنان تکرار شد علیرغم آنکه آمریکائی ها همواره به آنان کمک کرده بودند.  

تمام ابراز علاقه ها و اظهار دوستی های آژانس یهودیان نسبت به امریکائی ها بهانه ای بود تا از طریق آن بتوانند نیازهای مالی و نظامی خود را تامین کنند. صهیونیست ها بازی آمریکائی ها علیه شوروی را به اتمام رساندن، بازی ای که گرچه دهه ها خود را با آن انطباق داده بودند اما از طریق جاسوس آمریکائی جاناتان پولارد این کار را انجام دادند و کنگره را تابع خود ساختند.

*صهیونیست ها خود را متحد همیشگی آمریکا می دانند پیش از سال 1948 با شوروی در همکاری تنگاتنگ بودند آنان حتی به آمریکائی ها هم خیانت کرده اند.

*یک نظامی آمریکائی یهودی تبار سیستم راداری آمریکا را به سرقت برد و در اختیار شوروی قرار داد.

افکار عمومی آمریکا هرگز نمی دانند که صهیونیست ها پایگاه های لجستیک نظامی خود برای آموزش و تجهیز پیش از جنگ 1948 را در چکسلواکی سابق و با حمایت شوروی برقرار کرده بودند که نگهداری سلاح ها، کارکنان پزشکی و درمانی و نوسازی نیروی هوایی آنان با استفاده از خلبانان خارجی را شامل می شد. 

در ان زمان خلبانان آمریکائی و مکانیک های ما تمامی کشتی های ساخت چک را برای نیروهای صهیونیست از طریق هواپیما به لبنان رساندند و بسیاری از این موارد شخصا تحت نظارت وابسته نظامی ما انجام می شدند. 

پس از جنگ جهانی دوم و بالارفتن قیمت طلا و مشکلات ارزی ای که برای کشور چک بوجود آمد، جاسوسان صهیونیستی سود سرشاری از فروش دوباره همان کشتی ها به شوروی بدست آورند. بزرگترین کودتایی که در آن زمان علیه امریکا انجام شده بود از طریق سیستم رادار نظامی آمریکا بود که شوروی خواهان بدست آوردن آن بود و این سیستم از سوی یک یهودی آمریکایی تبار خائن مورد سرقت قرار گرفت و به شوروی داده شد.

*فساد لابی صهیونیستی تا امروز نیز در آمریکا وجود دارد. کنگره آمریکا برای این لابی تبدیل به یک گاو شیرده شده است.

همانند نقض آشکار واردات غیر قانونی سلاح، چنین مواردی نیز از سوی دستگاه اطلاعاتی آمریکا مورد پیگیری قرار گرفتند. در ماه جون سال 1948، وابسته نظامی آمریکا گزارش داد که یک کارخانه بلژیکی آماده صادر نمودن 10 تانک، 25 خودروی زره پوش آمریکایی است.

اف بی آی ده ها هزار صفحه گزارش در مورد چنین کشتی هایی را ثبت کرده است. برخی از آنها توسط فرمانداران امریکائی ای سازماندهی شده بودند که برای به اصطلاح منافع سیاسی و مالی ما به صهیونیست ها کمک کرده بودند علیرغم آنکه آنان قوانین کشور ما را نقض کرده بودند. این فساد تا به امروز نیز ادامه یافته است بطوری که کنگره کشورمان به گاو شیردهی تبدیل شده که به اشغال لابی رژیم صهیونیستی درآمده و آنان تا می توانند آن را می دوشند و از ما بهره می برند.

*در زمان جنگ سرد صهیونیست ها آمریکائی ها را ترساندند که در صورت عدم حمایت از آنان به شوروی نزدیک خواهند شد و از همین طریق از آمریکا امتیاز گرفتند.

*در خصوص بهانه آمریکا در لشکرکشی به عراق و طرح ادعای دارا بودن سلاح شیمیایی توسط دولت عراق نیز رژیم صهیونیستی مستقیما نقش داشت.

*در مورد ادعای تلاش جمهوری اسلامی ایران به منظور ساخت سلاح هسته ای نیز این صهیونیست ها هستند که آمریکائی ها را تحریک می کنند.

در اوج جنگ سرد، صهیونیست ها با توصیه های سیاسی خود آمریکائی ها را از این موضوع می ترساندند که در صورتی که به آنان کمک نکنند آنها نیز از کمک شوروی برای پیشبرد برنامه های اشغال‌گرایانه شان در فلسطین برخوردار خواهند شد.

ما این توصیه های معلم گونه از سوی صهیونیست ها به آمریکا را در مورد جنگ عراق و داستان ساختگی دارا بودن سلاح شیمیایی توسط دولت عراق نیز مشاهده می کنیم که ساخته و پرداخته صهیونیست ها و شرکای نئومخافظه کار آنان در آمریکا بود.

اکنون نیز مشاهده می کنیم که آنان تهدیدی ساختگی و شایعه برنامه ساخت سلاح هسته ای از سوی ایران را مطرح کرده اند که باعث می شود همراه با رکود اقتصادی قیمت نفت نیز برای ما بالا بماند که می توان آن را «پترو فلسطینی» نامید. در این لحظه کمی در این باره فکر کنیم چه کسی چنین اقدام وحشتناکی را انجام می دهد؟

*آمریکا در حالی به رژیم صهیونیستی کمک های بی حد و حصر نظامی ارائه می دهد که بسیاری از کودکان آمریکائی فاقد غذای لازم برای خوردن هستند.

* شلیک هر موشک پاتریوت برای مالیات دهندگان آمریکائی هزینه ای 3 میلیون دلاری را در بر دارد.   

تمامی این اقدامات از سوی رژیم صهیونیستی ادامه می یابد و این در حالیست که آمریکا به حمایت نظامی از آن رژیم برای ساخت بمب اتمی و تجهیز زرادخانه ها و نیروی هوایی اش ادامه داده است. شما می تواند به سامانه های موشکی پاتریوت نگاهی بیندازید که شلیک هر یک از آنها برای مالیات دهندگان آمریکائی هزینه بالغ بر 3 میلیون دلار را در بر خواهد داشت و این در حالیست که کودکان آمریکائی در صف کوپن غذا می ایستند.  

این یک رسوایی ملی است، خیانتی آشکار علیه کشورمان است که صحنه گردانان آن در پشت پرده در دالان های کنگره و برخی مواقع حتی در کاخ سفید بسر می برند.

این گزارشات از سوی چندین منبع رژیم صهیونیستی و دست کم یکی از منابه جاسوسی شورای امنیت ملی دولت بوش تایید شده اند.  

همه چیز درباره "گنبد آهنین" اسرائیل +تصاویر

سیستم دفاع ضد موشکی برای رژیم صهیونیستی و در ادبیات نظامی این رژیم به طور جدی از جنگ با حزب الله در تابستان سال 2006 اوج گرفت.جنگ اسرائیل و لبنان که در اسرائیل به جنگ دوم لبنان و در لبنان به جنگ ژوئیه (عربی: حرب تموز) معروف است، جنگی است که به مدت ۳۳ بین ارتش اسرائیل و حزب‌الله لبنان به وقوع پیوست و دامنه آن تا مرکز سرزمین های اشغالی و تا نزدیکی تل آویو کشیده شد.{1}


ریشه سیستم سپر دفاع موشکی اسرائیل به نام
 (Iron Dome)گنبد آهنین به درگیری سال ۲۰۰۶ اسرائیل با حزب‌الله لبنان بر می‌گردد. در آن نبرد، حزب‌الله راکت‌های پرشماری به سمت اسرائیل شلیک کرد که خسارات و کشته‌های فراوانی را برای اسرائیل به همراه آورد، راکت هایی که در اواسط جنگ ایستگاه قطار شهر حیفا را مورد حمله قرار داد و واحد پدافندی ارتش اسرائیل را به این واقعیت رساند که سیستم دفاع ضد موشک سابق دیگر کاربرد خاصی ندارد.


حمله موشکی حزب الله لبنان به ایستگاه قطار شهر حیفا(سال 2006جنگ 33روزه)

یک سال بعد، امیر پرتس، وزیر وقت جنگ اسرائیل اعلام کرد که کمپانی اسرائیلی رافائل که تولیدکننده تجهیزات نظامی است، برای مقابله با تهدیدهای آینده یک سپر دفاع موشکی جدید خواهد ساخت، که لااقل جلوی حمله راکت های مقاومت را تا عمق سرزمین های اشغالی را از مهاجم بگیرد، تکمیل و گسترش سپر دفاعی جدید، چند سال زمان برد و نهایتا اوایل سال ۲۰۱۱ به خدمت گرفته شد.

تاریخچه سامانه های دفاع ضد موشک در اسرائیل


ختس(پیکان)

ختس (در عبری: טיל חץ به معنای: پیکان) نوعی سامانه دفاع موشکی است که از سال ۱۹۸۶ به طور مشترک توسط اسرائیل و آمریکا تولید می‌شود و توانایی بالاتری برای رهگیری موشک‌های بالیستیک نسبت به سیستم مشابه آمریکایی ام‌آی‌ام-۱۰۴ پاتریوت دارد. این موشک تنها مورد استفاده نیروهای دفاعی اسرائیل است و یکی از اهداف آن دفاع از خاک اسرائیل در مقابل موشک‌های بالیستیک ایران همچون موشک‌های شهاب1،2و 3ایران است. طراحی و تولید این موشک به عهده صنایع هوافضای اسرائیل و شرکت هوانوردی بوئینگ و نظارت بر آن به عهده وزارت توسط وزارت دفاع اسرائیل و آژانس دفاع موشکی ایالات متحده است.


سامانه موشکی "ختس"در حال تست و آزمایش مقدماتی

سیستم دفاع هوایی پیکان از موشک‌های مافوق صوت رهگیر ضدموشک پیکان، رادار هشدار سریع صنوبر سبز Elta EL/M-2080، مرکز فرماندهی، مراقبت، ارتباط و اطلاعات لیموی طلایی و مرکز کنترل شلیک فندق قهوه‌ای تشکیل می‌شود و قابلیت حمل‌ونقل را دارد.

برد عملیاتی موشک‌های سامانهٔ پیکان ۳ تا ۱۵۰ کیلومتر، سقف پروازشان ۱۰۰ کیلومتر و سرعتشان ۹ ماخ (۲۵۰۰ متر بر ثانیه) است.

در سال ۲۰۰۵ موشک ختس-۲ علیه موشک بالیستیک مشابه شهاب-۳ با موفقیت آزمایش شد، ولی هیچ گاه این سیستم ضد موشک علیه حمله موشکی در زمان جنگ، امتان خوبی از خود نشان نداد. نتیجه آزمایش نشان داد که این موشک قادر به رهگیری موشک‌های مجهز به کلاهک‌های جداشونده و دام‌های تعبیه‌شده برای فریب سیستم‌های دفاع موشکی، به ان صورت که فرماندهان اسرائیلی می خواستند، نیست.در عین حال فرمانده نیروی دفاع موشکی اسرائیل معتقد است که حتی در صورت مجهز بودن موشک دشمن به کلاهک هسته‌ای یا سلاح‌های غیرمتعارف دیگر از آن‌جا که انفجار در ارتفاع بسیار بالا انجام می‌شود مواد منفجره موشک منهدم و پراکنده شده و تلفاتی به جا نخواهد گذاشت. در درگیری احتمالی با موشک‌های بالیستیک ایران از ختس به عنوان سلاح ردیف اول استفاده شده و پدافند آمریکایی پاتریوت که در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ علیه موشک‌های اسکاد عراق استفاده شدند به عنوان سیستم دفاع موشکی پشتیبان و یدک فعالیت خواهند کرد. این سیستم موشکی حتی در حمله موشک های اسکاد عراق ضد اسرائیل نیز از خود نمایش ضعیفی را به نمایش گذاشتند.

۳0 درصد از هزینه تولید ضدموشک ختس، توسط ایالات متحده آمریکا تامین شده و بنابراین فروش آن به دیگر کشورها، مستلزم دریافت اجازه از دولت واشنگتن نیز است.

در سفری که رئیس جمهور اسرائیل در ماه نوامبر ۲۰۰۷ میلادی به ترکیه داشت، برخی منابع اعلام کردند که ترکیه قصد خرید موشک‌های ضدموشک بالستیک ختس و ماهواره جاسوسی اوفک (افق) از اسرائیل را دارد.

آرو

آرو، یک سیستم ضد موشکهای بالستیک است که برای اولین به تاریخ 7 نوامبر 2002 بار در پایگاه هوایی Palmachim (پايگاهي هوايي در اسرائیل) به نمایش عموم گذاشته شد. این موشک هنوز در یک کارزار واقعی مورد آزمایش قرار نگرفته است هرچند پس از شلیک 40 فروند موشکScud-C عراقی در جریان نبرد خلیج فارس به سال 1991 به سمت اسرائیل، انگیزه ی ساخت چنین سیستم دفاعی‏ايي به وجود آمد.

7 نوامبر 2002 – پایگاه Palmachim – اولین نمایش عمومی سیستمArrow


تست سامانه موشکی "آرو"

سیستم دفاع ضدموشکهای بالستیکی آرو2 (Arrow-2توسط شرکت MLM وابسته به صنایع هوا- فضای اسرائیل (IAI) یا (Israel Aircraft Industries) طراحی شده است و اکنون در سازمان نیروهای دفاعی اسرائیل به صورت عملیاتی درآمده است.

این سیستم در اسرائیل با نام دیگر هما (Homa = پرنده‏ی افسانه‏ای) یا در ايالات متحده به نامFence (سپر دفاعی) نیز شناخته می شود. لانچرهای آرو اکنون در دو نقطه‏ی اسرائیل به حال آماده باش کامل جهت شلیک قرار دارند: یکی در نزدیکی تل آویو و دیگری در جنوب حیفا. اولین مجموعه‏ی لانچر آرو در سال 2000 عملیاتی شده است.

پاتریوت

ام آی ام-۱۰۴ پاتریوت موشک زمین به هوا است که از ان به عنوان موشک ضد بالستیک (موشک رهگیر موشک پرتاب شده) استفاده می‌شود.یک سیستم دفاع هوایی موشکی هدایت شونده است که توانایی مقابله با موشک‌های بالستیک تاکتیکی، موشک‌های کروز، و هواپیماهای پیشرفته (به طور پایه پرنده‌های هوا_تنفس )را در تمامی شرایط آب و هوایی ودر هر ارتفاعی داراست.ویژگیهای کلیدی سیستم PATRIOT رادار مرکب چندکاره، هدایت تعقیب از طریق موشک و نرم افزار مدرن و همچنین عملکرد خودکار گسترده است. PATRIOTیا (MIM-۱۰۴ )توسط کمپانی (ریتیون) در ماساچوسف و شعبه موشک‌ها وکنترل آتش کمپانی (لاکهید مارتین ) در فلوریدا ساخته شده است. علاوه بر ایالات متحده، کشورهای آلمان، یونان، اسراییل، ژاپن، کویت، هلند، عربستان سعودی و تایوان نیز مجهز به این موشک هستندومصر نیز به تازگی صاحب این سیستم دفاع موشکی توانمند شده است. سیستم دفاع موشکی PATRIOT به طور گسترده در عملیات اخیر تهاجم به عراق شرکت داشته وبا استقرار در کویت موفق به از بین بردن تعدادی از موشک‌های عراقی شلیک شده به کویت شد. شایان توجه است در عملیات مذکور از نسل جدید این سیستم یعنی PAC-۳ وموشک‌های باهدایت پیشرفته تر استفاده شده بود.

سامانه موشکی "پاتریوت"، یکی از قوی ترین پدافند های ضد موشکی جهان

این سامانه دفاع ضد موشکی اولین بار زمانی مورد علاقه و استفاده اسرائیل واقع شد که ناکامی سیستم دفاع ضد موشک "ختس" اسرائیل در سال 2006در پی حمله موشکی حزب الله به مرکز سرزمین های اشغالی به اثبات رسید. مکان اولیه استقرار این سامانه در مرکز شهر تل آویو وبرای در امان ماندن صهیونیست های پایتخت نشین از حملات موشکی حزب الله تدارک دیده شده بود.

جرقه های حرکت ارتش اسرائیل به سمت گنبد آهنین

اولین شکست عملی ارتش اسرائیل در جنگ 33روزه با حزب الله رقم خورد، نه فقط به خاطر این که مرزی در این جنگ جابجا نشد و یا سرزمینی به تصرف نیروهای صهیونیست در نیامد، بلکه بیشتر به دلیل این که سرزمین هایی که مورد حمله راکتی و موشکی حزب الله قرار گرفته بود از شدت ترس مردم و تخلیه سکنه از شهر، به سرزمین ارواح شبیه شده بود.

مراحل پرتاب سامانه موشکی "گنبد آهنین" 

1. دشمن، موشک یا گلوله توپ را شلیک می‌کند

2. پرتابه توسط رادار ردگیری و داده‌های آن به واحد مدیریت و هدایت نبرد مخابره می‌شود

3. پس از تحلیل داده‌‎ها، مختصات هدف به واحد شلیک موشک ارسال می‌شود

4. موشک به سمت پرتابه دشمن شلیک می‌شود

ناکامی پیاپی سیستم های گران قیمت دفاع ضد موشک اسرائیل در این جنگ و به دنباله آن شکست در جنگ 22روزه غزه و عدم اطمینان کامل مسئولین اسرائیل به سامانه های ضد موشکی ختس و پاتریوت، خود عاملی بود که فرماندهان نظامی این رژیم به سمت سامانه ضد موشکی کارآمدتری بروند.

حمله موشکی حزب الله به قسمتی از سرزمین های اشغالی

گنبد آهنی یک سامانهٔ دفاع زمین به هوای توسعه‌داده‌شده توسط اسرائیل است که در اوایل سال ۲۰۱۱ به خدمت گرفته شد و چندین میلیارد دلار برای برپایی آن هزینه شده‌است که آمریکاییان بیش از ۲۰۰ میلیون دلار بابت این سیستم به اسرائیل کمک مالی کرده‌اند. این سامانه قادر است با موشک‌های کوتاه‌برد (تا ۴۰ کیلومتر) در هر شرایط آب‌وهوایی درگیر شود. این سیستم برای مقابله با موشک‌های شلیک‌شده توسط شبه‌نظامیان در لبنان و فلسطین توسعه داده شده‌است. در کنار آن سیستم دفاع موشکی ختس (پیکان) برای تهدیدهای موشکی میان‌برد (مانند موشک‌های شهاب) استفاده شده‌است.


کارنامه "گنبد اهنین"از پهپاد حزب الله تا حمله راکتی حماس

نفوذ "پهپاد ایرانی" به سامانه ضد موشک"اسرائیلی"

چندی پیش حزب‌الله لبنان توانست با پروازی چند ساعته بر فراز آسمان فلسطین اشغالی از مهمترین پایگاه هسته‌ای صهیونیست‌ها تصویر برداری کند. مدتی بعد سید‌حسن نصرالله در سخنرانی خود با اعلام اینکه این پهپاد ساخت ایران بود، گفت: این عملیات برای حزب‌الله موفقیت بزرگی بود. پس از سخنرانی سید‌حسن نصرالله، مقامات صهیونیست در واکنش به این سخنرانی اعلام کردند که هدف اصلی این پهپاد رصد فعالیت‌های اکتشاف گاز اسراییل بود



     جنگنده اسرائیلی پس از آنکه پهپاد ایرانی 60کیلومتر در خاک سرزمین های اشغالی نفوذ کرد، ان را منهدم نمود

اما پس از گذشت مدتی به تدریج واکنش‌ها نسبت به ‌ناکارآمدی سیستم گنبد آهنین صهیونیست‌ها شدت گرفت و در این بین ‌یکی از درجه‌داران ارشد صهیونیست از مقام خود خلع و سیستم پدافندی پاتریوت در حیفا مستقر شد تا از این شهر بندری در برابر موشک‌ها و پهپادها محافظت کند.

پهپادی که توسط حزب‌الله به سرزمین‌های اشغالی فرستاده شده بود، دارای فناوری پیچیده‌ای بود که صهیونیست‌ها در گام نخست موفق به شناسایی آن نشده بودند به طوری که به فاصله ۴۰ کیلومتری دیمونا نیز رسیده بود و توانسته بود از این تاسیسات اتمی تصویربرداری کند.

در همین راستا وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران گفت: مسلماً تکنولوژی پهپادی که اخیرا توسط حزب‌الله لبنان بر فراز آسمان فلسطین اشغالی به پرواز درآمد و چشمان دشمنان را خیره کرد، آخرین فناوری و تکنولوژی ایران نبود.

سردار وحیدی می‌افزاید: جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هواپیماهای بدون سرنشینی را با تکنولوژی و فناوری بسیار پیشرفته‌تر از پهپادی در اختیار دارد که اخیرا از سوی نیروهای حزب‌الله بر آسمان رژیم صهیونیستی به پرواز درآمده است.

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران افزود: رژیم صهیونیستی بر روی سیستم پدافند هوایی و گنبد آهنی‌اش بسیار تبلیغات کرده بود اما این پهپاد آنان را رسوا کرد و آبروی شان را برد چون آنها با انجام عملیات روانی بر روی قدرت نظامی شان به کشورهای مختلف تجاوز می کنند و زمانی که این از درون متلاشی شود، قدرتشان کاملا به لحاظ روانی شکسته خواهد شد.

کارشناسان بر این باورند که پهپادهای ایرانی جدید دارای ویژگی‌های منحصر به فردی از جمله مداومت پروازی بیشتر، برد بالاتر و قابلیت حمل سلاح و موشک است.

این در حالیست که پهپاد حزب‌الله لبنان تنها قابلیت تصویربرداری و رصد داشت. مقام ارشد نظامی پنتاگون پیش از این در راستای قدرت جنگال ایران گفت: جمهوری اسلامی ایران پس از نشاندن هواپیمای بدون سرنشین فوق پیشرفته آمریکا نشان داد که توانایی بسیاری در جنگ الکترونیک دارد و در این راستا عبور از سیستم‌های راداری و تشخیص گنبد آهنین توسط پهپاد حزب‌الله حاکی از نفوذپذیر بودن این سیستم دفاعی دارد.

کارشناسان راداری و مخابراتی می‌‌گویند که توانایی پهپادهای نسل جدید ایران از جمله شاهد ۱۲۹ در جنگ الکترونیک بالاتر از پهپاد حزب‌الله است و این نکته‌ای بود که وزیر دفاع ایران در صحبت‌های خود به آن اشاره کرد.

اصلی ترین ناکامی "گنبد آهنین"؛ موشک های حماس به قلب تل آویو رسیدند

از سال گذشته تا کنون که اسرائیل وارد فاز اجرایی نمودن سامانه دفاع ضد موشک "گنبد آهنین" شده است، تبلیغات بسیاری بر روی غیر قابل خدشه و نفوذ بودن آن نمود به طوری که آن را کار آمد ترین پوشش ضد موشک در جهان نامید. اما بعد از دور جدید درگیری در غزه از چند روز گذشته تا کنون و هدف قرار گرفتن نقاط مختلف پایتخت این رژیم، شکست پذیر بودن این سامانه پرهزینه را حداقل در میدان جنگ با یک گروه کوچک مقاومت، همچون حماس را تایید نمود.




در خلال بحران اخیر غزه، این سیستم به طور مکرر توسط ارتش اسرائیل مورد تمجید قرار گرفته‌است. بر اساس اعلام ارتش اسرائیل، سپر دفاع موشکی گنبد آهنین تا غروب شنبه، موفق به رهگیری ۲۴۵ راکت در طول سه روز شده است. هزینه ساخت هریک از این موشکهای رهگیر به نام تامیر، حدودا ۶۰ هزار دلار است. 




موشک باران سرزمین های اشغالی توسط مقاومت فلسطین

سوالی که در این جا برای مردم ساکنین سرزمین های اشغالی پیش می آید این است که سامانه ای که در کوتاه مدت هزینه چند میلیارد دلاری برای اسرائیل داشته و تا کنون حتی نتوانسته حملات موشکی به داخل پایتخت اسرائیل را مهار کند، چه سودی دارد.

روزنامه انگلیسی گاردین اخیرا در مطلبی با اشاره به اخباری که از فعالیت این سیستم دفاع موشکی به دست آورده نوشت، از 7 آوریل (18 فروردین) این سیستم 7موشک پرتاب شده از سوی حماس را سرنگون کرده اما دست کم در 11 مورد نتوانسته این موشک‌ها را ردیابی کند. گاردین به نقل از یکی از کارشناسان نزدیک به این پروژه نوشت، این سیستم ممکن است در آینده موفقیت‌هایی داشته ‌باشد اما فعلا با محدودیت‌هایی رو‌به‌روست که کارایی آن را زیر سؤال می‌برد: از جمله این محدودیت‌ها این است که این سیستم تنها 2باتری دارد

سامانه موشکی گنبد آهنین در حال نصب بر روی تپه های اطراف تل آویو

سیستم دفاع موشکی گنبد آهنین دارای 3بخش است؛ یک رادار ردیابی موشک، یک مرکز کنترل و یک بخش شلیک موشک. لحظه‌ای که یک موشک شلیک می‌شود، مسیر پرتاب موشک آن از طریق مرکز کنترل بررسی می‌شود تا معلوم شود که قرار است این موشک در کجا فرود آید. در جریان جنگ خلیج‌فارس در سال 1991 بود که جهان نخستین‌بار از امکان اجرای دفاع موشکی مطلع شد. شکل اولیه این سیستم که به‌صورت موشک‌های پاتریوت آمریکا در اسرائیل و عربستان به کار گرفته می‌شد، توانست موشک‌های اسکاد پرتاب‌شده توسط عراق را ردیابی و نابود کند. در حقیقت این سیستم نسبت به پیش‌بینی کارشناسان بسیار خوب عمل کرد. پیش‌بینی‌های اولیه نشان می‌داد که این سیستم موفقیتی 10 درصدی خواهد داشت اما در عمل شرایط بهتر از این شد.

در جریان جنگ عراق در سال 2003، موشک‌های پاتریوت تغییریافته عملکرد خوبی نشان‌ دادند. به خاطر عملکرد این سیستم، عراق نتوانست هیچ موشک دوربردی شلیک کند و موشک‌های پاتریوت یک جت انگلیسی و یک جت آمریکایی را سرنگون کردند. سرنشینان این دو جت کشته شدند. رژیم صهیونیستی مدت‌هاست از کابوس موشک‌های کوتاه‌بردی چون کاتیوشاهای طراحی شده روسیه که در دهه‌های 1970 و 1980 به فلسطینی‌ها داده‌شد، وحشت دارد. در جنگ سال 2006 لبنان، حزب‌الله بیش از 4 هزار موشک به سمت رژیم صهیونیستی شلیک کرد. در این حملات 44 اسرائیلی کشته شدند.

بعد از تجربه تلخ جنگ لبنان و شکست ارتش اسرائیل در مقابل جنبش حزب‌الله، رژیم صهیونیستی به‌طور جدی به فکر تقویت سیستم دفاع موشکی خود افتاد. این رژیم پیش از این سیستم دوربرد موسوم به پیکان را طراحی کرده‌ بود اما بعد از جنگ لبنان، تصمیم گرفت که با سرمایه‌گذاری سنگینی، سیستم گنبد آهنین را طراحی و تولید کند. هزینه طراحی و استقرار این سیستم بیش از یک میلیارد یورو برآورد شده‌است



سیستم ضد موشک "گنبد اهنین" 

بخشی از این هزینه را آمریکا تامین کرده‌است. این سیستم در داخل رژیم صهیونیستی منتقدان زیادی دارد. هر کدام از موشک‌های این سیستم هزینه‌ای معادل 25 هزار یورو دارد و این در حالی است که قرار است این سیستم موشک‌هایی را که بسیار ارزان‌قیمت‌تر هستند و کمتر از چند صد یورو ارزش دارند، سرنگون کند. این برآورد به این معناست که جنبش مقاومت - چه در لبنان و چه در فلسطین- از حالا به بعد وارد جنگی اقتصادی با اسرائیل می‌شود. گروهی دیگر معتقدند که فریب‌دادن سیستم راداری دفاع موشکی گنبد آهنین بسیار آسان است؛ فقط کافی است که راه این فریب پیدا شود./موسسه دیده بان

همه چیز در مورد جشن پوریم و ایرانی کشی


  جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.




نتانیاهو در جشن پوریم - 1999
به ادامه مطلب توجه بفرمایید
-- 

ادامه نوشته

آيا حسن تهراني مقدم بسيجي واقعي به حساب نمي‌آيد؟!

ندا آقاسلطان در 30 خرداد 1388 به طرز مشكوكي در يكي از خيابان‌هاي فرعي و خلوت تهران كشته مي‌شود و خبر مرگش بلافاصله توسط آرش حجازي كه ظاهرا پزشك است و به صورت كاملا اتفاقي! دو روز قبل از انگليس وارد تهران شده و باز هم به صورت اتفاقي! لحظه كشته شدن ندا در آن‌جا حضور داشته است، بر روي سايت‌هاي خبري مي‌رود. نكته حائز اهميت اين‌جاست كه باز هم به صورت كاملا اتفاقي! ويزاي انگليس در جيب آرش حجازي بوده و بعد از مرگ ندا به سرعت به انگليس بازگشته است.

اين حادثه در بازه زماني كوتاهي با شانتاژ خبري فوق‌العاده‌ بارها از رسانه‌هاي غربي پخش مي‌شود و واكنش‌هاي مختلفي را برمي‌انگيزاند. پدر و مادر ندا سبز بودن او را انكار مي‌كنند و مدعي مي‌شوند او اصلا راي نداده و اعتقادي هم به نظام و انقلاب نداشته است. برادر او نيز طرفدار دكتر احمدي‌نژاد است و اين را درصفحه‌ي فيس بوكش نوشته است.

از همان ابتداي امر ندا آقاسطان در پروژه‌ي شهيدسازي جنبش سبز نقش ايفا مي‌كند و خونش مقدس مي‌شود. مادر ندا، او را شهيد راه مردم معرفي مي‌كند و دست داشتن بيگانگان را در قتل وي بي‌اساس مي‌خواند. از طرفي كاسپين ماكان كه گاهي نامزد و گاهي دوست پسر ندا معرفي مي‌‌شد، در ابتدا حرف و حديث‌هاي پيرامون ندا را نادرست مي‌شمارد، ولي چند ماه بعد از قتل او به اسرائيل سفر مي‌كند و در ديداري با شيمون پرز با قرار گرفتن در مقابل دوربين، معماي قتل را از طرفي پيچيده‌تر و از طرفي هم حل مي‌كند.

همان زمان مسيح علي‌نژاد؛ خبرنگار اصلاح‌طلبِ فراري لندن‌نشين، در صفحه‌ي شخصي خود در مطلبي با عنوان "ندا آقاسلطان چندبار بايد كشته شود" آه و فغان سر مي‌دهد از گلوله‌هايي كه كاسپين ماكان به همراه جنبش سبز هر روزه به ندا شكليك مي‌كنند و مي‌نويسد: "عکس‌های ندا امانتی بود در خلوت ماکان، آیا خیانت در امانت، کافی نیست تا انگیزه اصلی این روزهای کسی که قرار دیدار با رییس‌جمهور اسراییل می‌گذارد و از طرفی دیگر جنبش سبز ایران را به رسمیت نمی‌شناسد، روشن شود؟ من نماینده خانواده ندا نیستم، اما این را خوب می‌دانم که دل مادر ندا این روزها از شلیک مکرر برخی از آدم‌های معمولی به پیشانی کم‌اقبال دخترش،  رنجیده‌خاطر است."

اما حالا سه سال پس از مرگ ندا، خواهر او قرار است يادش را در اذهان زنده كند و دوباره از آب گل‌آلود و متعفن سه سال پيش، ماهي تازه‌اي براي ضدانقلاب و اربابان اسرائيلي و آمريكايي‌شان بگيرد. برگزاري مهماني مختلط و نمايش لباس‌ها و فيلم‌ها و عكس‌هاي خصوصي ندا در رسانه‌هاي معاند، بهره‌برداري ديگري از خون ندا در راه جنبش سبز است. علاوه بر آن صفحه‌ي فيس‌بوك هدي آقاسلطان، نيز صحنه‌اي ديگر از عناد اين جماعت با حق و شهيدان راه حق را به تصوير مي‌كشد. هرچند وي با فاصله‌ي چند روز و پس از اعتراض شديد همه‌ي رسانه‌هاي انقلابي به سبب توهين به ساحت نوراني شهيد تهراني مقدم، در صفحه‌اش مي‌نويسد كه رمزش هك شده و توهين كار وي نبوده است كه اين مسئله نيز با اما و اگرهايي همراه است.

اما آن‌چه مهم است، اين نكته است كه هدي آقاسلطان جنبش سبز را يك بار ديگر در برابر تمام ارزش‌ها و مقدسات نظام اسلامي قرار داد تا حاميان كنوني اين جنبش بار ديگر در معرض امتحان قرار گيرند كه اگر خود را متدين و پاي‌بند به ارزش‌هاي اسلامي مي‌دانند و پيرو راه امام و شهدا هستند، اندك واكنشي به بي‌حرمتي به شهيد حسن تهراني‌مقدم نشان بدهند. اما همان‌هايي كه ادعا داشتند جنبش سبز يك جنبش مذهبي و عدالت‌خواهانه است و مي‌خواستند به زعم خودشان با اعتراض به تقلب در انتخابات، عدالت را در جامعه پياده كنند و احساس مي‌كردند موسوي و حاميان او پيرو خط امام‌اند، همان‌هايي كه شعار "بسيجي واقعي، همت بود و باكري" مي‌دادند، هيچ گونه اعتراضي به اين هتك حرمت نكردند. آيا شهيد تهراني‌مقدم از نظر آن‌ها بسيجي واقعي به شمار نمي‌آيد؟! 

چگونه است كه همسران شهداي گران‌قدرمان كه روزگاري تمام قد به دفاع از موسوي و حاميانش پرداختند، اكنون در مقابل اين بي‌حرمتي سكوت اختيار كرده‌اند؟! كجا رفته‌اند تمام كساني كه براي خون به ناحق ريخته شده ندا حلقوم پاره مي‌كردند؟! كجا رفته‌اند مراجع تقليدي كه با سران فتنه و ايادي‌شان همراهي مي‌كردند؟ آيا از انتشار عكس‌هاي خصوصي ندا و نمايش لباس‌هاي شخصي‌اش و پخش شدن فيلم صحنه‌هاي رقصش خشنودند؟! آيا اين رفتارها تناسبي با دين و مذهب و شهيد و شهادت دارد و جايي در باورهاي متدينين اجتماع ما پيدا مي‌كند؟! كجاي رفتار ندا و خانواده‌اش، قابل دفاع است كه اين‌قدر بعضي‌ها سنگش را به سينه مي‌زدند؟! و حالا آيا وقت آن نرسيده است كه كساني كه ذره‌اي خود را مديون خون شهدا و ايثارشان در راه نظام و آرمان‌هايش مي‌دانند، در برابر اين بي‌ادبي خواهر ندا قدعلم كنند و از جنبش سبز برائت بجويند؟!

و حال مسيح علي‌نژاد كه اين‌قدر نگران خون ندا و سوءاستفاده و خيانت در امانت كاسپين ماكان بود، كجاست كه بيايد از سوءاستفاده از عكس‌هاي خصوصي ندا آن هم توسط خانواده‌اش انتقاد كند و بنويسد ندا چند بار ديگر بايد كشته شود؟!

برگرفته از وبلاگ حي علي الجهاد

علاج سرطان، درمان به موقع است

فرزندی به پدر خویش گفت: پدر چرا بخش قابل توجهی از درآمدت را صرف معالجه و نابودی سرطانت می کنی؟ این پول حق ما هم هست؟! پدر سکوت کرد و دیگر برای درمان سرطانش هزینه نکرد و پس از دو ماه درگذشت! اما پس از مرگ پدر، دیگر نه تنها درآمدی وجود نداشت بلکه خانواده ای نیز در کار نبود.
حالا شما چندان به خطا نرفته اید اگر بجای پدر، مسئولین نظام اسلامی؛ بجای فرزند، برخی معترضین و منتقدین؛ و بجای سرطان، اسرائیل؛ و بجای خانواده، واژه ایران را قرار دهید.

آیا گمانتان این است که باید با غده ای سرطانی سازش کرد؟؟

--------------------------------------------------------------------------------

اسرائیل بایدازصحنه روزگارمحوگردد. امام خمینی(ره)

منبع : ثریای کویر ایران

نماینده اسرائیل در مذاکرات 5+1

قطعا کسانی که مذاکرات بغداد را مورد رصد و تحلیل قرار دادند، اذعان دارند که اهمیت رویدادها و اتفاقات پس از پایان مذاکرات، کمتر از حین آن نیست. از جمله دلایل این اهمیت مشخص شدن برداشت واقعی از مذاکرات و محتوای آن، سنجش میزان صداقت در عمل به نسبت سخنانی که در طول مذاکرات رد و بدل شده و دریافت خط مشی برای ادامه روند است. یکی از اتفاقات جالب که روز 25 می دقیقا پس از مذاکرات روی داد، سفر نماینده مذاکره کننده امریکا به تل آویو است. وندی شرمن، دیپلمات کهنه‌کار امریکایی در امور ایران بلافاصله برای در جریان قرار دادن مقامات رژیم صهیونیستی حتی قبل از رفتن به امریکا به سرزمین های اشغالی سفر می کند تا مبادا اسرائیل کوچک‌ترین احساس نگرانی از دادن امتیازی به ایران به دل خود راه دهد.

بنیامین نتانیاهو روند تخریبی برای به شکست کشاندن مذاکرات را پس از استانبول به شدت دنبال می کرد و بارها اعلام کرده بود به هیچ وجه نباید معامله ای برای غنی سازی اورانیوم در ایران صورت بگیرد. این نگرانی را با فرستادن دبیر شورای امنیت ملی خود به بروکسل و سایر کشورهای اروپایی نیز نشان دادند. اینکه کشوری که با ایران علنا و آشکارا اظهار دشمنی دارد و بارها برخلاف منشور سازمان ملل تهدید به حمله نظامی کرده است، مخالف حل و فصل مسئله هسته ای باشد، تعجب آور نیست. اما مطابق با تحلیل رسانه های خود امریکا، این کشور که به آرام سازی فضا برای عبور از بحران اقتصادی و رشد بیکاری و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیاز دارد، چگونه حاضر می شود منافع ملی خود را قربانی خواست یک اقلیت کند؟

اظهارات جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق امریکا در دیدار با شیخ الازهر در قاهره مطالب بسیار مهم و جالبی را به همراه داشت. روزنامه البيان نوشت جيمي کارتر رئيس جمهور اسبق امريکا از جانبداري "کورکورانه" کشورش از اسرائيل و حمايت مطلق آن از اسرائيل بر ضد فلسطين انتقاد کرد. کارتر در ديدار خود با احمد الطيب شيخ الازهر، در جمع چند نفر از نمايندگان رسانه ها گفت:‌ «حمايت مطلق امريکا و جانبداري کورکورانه آن از اسرائيل به شهرت و اعتبار اين کشور نه تنها در سطح کشورهاي عربي و اسلامي؛ بلکه در سطح جهان آسيب وارد کرده است. وي ابراز اميدواري کرد باراک اوباما رئيس جمهور امريکا، درصورت پيروزي در انتخابات، "روند اقدامات خود را در مورد مساله فلسطين" تصحيح کند.» کارتر افزود: «لابي يهودي هرگز اجازه نخواهد داد اوباما بار ديگر رئيس جمهور شود». کارتر گفت: «غرب و امريکا بيش از حد لازم از سياست استعمارگرايانه اسرائيل حمايت مي کنند.»

این اظهارات که حرف دل بسیاری از امریکایی ها از جمله فعالان جنبش های اعتراضی نظیر «تسخیر وال استریت» نیز هست، نشان می دهد، عملا استقلال امریکا توسط یک لابی با اقلیت مطلق نسبت به جمعیت این کشور، به تاراج رفته است. در سفرهای نوبه ای اوباما به کشورهای آسیایی و حتی اروپایی، مردم معترض همواره یکی از محورهای اعتراضی خود را حمایت امریکا از اسرائیل در کشتار مردم و محاصره یک میلیون فلسطینی در سخت ترین شرایط در غزه می دانند. اسرائیل در صحن شورای حقوق بشر (دفتر اروپایی سازمان ملل در ژنو) دو قطعنامه نقض حقوق بشری دریافت کرد و تنها کشوری که علیه این قطعنامه صحبت کرد امریکا بود که باعث خنده بسیاری از سفرای کشورهای عضو شد.

اما نکته جالب تر نحوه رفتار سران اسرائیل با نماینده امریکا بود. شبکه تلویزیونی "راشاتودی"، در همان روز گزارش داد درحالیکه "وندی شرمن" به اسرائیل سفر کرده است، مقامات ارشد اسرائیل از دیدار با شرمن خودداری کردند. راشاتودی می گوید که این رفتار دیپلماتیک از سوی مقامات اسرائیلی در واکنش به سفر شرمن به تل آویو در شرایطی گزارش می شود که روابط میان تل آویو و واشنگتن به دلیل نوع موضع گیری های اسرائیل و امریکا در برابر بلندپروازی های هسته ای ایران آسیب دیده است. در ادامه این خبر آمده است که شرمن درصدد ارائه خلاصه مذاکرات صورت گرفته 1+5 در بغداد به مقامات اسرائیلی بود اما در این بین "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر و "ایهود باراک" وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به طور غیرمنتظره ای برای دیدار با معاون وزیر امور خارجه امریکا در امور سیاسی در دسترس نبودند و به این ترتیب و با استناد به گزارش منتشر شده از سوی پایگاه صهیونیستی "دبکا"، شرمن گزارش خود درباره مذاکرات بی ثمر 1+5 با ایران را به "یاکو آمیدرور" مشاور امنیت ملی و "رافی باراک" مدیرکل وزارت امور خارجه اسرائیل تحویل داد.

تحقیر یک ابرقدرت به بهترین شکل ممکن انجام می گیرد تا اوباما پیام جدی ای را برای کنار گذاشتن مذاکرات با ایران دریافت کند. به‌راستی اگر امریکا اراده ای در مذاکرات ندارد و اختیار با کشور دیگری است برای چه طرف مذاکره با ایران باید باشد؟

این مذاکرات به هر صورت به صورت 4+1 نیز می تواند ادامه یابد و احتمالا نتایج بهتری را نیز در بر خواهد داشت.

محمد جواد رمضانی

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=127880

این روزها برخی ادعا می کنند دوستمون دارن...

قصه اسرائیل و فلسطین: از دست رفتن مادرم در برابر چشمانم. تمام فرصت، تنها ثانیه ای، آن هم برای خداحافظی ...
جز دندان بر دندان فشار آوردن، و جمع کردن تمام بغض چاره ای ندارم، برای روزی که انتقام سیلی...

ایرانیان از عماد مغنیه می گویند

اکثر ایرانیانی که او را می شناختند، گمان می کردند او یک ایرانی است که در ایر ان به دنیا آمده و نام و پاسپورت ایرانی دارد. تعداد کمی هم که می دانستند او لبنانی است، او را با نام حاج رضوان می شناختند. تعداد کمی او را با نام حقیقی اش می شناختند: حاج عماد مغنیه. همان کسی که در سفرهای متعددش به جمهوری اسلامی، انتخابش از کل ایران فقط شهر قم بود و دیدار علمای اخلاق و عرفان.

***

چشم‌هایی به رنگ غروب خورشید در زمستانی طوفانی. سرخی‌ای که چشمه هایی را پوشانده است که اگر اجازه سرازیر شدن داشتند، آبشارهایی از اشک می شدند تا تلخی تروری را بشويند که هنوز انتقامش گرفته نشده است. این، دل‌تنگی‌ای است نسبت به بیش از 25 سال همراهی برادرانه در مسیر جهاد (که توانست برای حاج رضوان، «اعتماد امام خامنه ای» و احترام ژنرال‌های ایران و نیروهای نظامی ایران را به ارمغان بیاورد). این، میلی شدیدی است تا همه چیز را راجع به «حاج- اسطوره» به عالم بگویند ولی ترس از لو رفتن اشتباهی اسرار امنیتی (که می تواند خطرات جدی در پی داشته باشد) جلوی این میل را گرفته است.

این حالتی است که مسئولین ایرانی نسبت به عماد مغنیه دارند. این مسئولین معتقدند که باید حق این مرد را در دنیا هم ادا کرد، همان طور که انتظار پاداش اخروی برای او دارند.

***

روابط ایران با حاج عماد یک روزه و دو روزه و گذری نبود. جمهوری اسلامی در ظاهر چنین رابطه ای را تأیید نمی کرد، تا آنکه حاج رضوان شهید شد و روز تشییع پیکر او فرا رسید: ایران، تمام قد و با تمام توان ممکن در این مراسم حاضر شد. پیشاپیش هیئت ایرانی، علی اکبر ولایتی قرار داشت (به عنوان نماینده رهبر انقلاب) و منوچهر متکی (وزیر خارجه وقت، به نمایندگی از رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد). جمهوری اسلامی همچنین با ساختن مزار یادبودی برای او در بهشت زهرا (محل دفن شهدای انقلاب و جنگ در تهران) تکریمی در حق «فرمانده ی دو پیروزی» به عمل آورد. [اشاره به پیروزی های حزب الله در سال‌های 2000 و 2006.]

رابطه حاج رضوان با تهران از زمان پیروزی انقلاب در سال 1357 آغاز شد. او زياد به جمهوری اسلامی رفت و آمد داشت و در طی همین سفرها بود که توانست زبان فارسی را بسیار خوب و با لهجه تهرانی یاد بگیرد، در حدی که هر کس با او حرف می زد، گمان می کرد او ایرانی است.

یک مسئول ایرانی که از اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 شمسی با شهید مغنیه ارتباط زيادي داشته، می گوید: «هر بار که با او دیدار یا تماس تلفنی داشتیم [از هم‎کلامی با او] به یاد خدا می افتادم. حاج عماد هر کاری می کرد برای خدا می کرد.» وي اضافه می کند: «خوش مشرب، ملایم و با اخلاق بود. خداوند دائماً در حیاتش حاضر بود. لبخند از چهره اش محو نمی شد. او کسی بود که در تمام طول عمرش چوبه دارش را بر دوش خود و سرش را بر روی دست خود حمل می کرد و همیشه آماده شهادت بود.» وي ادامه می دهد: «حاج عماد برای من کسی بود (همان طور که قبلاً امام خمینی و سید عباس موسوی برایم همین طور بودند و امرز حضرت آقا و جناب سید حسن نصرالله هستند) که هر بار آن‌ها را می‌بینی به‌یاد خدا می افتی. وقتی با آنها هستی انگار در بهشت هستي... حاج عماد نمونه تواضع و شکسته نفسی بود. هر وقت در جایی جمع بودیم این او بود که به دیگران خدمت می کرد [ و پذیرایی و کارها را به عهده می گرفت.»

همین مسئول ایرانی اضافه می کند: «در شب‌های عملیات البته حالتش متفاوت بود. با هوشیاری بیشتر و با افکار متمرکز و البته با کمی استرس. می دانید که مجاهدین اصطلاحاً زیرزمینی زندگی می کنند و این از نظر عصبی روی آنها تأثیر می گذارد و موجب افزایش استرس آنها می شود. خصوصاً در سایه نگرانی شدید از هر امر غیر مترقبه ای که ممکن است منتهی به شکست در عملیاتی شود که برنامه ریزی و آماده ساختن مراحل آن، ماه ها وقت برده است. به عنوان مثال، خود من اصلاً تحمل ندارم که حتی دو ساعت زیرزمینی زندگی کنم و یا تحمل ندارم که [همیشه] با ماشین‎های مخصوص (آن هم با تدابیر امنیتی پیچیده که طی آن هر حرکتی به دقت محاسبه شده است) جابه‌جا شوم.»

***

تعداد کمی در ایران می دانستند که شهید مغنیه یک شهروند لبنانی است. اکثراً او را با نام حاج رضوان می شناختند. «یک بار همراه با سید حسن نصرالله به تهران آمد، بعد از جنگ 33 روزه، و برخی دیدارهای علنی را برگزار کرد. البته طبعاً در این دیدارها حاج رضوان پشت دوربین می ایستاد. به خانه دکتر حداد عادل (رئیس وقت مجلس ایران) رفتیم. سید حسن در آن روز در منزل دکتر حداد عادل با همه مسئولین ایرانی دیدار کرد. این مسئولین می آمدند تا برای پیروزی حزب الله تبریک بگویند و همه می خواستند با سید حسن نصرالله عکس بگیرند. و این حاج عماد بود که دوربین را می گرفت و عکس می انداخت. حتی دکتر حداد عادل هم در آن زمان نفهمید که این شخص عماد مغنیه است.»

همراهان حاج عماد در ایران می گویند که او «شخص بزرگی بود که در زمینه سازماندهی قدرت عجبیبی داشت. کسانی که از ابتدای تشکیل حزب الله با آن همراه بودند، انتظار نداشتند که یک نفر، با نام عماد مغنیه، بتواند به چنین موفقیتی در اقدامش به بنای سازماندهی مقاومت دست یابد. مطمئن باشد که ایران همه جزئیات را نمی‌داند. حزب الله به صورت مستقل به این کار [یعنی به این سازماندهی] اقدام کرد. حزب الله از اول روی پای خودش ایستاد. تهران از امور استراتژیک حزب الله خبر دارد [نه همه امور]. ممکن است در در بعضی از جزئیات با ما مشورت کنند، ولی تعداد کمی در ایران هستند که دقیقاً می دانند حزب الله [از نظر جزئیات] چگونه است.

چیزی که حاج رضوان ساخت چیز عجیبی است. حتی ما ایرانی ها هم از سطح بیرونی حزب الله خبر داریم و اگر کسی چیز بیشتری می داند، این دانستن در حد نظری است؛ بر روی کاغذ. حزب الله قبل از هر چیز یک روحیه، رابطه و ارتباط است بین اشخاص و خداوند متعال. ما نمی دانیم چگونه عمل می کنند و چگونه شهید و پیروز می‌شوند.»

همین منابع اشاره می کنند که حاج عماد «واقعاً به رهبر انقلاب نزدیک بود. رهبر انقلاب بسیار او را دوست داشت و به تحلیل های او و پیش بینی های او از حوادث اطمینان و اعتماد داشت. شهید مغنیه به اختصار موضوع را بررسی می کرد و دقیقاً به هدف می زد. در همه دیدارهای حساسی که ایرانی ها با هم پیمانان استراتژیک‌شان در منطقه برگزار می کردند، حاج عماد نقش مترجم را ایفا می کرد، خصوصاً در دیدار با سوری ها. سوری ها هم نمی دانستند که این شخص، عماد مغنیه است؛ به استثنای سرتیپ محمد سلیمان (که در سال 2008 در طرطوس ترور شد) و تعداد کمی از مسئولین بلندپایه سوری. در این دیدارهای حساس، حاج عماد برخی اوقات به گونه ای ترجمه مي‌كرد كه  معلوم بود سعی در موفقیت مباحث دارد. [در ترجمه]، صورت ماجرا را به گونه ای از یک طرف برای طرف دیگر نقل می کرد که مورد پسند این طرف واقع شود و گاهی اوقات عمداً شرح و اضافه ای هم بر ترجمه می افزود، انگار که به یک طرف مذاکره می گوید طرف دیگر فلان خواسته ها را دارد [و فلان منظور در عبارتش نهفته است] سپس به این یکی طرف مذاکره می گفت طرف اول می تواند این چیزها را ارائه کند و همین طور تا آخر. در عمل این او بود که از طریق ترجمه، مذاکرات را اداره می کرد و در نتیجه‌ی این تلاش‎ها، همه به خواسته مطلوب‎شان می رسیدند. واقعاً تمام کارهایش مبتکرانه بود.»

این منابع می گویند: «بسیار به ایران تردد داشت. از نظر ما ایرانی ها، حاج عماد یکی از خود ما محسوب می شد. با ما عربی صحبت نمی کرد، بلکه با فارسی روان صحبت می کرد؛ با لهجه تهرانی [یعنی موقع فارسی صحبت کردن حتی لهجه عربی هم نداشت.] تا حدی که اگر از قبل نمی دانستی که او لبنانی است، فکر می کردی پدر در پدر تهرانی است!» و اضافه می کند: «شدیداً مراقب بود که هویت واقعی‎اش شناخته نشود. دائماً تلاش می کرد در عکس‎ها نباشد. واقعاً به هیچ کس فرصت نمی داد تا از او عکس بگیرد.»

یکی از کسانی که او را می شناخت، می‎گوید: «هر وقت که با هم دیدار داشتیم (حالا به هر مناسبتی که بود، داخل ایران یا در خارج) اگر می خواستیم عکس بیندازیم، از همه جلو می افتاد تا دوربین را گرفته و عکس بیندازد. یعنی همیشه کار عکاسی را او بود که انجام می داد. همه جلوی دوربین بودند؛ اما خود او: دائماً پشت دوربین بود. اگر کسی او را نمی شناخت، نمی توانست از طریق هم‌نشینی با او احساس کند که با دیگران فرق دارد.» وي ادامه می دهد: «وقتی به ایران می آمد، به شهر قم مشرف می شد و به دیدار علمای آنجا می رفت. خصوصاً آیت الله محمدتقی بهجت» (که حدود سه سال پیش وفات یافتند)

معروف است که آیت الله بهجت (از معروف‌ترین علمای اهل عرفان) درخلال جنگ 33 روزه پیغامی برای شیعیان لبنان فرستاده بود و «در آن پیغام از شیعیان لبنان خواسته بود که دعای جوشن صغیر بخوانند. همان روز، بسیاری بر روی تلفن های همراه‌شان پیامکی دریافت کرذند که از آنها قرائت دعای جوشن صغیر را درخواست می کرد.»

***

کدام صفات بودکه از حاج عماد چنین «رکورد بی نظیر»ی در معادلات منطقه ای ساخت؟ «آرامش او، توجه دائمی اش به خداوند و شوق و بی قراری اش. در تحلیل‎های سیاسی‌اش دقیق بود و عمیق.»

یک مسئول ایرانی روایت می کند که: «یک بار، در سال 2003، مرا و یک مسئول ایرانی بلندپایه را برداشت و به یک بازدید کامل از جبهه جنوب لبنان برد. خودش ماشین را می راند و در همان حال مواضع و موقعیت ها (چه برای حزب الله چه برای اسرائیلی ها) را برای‌مان شرح می‌داد. واقعاً شجاع بود.» وي اضافه می کند: «یک بار دیگر، در سال 2000، مرا برداشت که به یک بازدید مشابه ببرد تا به من نشان دهد که رزمندگان مقاومت چگونه موفق شده اند کوه ها را حفر کرده و در آنها، سکوهای پرتاب موشک نصب کنند. این سکوها با ریل‌های فلزی از داخل حفره ها با بیرون متصل بود تا بتواند بیرون بیاید و موشک ها را شلیک کند و بعد به صورت کامل به داخل کوه برگردد.

در این سفر، با ماشین به جنوب لبنان رفتیم. رفتیم تا رسیدیم به جاهایی که دیگر نمی شد با ماشین حرکت کرد. پیاده شدیم و حدود 45 دقیقه هم به صورت پیاده در معبرهایی که از قبل مشخص و علامت گذاری شده بود، حرکت کردیم، بین بمب های خوشه ای که رزمندگان مقاومت آنها را جمع آوری و خنثی کرده بودند. فهمش برای ما سخت بود که رزمندگان مقاومت چگونه همه این جایگاه ها را داخل کوه حفر کرده اند و بعد هم چطور توانسته اند که این موشک‎های عظیم الجثه را (در این مسافت طولانی، با پای پیاده و آن هم جلوی چشم صهیونیست‎ها) به این جایگاه ها منتقل کنند. واقعاً موفقیت عظیمی بود. همان موقع بود که فهمیدم اگر اسرائیلی ها بخواهند هجومی علیه لبنان بكنند، باید منتظر شکست وحشتناک و بزرگي باشند.

همان وقت حاج عماد شروع کرد به تشریح کردن دقیق اینکه حزب الله چطور عمل می کند. راه های استتار مخصوص رزمندگان را هم دیدیم. این استتار به نحوی بود که اسرائیلی ها نمی توانستند آن را کشف کنند، حتی اگر دقیقاً بالای آن می آمدند. رزمندگان در سطح زمین پخش شده و به داخل حفره هایی می رفتند که با چیزهایی از جنس همان زمین پوشانده شده بود.

همچنین مرا به یک اردوگاه آموزشی در منطه بعلبک [در شمال لبنان] برد. این اردوگاه در یک دره ما بین دو کوه قرار داشت و قله های این دو کوه با کابل به هم وصل شده بود و رزمندگان مقاومت از این کابل‎ها برای رفتن از یک کوه به کوه دیگر استفاده می کردند.

بعد از سال 2000، با او به یک بازدید دیگر رفتم و اتاقهای مراقبت و رصدی که رزمندگان از آنها پایگاه های اسرائیلی ها را زیر نظر داشتند را مشاهده کردم.»

همین منبع توضیح می دهد که: «هدف از این دیدارها فهمیدن دقیق این بود که حزب الله چگونه عمل می کند. در هر بار من خیال می کردم دیگر موفق شده ام بفهمم که این گروه مجاهد چگونه عمل می کند. اما الآن با صراحت تمام به شما می گویم: هیچ کس در ایران نمی داند که حزب الله چگونه عمل می کند. بله، برخی اشخاص هستند که روی کاغذ از پویایی کار حزب الله اطلاع دارند. ولی [در عمل] هیچ کس به صورت کامل از ابزارهای عمل و طریق حرکت حزب الله اطلاع ندارد.»

***

یک مسئول ایرانی (که اتفاقاً در روز عقب نشینی صهیونیست‎ها از لبنان در ماه می سال 200 آنجا بوده و این توفیق را داشته که همراه عماد مغنیه در اتاق عملیات باشد) می گوید: «بسیار باشکوه بود. یک لحظه تاریخی بود. همه چیز وجود داشت. یک سری نمایش‎گر، پوشش تلویزیون اسرائیل از این فرار را پخش می کرد. تصویر آن افسر اسرائیلی از خاطرم نمی رود که سجده کرد و فریاد می زد: از لبنان خارج شدیم. با همه رزمندگان مقاومت که در صحنه پخش بودند ارتباط برقرار بود.

در آن روز، بین من و او درباره اینکه پس از عقب نشینی اسرائیل چه خواهد شد صحبتی درگرفت. حاج عماد به من گفت: هرگز به اسرائیل اجازه نخواهیم داد به لبنان تعدی کند.»

***

«چند روز پیش از شهادتش با او ملاقات داشتم»، این را یک مسئول بلندپایه دیگر ایرانی می گوید، «شام را به اتفاق هم خوردیم و راجع به مسائل منطقه و اینکه شرایط پس از جنگ 33 روزه چگونه خواهد بود و اوضاع داخلی اسرائیل صحبت کردیم. او از پیروزی بزرگ گفت و اینکه حتی در نظر خود اسرائیلی ها هم اسرائیل با آنچه قبلا بود تفاوت کرده است.

قاطعانه می گفت که قواعد بازی تغییر کرده است و با این تغییر قواعد، وضعیت اسرائیل هم عوض شده است. اسرائیلی که به عنوان تهدیدی برای کل منطقه محسوب می شد، خصوصاً پس از جنگ سال 1967 که وزیر جنگ اسرائیل گفت همه پایتخت های عربی در تیررس ماست. جنگ 33 روزه ثابت کرد که سلاح های مرسوم قادر به حفاظت از اسرائیل نیستند و برای ما هم خطری محسوب نمی شوند. این ماییم که در سلاح های مرسوم، بر اسرائیل تفوق داریم. این چیزی است که از ارزش اسرائیل در استراتژی غرب می کاهد. اسرائیل دیگر قادر نیست مأموریتش را انجام دهد و این چیزی است که ما باید از آن بهره برداری کنیم. این سخن حاج عماد در آن شب بود. بسیار به اوضاع آینده خوش بین بود. گفت: کل سود قضیه را مابرده ایم. ازاین طریق نابودی اسرائیل شدنی است.» نظریه اش این بود که اسرائیل «خودبه خود ساقط خواهد شد چرا که دیگر نمی تواند نقشی را که ایالات متحده و غربی ها از او انتظار دارند عملی کند.»

***

یک مسئول ایرانی رابطه حاج عماد با سید حسن نصر الله را چنین توصیف می کند:«یک روح بودند در دو بدن. دوست، همراه و برادر بودند. نمی دانم سید حسن نصرالله چگونه توانسته بدون حاج عماد زندگی کند. این سؤالی است که دائما در ذهنم هست. چراکه هیچ کس مثل سید، حاجی را نمی شناخت.»

***

یک واقعه‎ی ساده که حدود دو هفته پیش رخ داد می تواند بهترین نشان دهنده دیدگاه ایرانی ها را جع به حاج عماد باشد. در خلال کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی که در تهران برگزار شد، در انتهای کنفرانس نمایندگان جوانان میهمان حضرت آیت الله خامنه ای بودند. در این دیدار، مسئولان بلندپایه ایرانی حاضر بودند؛ از جمله فرمانده سپاه قدس سرلشگر قاسم سلیمانیِ معروف. صحنه ورود او خیلی باشکوه بود. سالن یک‎پارچه لرزید وقتی یکی از مسئولان بلندپایه ایرانی فریاد زد: «این عماد مغنیه ایران است.» عبارتی که همه ماجرا را در دل خود دارد. ماجرای «اسطوره»ای که حالا تبدیل شده به یک «الگو».

کدام یک از این دو حیوان وحشی تر است؟

بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم.
 
این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شودكه شكارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد. اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است.

و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.

ایران و رژیم صهیونیستی وارد جنگ هوایی می‌شوند

«تعدی پارسیان:‌ اسرائیل و ایران هسته‌ای» ساخت یک شرکت آمریکایی به نام Clash of Arms Games است. این بازیِ تخته‌ای که در سال 2010 عرضه شد برای سنین 12 سال به بالا بوده و می‌توان آن را به صورت 2 نفره انجام داد.

در کتابچه‌ای که به همراه این بازی ارائه می‌شود، در بخش اول آن مسئله و موضوع اصلی نزاع تشریح می‌شود. نکته قابل توجه در آن این است که نویسندگان مدام ایران را تهدیدی بالقوه می‌دانند که سعی در دست‌یابی به سلاح‌های اتمی و حمله به رژیم صهیونیستی دارد.
 با توجه به توضیحات این بخش و نیز عنوان بازی و نقشه‌های موجود در آن واضح است که سازندگان بازی، ایران را کشوری هسته‌ای و جنگ‌طلب معرفی کرده‌اند که علاوه بر این که تهدیدی برای مردم خود و جهانیان است، دست به برپایی جنگ می‌زند. در مقابل، به رغم این حقیقت که این رژیم صهیونیستی است که با داشتن چندین کلاهک هسته‌ای خطری بالقوه برای منطقه و جهان است، رژیمی بی‌خطر که صرفا برای دفاع از خود وارد جنگ می‌شود معرفی می‌گردد.

«تعدی پارسیان» شامل نقشه‌ها و اهداف جنگی‌ای است که در آن نیروگاه‌های هسته‌ای ایران و نیز پالایشگاه‌های نفتی آن که باید مورد هدف قرار گیرند کاملاً مشخص شده‌اند.
همچنین این بازی شامل نقشه‌ای است که در آن مسیر پرواز هواپیماهای رژیم صهیونیستی و جایگاه‌های سوخت‌گیری آنها نیز تعیین شده است. با این حال، در این بازی هیچ گونه نقشه‌ای در خصوص نیروگاه‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی و اهدافی که باید به آنها حمله کرد وجود ندارد. همانطور که سازندگان آن اشاره کرده‌اند این بازی یک بازی متعادل نبوده و امکان پیروزی دو طرف به اندازه مساوی وجود ندارد. بلکه این رژیم صهیونیستی است که کفه ترازو بیشتر به نفع آن سنگینی می‌کند.

یکی از الهامات سازندگان این بازی می‌تواند اظهار نظر مسئولان رژیم صهیونیستی در خصوص حمله به ایران باشد. در یکی از این اظهار نظرها وزیر راه رژیم صهیونیستی، شائول موفاز در سال 2006، در موضعی خصمانه نسبت به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بیان داشت: «اگر ایران به برنامه سلاح‌های هسته‌ای خود ادامه دهد، ما به آن حمله خواهیم کرد».

شرکت سازنده این بازی مدعی شده است که «تعدی فارسیان»‌ به بررسی تأثیرات سیاسی و نظامی کمپین نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌پردازد. سازندگان بازی اظهار داشته‌اند که هدف بازی مسائلی فراتر از اقدامات نظامی است. در واقع می‌توان گفت این بازی در راستای آماده‌سازی جوانان برای شرکت در چنین جنگی در آینده و نیز نوعی نبرد آزمایشی در این خصوص می‌باشد.

در این بازی، شما می‌توانید امتیازهای سیاسی، جاسوسی، و نظامی بدست‌آورده خود را صرف تأثیرگذاری بر هم‌پیمانان یا دشمنان خود کنید، نیروهای و تجهیزات کمکی خریداری کنید،‌ دست به حملات نظامی بزنید، و یا اینکه نگرش‌های مردم خود را شکل دهید. همچنین می‌توان شرایط شروع مختلفی را انتخاب کرد که سناریوهای متفاوتی را به وجود می‌آورد. در عین حال، رویدادهای استراتژیک نامنظم می‌توانند در روند بازی تأثیرات غیر منتظره‌ای داشته باشند.

این بازی اطلاعات جامع و مفصلی در خصوص مسائل زیر ارائه می‌دهد:

· دستورات جنگی برای نیروهای هوایی ایران و رژیم صهیونیستی،

· تجزیه و تحلیل زیرساخت‌های هسته‌ای و نفتی ایران،

· موشک‌های بالستیک ایران و موشک‌های بالستیک دفاعی رژیم صهیونیستی،

· اهداف نظامی تأسیسات هسته‌ای ایران، ترمینال‌ها و پالایشگاه‌های نفتی، و فرودگاه‌ها،

· و شرایط مختلف شروع بازی.

وسایل بازی عبارتند از سه عدد کتاب که مشتمل بر بیش از 100 صفحه توضیحات در خصوص بازی، قواعد آن، گزارشات، و اهداف جنگی می‌باشد؛ نقشه‌های منطقه؛ کارت‌های بازی؛ و تخته و تاس.


 

افشای ناگفته‌هایی از سیاست‌های آیپک در قبال ایران

كنث وايزمن مسئول امور ايران در آيپك كه در سال 2005 به اتفاق استيو روزن يكي ديگر از اعضاي اين موسسه، ( و نيز لاري فرانكلين تحليلگر ايران در پنتاگون) در يك اقدام مشكوك از سوي دولت امریکا به اتهام جاسوسي (اتهام دقيق: تلاش غير قانوني براي جمع آوري و انتقال اطلاعات محرمانه به روزنامه نگاران و ديپلمات هاي اسرائيلي) تحت تعقيب قضایي قرار گرفت، در مصاحبه با سايت تهران بيوريو (وابسته به تلويزيون پي‌بي‌اس) سعي در توجيه و بعضا افشاي مشكوك اقدامات آيپك در تاثير گذاري منفي بر سياست خارجي دولت امریکا در قبال ايران داشته است.

اين مصاحبه فارغ از صحت و سقم تمام یا بخشی از ادعاهای آن، نشان‌دهنده هزينه‌هایي است كه رژیم صهیونیستی بر سياست خارجي، اقتصاد و بخش نظامي امریکا تحميل كرده است.
همچنین علت اين تصميم امریکا (بازداشت وايزمن، روزن و فرانكلين) در آن دوره زماني كه آيپك تلاش زيادي مي كرد امریکا را وارد جنگ با ايران کند، قابل توجه است. البته وايزمن اين اتفاق را نتيجه درگيري اف بي آي، سيا و وزارت خارجه در مقابل پنتاگون و تلاش پنتاگون (فرانكلين) براي يارگيري از آيپك عليه گروه مقابل مي داند.
كنار هم گذاردن اين موضوع با اتفاق اخير در زمینه تحريم شركت اسرائيلي طرف معامله با ايران از سوي امریکا، در حالي كه دستور كار كنوني (علني) آيپك تشديد تحريم هاست، برخي مسائل پشت پرده و مقاومت هاي داخلي (از سوي گروه دوم) در امریکا در مقابل لابي اسرائيل را نشان مي دهد.
برخي نكات قابل توجه مصاحبه وی در ادامه آمده است:
- آيپك نقش زيادي در حمله نظامي به عراق نداشت اما حمله به ايران (كه وي آن را غير عاقلانه ترين اقدام مي خواند) مي توانست به گردن يهودي‌ها بيفتد.
- در داخل آيپك به‌شدت تلاش مي شد امریکا را وادار به اقدامات هر چه جدي تر عليه ايران کنند، (بدون آنكه بخواهند اين تلاش علني شود)
- يهوديان امریکا عمدتا چپ گرا هستند اما پول‌دارهاي يهودي، راست گرايند و با حزب ليكود همكاري مي كنند و تندروهاي اسرائيل را تشويق می‌کنند و همين گروه هستند كه به‌دليل تامين مالي، بيشترين تاثير را بر آيپك دارند. اسحاق رابين (از حزب كارگر) از آيپك خشمگين بود، بنابراین، با هماهنگي گروهي از يهوديان امریکا، يك جريان موازي با آيپك درست كرد.
- رمز قدرت آيپك، توان تامين مبارزات انتخاباتي امریکاست. (این بخش از اظهارات وایزمن، نكته مهم و تقريبا درستي است، اگرچه ابزارهای تثبیت قدرت در آیپک به همين موضوع محدود نمي شود. عوامل منافقين نيز از همين ابزار براي لابي در كنگره امریکا استفاده می‌کنند و بدليل شفاف بودن مسير كمك هاي مالي به انتخابات در امریکا، ردپاي عناصر منافقين در تامين مالي رقابت انتخاباتي برخي نمايندگان قابل شناسایي است)
- در دهه 90، امریکا بزرگ‌ترين شريك تجاري ايران بود و آلمان بعد از آن قرار داشت! اما در ديدار كهل صدراعظم وقت آلمان و كلينتون رئیس‌جمهور وقت امریکا تصميم گرفته شد ايران منزوي و تجارت با آن محدود شود. از اينجا به بعد آيپك فرصت ورود به ميدان را پيدا كرد و اولين كار آن ارائه قانون تحريم ايران و ليبي بود. اين طرح در آيپك فقط براي ايران طراحي شد اما بعدا در پروسه قانونگذاري، ليبي هم به آن اضافه شد.
- آيپك يك بخش مقننه دارد كه در آن دوره، براد گوردون -از ماموران سابق سيا در باره ايران- مسئول آن بود، بنابراین، سررشته كار دستش بود. وي مي دانست قبلا يك پيش نويس ضعيف قانون توسط فردي بنام داماتو كه فردي ضعيف النفس و بله قربان گوي راست گراها در نيويورك بود، ارائه شده است.
- نيل شر، مدير آيپك در جلسه اي به من گفت ما به‌دنبال تحريم ايران - بر اساس مدل تحريم اعراب (عليه اسرائيل) هستيم. چيزي كه اكنون از سوي سازمان تجارت جهاني ممنوع است. شر گفت چرا ما قانوني در اين مورد طراحي نكنيم؟ با كمك من و تعدادي از مسئولان دفاتر نمايندگان كنگره، قانون داماتو به جريان افتاد.
- آيپك هم‌زمان دولت كلينتون را متقاعد كرد که موافقت نامه كونكو را لغو كند و آقای اكبر هاشمي رفسنجاني (عين عبارت) را خشمگين كرد. هاشمی هنوز هم مي گويد اين اقدام، روابط را تخريب كرد و من هم اين حرف وي را قبول دارم.
- با پيروزي خاتمي، دولت كلينتون از آيپك فاصله گرفت. ما اعتقادي به نتيجه بخش بودن مذاكره با اصلاح طلب‌ها نداشتيم زيرا قدرت در اختيار كس ديگري بود. ما مخالف گرايش امریکا به سمت ايران بوديم، بنابراین، فشار ما متمركز بر حوزه اقتصادي شد و تلاش كرديم كاخ سفيد از طرح خط لوله باكو (جيهان) حمايت كند.
- آيپك روابط نزديك همكاري با شركت هاي نفتي (از طريق هراساندن آنها) دارد. آنها به آيپك كمك مالي مي كنند. (این بخش از اظهارات وایزمن به دعوت از مقام‌های شركت هاي نفتي به نشست سالانه آيپك براي نشان دادن قدرت خود و متقاعد كردن آنها به همكاري، از جمله دعوت از مقام‌های كونوكو اشاره دارد، وي به سخت بودن متقاعد كردن شركت هاي نفتي و سخنراني هاي بي شمارش در نشست هاي نفتي اشاره مي كند.
- من مسئول ارتباط با يهوديان ايراني مقيم امریکا شدم. ما فكر مي كرديم آنها با ما همراه هستند.
- حتي بندر بن سلطان و عادل الجبير (سفير فعلي عربستان در امریکا) از تلاش آيپك براي ايجاد خط لوله باكو جيهان و انزواي ايران استقبال كردند. بن سلطان براي ما پيام مي داد و من هر سال چند بار با الجبير ديدار مي كردم. وي عادت داشت به جوك بگويد اگر بتوانيد نفت ايران را تحريم كنيد وي تمام مرسدس را براي ما مي خرد! زيرا عربستان مي توانست در آن زمان، قطع توليد ايران را جايگزين كند.
- بعد از جنگ عراق، همه افراد به‌دنبال حمله به ايران بودند. خيلي شلوغ مي كردند. خيلي ها در داخل آيپك براي تغيير رژيم در ايران بر اساس مدل عراق فشار مي آوردند، در آغاز با حمايت از مخالفان، گروه هاي اقليت و مجاهدين خلق. همه افراد پيش ما مي آمدند. سلطنت طلب ها، سوسياليست ها و كمونيست ها. همه. و همه خواستار حمايت آيپك از تغيير رژيم بودند.
- اسرائيل هم كه مي خواست امریکا را تحت فشار قرار دهد، بسياري از ايراني هاي تبعيدي را از اروپا براي سخنراني و لابي به امریکا مي فرستاد تا خود را رهبران ايران معرفي كنند. بارها وقتي من به اسرائيل مي رفتم، اوري لوبراني مرا پيش اينها مي برد كه در هتل هاي مختلف در سراسر تل آويو پراكنده بودند. روحيه تغيير رژيم خيلي قوي بود. نزد اسرائيلي ها، پنتاگون، نومحافظه كاران و غيره.
- اما آيپك و گروه‌هاي يهودي اگرچه خواستار تغيير رژيم بودند اما هرگز علنا لفظ تغيير رژيم را استفاده نمي كردند. يك گروه يهودي نبايد بگويد ما خواستار تغيير رژيم هستيم مي تواند بگويد ما خواستار مهار ايران هستيم. خيلي ديوانگي بود اگر مي گفتيم يهوديان امریکا مي خواهند دولت آينده ايران را تعيين كنند. آيا دولت بعدي اين‌طوري مي توانست مشروعيت يابد؟
- در همين زمان بود كه داستان فرانكلين (جاسوسي) اتفاق افتاد. فرانكلين به‌دنبال كسب حمايت آيپك و نومحافظه كاران در مقابل وزارت خارجه بر سر سياست هاي مربوط به ايران بود. البته مسئله (پرونده جاسوسي) بيشتر مربوط به عراق بود تا ايران. سيا و اف بي آي معتقد بودند آيپك و نومحافظه كاران مسئول حمله به عراق و افتضاح ناشي از آن هستند و بايد تاوان بدهند. يك پروژه بزرگ عليه آيپك و نومحافظه كاران كليد خورده بود. همه اعضاي دفتر داگلاس فيث مجبور شدند وكيل بگيرند. از آنها بازجویي شد، به‌ويژه كه بسياري با احمد چلبي تماس داشتند.
- چلبي از قبل با آيپك رابطه داشت. وي اواخر دهه 90 به آيپك آمد و در جلسه اي گفت اگر من رئيس جمهور عراق شوم اولين كارم اين خواهد بود كه اسرائيل را به‌رسميت بشناسم و من توي دلم گفت فردايش يك گلوله توي مغزت خواهد بود. اما تماس زيادي بين چلبي و يهوديان بود.
- اف بي آي به‌جاي تعقيب چلبي، فكر كرد به‌دنبال كساني باشد كه براي حمله به عراق و پس از آن ايران توطئه مي كنند. آن زمان فرانكلين مسئول ايران در پنتاگون بود و فضاي پيروزي در عراق همه را به فكر حمله به ايران انداخته بود. (نه بخاطر دخالت ايران و كشتار امریکایي‌ها). فرانكلين در فضاي تنش بين سيا و پنتاگون متوجه شد پنتاگون تنها گروهي است كه خواستار حمله به ايران است. پنتاگون فكر مي كرد اعضاي وزارت خارجه تنبل و به‌دنبال سازش با ايران هستند و بنا براین، به فكر تماس و جلب حمايت آيپك افتاد. نومحافظه كاران از كالين پاول -وزير خارجه- به همين خاطر به‌شدت متنفر بودند. كاخ سفيد هرگز نتوانست در مورد ايران به جمع‌بندي برسد، زيرا مناقشات زيادي بين دستگاه‌ها وجود داشت. قرار شد همه يك گزارش تهيه كنند اما چون اجماعي نبود، هرگز گزارشي تهيه نشد.
- در آن دوره ايران كاملا با امریکا همكاري مي كرد. اين بحث مطرح بود كه شايد بتوان روي اين موضوع (براي بهبود روابط) سرمايه گذاري كرد. در همين شرايط، ايران خطوط خام يك پيشنهاد را براي بهبود روابط – موسوم به چانه زني بزرگ- ارائه داد. پيشنهاد شامل تعليق غني سازي و تحول در سياست خاورميانه اي ايران در مقابل به‌رسميت شناختن و تضمين امنيتي امریکا بود. وصول پيشنهاد خرازي با ديدار دوم فرانكلين با من هم‌زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانكلين را كوتاه كنم زيرا سفير سوئيس، پيشنهاد صادق خرازي را آورده بود.
منظور از پیشنهاد صادق خرازی که وایزمن به آن اشاره کرده، همان نامه ننگین دولت خاتمی در سال 2003 است که نخستین بار رجانیوز آن را در داخل کشور افشا کرد. در این نامه، در ازای خارج کردن نام ایران از لیست کشورهای محور شرارت، تضمین تعطیلی کامل فعالیت‌های هسته‌ای و دست برداشتن از حمایت گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله و حماس مطرح شده بود.
- معتقدم ايران از آن زمان تا به‌حال كمتر نگران حمله مستقيم امریکا بوده تا سياست تهاجمي مبتني بر سرنگوني رژيم از طريق حمايت از گروه‌هاي مخالف و اقليت هاي قومي و امواج تبليغاتي در داخل ايران. بسياري در آيپك طرفدار تغيير رژيم بودند و پنتاگون هم همين را مي خواست. اقداماتي نظير تبليغات رسانه اي، تامين مالي گروه‌هاي خرابكار، بيرون آوردن مجاهدين از عراق و اجازه به بازگشت آنها به ايران براي اجراي ماموريت هاي امریکا.
بر اساس این گزارش، اظهارات وایزمن، طولاني و قابل توجه است و اينكه جريان اصلي رسانه اي امریکا به آن توجهي نكرده است و تنها يك سايت فرعي آن را منتشر ساخته، نشان از ناخرسندي احتمالي آيپك از بحث در اين باره دارد.
مصاحبه توسط رابرت دريفوس، خبرنگار چپ گراي مجله نيشن انجام شده كه ضد جنگ است اما مواضع وي در مورد ايران شبيه ساير چپ‌گراها طي دوره اخير به دو دليل تغيير كرده است: روي كار آمدن دموكرات‌ها (و شعارهاي ضد جنگ اوباما) و انتخابات سال 88 ايران.
در عین حال، تمركز بر رفتار و عملكرد يهوديان ايراني در امریکا كه بين اسرائيل و ايران، رسما و علنا جانب اسرائيل را مي گيرند، نیز مهم است و هر چه بتوان اين جامعه را با اين قبيل اقدامات افشا كرد باعث فشار بر آنها و حداقل محدود كردن همكاري آنها با آيپك خواهد شد.
تجمع گروه‌هاي مخالف ايران در هتل هایي در تل آويو، يا اعزام مخالفان ايراني از اروپا به امریکا با پول و طرح اسرائيل، نیز قابل توجه است.

لباس شیطانی . پاسخ رائفی پور به سایت آینده نیوز

بسم الله الرحمن الرحیم

     بار ها عرض کرده بودم که با وجود برنامه هایی که برخی شبکه های ماهواره ای در مورد حقیر پخش می کنند  قصد پاسخ دادن به اراجیف آن ها را ندارم. لیکن مورد اخیر توسط برخی داخلی ها نیز دامن زده شد و اینگونه پنداشتم که عدم پاسخ به آنها در فضای داخلی به نوعی تایید تمامی گفته هایشان و از طرفی دیگر احترام به در خواست پژوهشگران عزیز میهنمان مبنی بر پاسخ به این مطالب باشد.

     چندی پیش در جریان جلسه پرسش و پاسخ یکی از برنامه هایم  یکی از دانشجویان جوان و پژوهشگر در عرصه صهیونیزم اعلام نمود قصد ساختن مستندی در حوزه پوشاک دارد و از بنده خواست که همان جا در مقابل دوربینش (یک دوربین کاملا آماتور) در موضوع مذکور توضیحاتی دهم و بنده نیز با کمال میل پذیرفتم.

     اما ظاهرا شبکه من و تو در برنامه ای به تمسخر مستند ساخته شده توسط این جوانان می پردازد و گویا ایده این برنامه را از سایت خبری آینده نیوز می گیرد که به زعم خودش سخنان بنده را نقد کرده است. همچون روال سابق پاسخ من و تو را نمی دهیم لیکن جواب این سایت خبری را خواهیم داد که البته پاسخ اولی هم خواهد بود.

     لینک مقاله مذکور:     http://www.ayandenews.com/news/30881

     و اما پاسخ:

     این سایت در بخشی از نقد خود آورده است:

     "اخیراً در سطح شبكه های اجتماعی فیلمی منتشر شده كه بخشی از گفته های رائفی پور در یك برنامه است و این شخص تحت عنوان استراتژیست به بیان این ادعاها می پردازد و بدون ارائه یك برگ سند علمی می گوید: «پوشاك تنگ و مردانه كه استفاده می شود. لباس زیر "مارك داری" كه استفاده می كنند؛ به لحاظ آفرینش اگر بیضه های مرد حرارتش با حرارت بدن یكی باشد، انسان عقیم شده و نمی تواند نسل خودش را ادامه دهد. به خاطر این ابدا نباید لباس تنگ پوشیده شود. این اتفاق دارد می افتد. لباس های بسیار تنگ می پوشند كه این تاثیر می گذارد روی نسل این طرف. اینها هدفمند دارد اتفاق می افتد.» البته در این كه شلوارهای آزادتر می تواند هم شكیل تر و هم برای اعضای بدن مناسب تر باشد. اما ایشان نمی گوید چند میلیون غربی از این طریق عقیم شده اند؟!"

     در پاسخ به این بخش از افاضاتشان باید گفت اولا سخنان حقیر همانطور که گفتم کوتاه و اختصاصی همان مستند بوده است و اما پاسخ پزرشکی ما و البته سند علمی برای ایشان :

     بیضه ها  عمده ترین غده جنسی در مردان هستند که در داخل کیسه بیضه ( اسکروتوم) قرار گرفته اند و علاوه برانسان در  همهٔ پستانداران نر نیز  وجود دارد.

     وظیفه اصلی  بیضه ها  تولید اسپرم (گامت نر) است. نکته مهم اینکه :برخلاف تخمدان های زن که در داخل شکمش واقع شده اند بیضه ها در کیسه ای در بیرون از بدن مرد قرار دارند ؛ علتش این است که فرآیند اسپرم سازی باید در محیطی خنک تر از بدن صورت گیرد ؛ دمای بیضه‌ها باید  در حدود ۳ درجه از دمای عمومی بدن (۳۷) کمتر باشد . در روی کیسه بیضه ماهیچه‌های صاف قرار دارند که به صورت غیر ارادی عمل می‌کنند و هنگامی که دمای بیضه‌ها از حد معمول پایین‌تر برود، منقبض می‌شوند و باعث می‌شوند تا بیضه‌ها به زیر شکم نزدیک شوند و گرم‌تر شوند (اتفاقی که در هوای سرد رخ می دهد).

     اما وقتی هم که دمای بیضه‌ها از حد معمول بالاتر برود ؛ مثل روزهای گرم و شرجی  این ماهیچه‌ها منبسط می‌شوند و بیضه‌ها از شکم فاصله می‌گیرند تا خنک‌تر شوند و شرایط برای اسپرم‌سازی مناسب شود.

     آنچه خواندید نظر پزشکان متخصص در این حوزه است نه حدس یا گمان بنده که البته اندک مطالعات پزشکی نیز دارم ؛ ناگفته نماند در برخی افراد که به طور مادر زاد بیضه هایشان در داخل بدن قرار دارد به همین دلیل که دمای بدن عینا به بیضه ها منتقل می شود و هردو ، هم دما می شوند (37 درجه) احتمال عقیم شدن این افراد بسیار زیاد است و مصطلحا در پزشکی به ایشان بیماران "نهان بیضه" می گویند البته دانشجویان رشته های پزشکی و ژنتیک و حتی دامداری با این مطالب کاملا آشنا هستند ؛ فلذا دلیل اصلی بالا رفتن احتمال عقیم شدن در مردانی که لباس های تنگ می پوشند همین است که این پوشش تنگ و چسبناک بیضه ها را به بدن نزدیک کرده و باعث هم دمایی می شود ؛ البته یکی از علل الشرایع اسلامی مبنی بر اینکه مردان آلت جنسی خود را پس از ادرار با آب سرد بشویند می تواند همین مطلب باشد. (مطالعه بیشتر در این مورد به خود شما عزیزان محول می گردد لیکن می توانید با سرچ کلید واژه بیماری"نهان بیضه " به تحقیق بیشتر در این مورد بپردازید).

     سایت زیر در این باره  اطلاعات خوبی دارد:

      http://www.zojamuz.com/m1.aspx

     در بخش دیگری از متن سایت مذکور (آینده نیوز) آمده است:

     " وی می افزاید: «شلوار جین؛ جین در انگلیسی یعنی "جن". شلوار لی آبی رنگ رو می گویند جین. دقیقاً یك تشبه به... (نا مفهوم و احتمالاً جن). یا اخیراً یك كفش هایی طراحی كردند كه یك متر! یك متر كه عذرمی خوام، یك وجب پاشنه داره و واقعاً در حد یك متر است، آن پاشنه شان! پنجه پا را تشبه می كند به جن، مثل سُم! ما دو سال پیش عكسش رو دیده بودیم و كار كردیم و واقعاً فكر نمی كردیم وارد كشور شود. اما شد.» در خصوص شلوارهای جین در انتها توضیح می دهیم. اما در خصوص كفش های پاشنه بلند ذكر همین نكته كافی است كه این كفش ها دهه های متمادی مورد استفاده است و دست كم از زمان كشف حجاب تاكنون در ایران وجود دارد و حتی در تصاویر كشف حجاب هم قابل رویت است و در این سال ها تنها قدری پاشنه اش بلند و كوتاه شده است. بهتر نبود به جای این توجیهات به برخی ضررها كه پزشكان درباره استفاده از این كفش ها بیان كرده اند، اشاره شود؟ "

     در پاسخ باید گفت : بنده ابتدا درباره همه کفش های پاشنه بلند سخن نگفته ام که بعد بگویم که دو سال پیش فهمیدیم که وارد ایران خواهد شد. آیا نویسنده متن قدری از قوه عاقله خود استفاده نکرده است که حداقل تا آنجا که عمر ما اجازه می دهد کفش های پاشنه بلند را در ایران دیده ایم و نیاز نبوده بگوییم دوسال است کفش پاشنه بلند دیده می شود؟ که سایت خبری مذکور مجبور شود بگردد و عکسی از سفر امان‌الله خان و ثریا پادشاه و ملكه افغانستان به ایران و كفش پاشنه بلند خانم ها در دوره كشف حجاب پیدا کند.

     بلکه نظر بنده  همان طور هم که در آن مستند اشاره کرده ام درباره کفش های جدیدی است که پاشنه بسیار بلندی دارد (در برخی موارد حدود 15 سانت) و حتی بنده به شوخی عرض می کنم یک متر  که درباره آن مفصل صحبت خواهم کرد.

     اما در باره شلوار جین باید گفت: ظاهرا نویسنده متن ؛ فکر کرده  که فقط خودشان می دانند به ساده ترین شکل ممکن یعنی سرچ عبارت " تاریخچه شلوار جین" می توان به گذشته آن پی برد و چنین مطلبی به ذهن ما نرسیده است و با وجود اینکه عده ای مترصد  این هستند تا کوچکترین اشتباهی در صحبت های حقیر را به بمبی تبلیغاتی بدل کنند ؛ بنده می آیم و هرچه بخواهم می گویم تا به قولی سوژه دست ایشان بدهم. قبلا در جریان معرفی نمودن کمال الملک به عنوان فراماسونر و عضو فراموشخانه ، سایت بالاترین نیز کلی مزخرفات افاضه نمود که بعد از ظاهرا گوشزد توسط برخی محققین و افتادن دو هزاریشان مبنی بر صحت این مطلب سکوت اختیار کرد و ادامه نداد. بگذریم در رابطه با شلوار جین باید گفت:

     یکی از ابزار های قدیمی یهودیان برای جنگ روانی و پیشبرد اهدافشان مسئله تحریف کلمات است تا آنجا که قرآن عزیز نیز به آن اشاره می کند و در موارد مختلف می فرماید: يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه (نسا 46/مائده 13/مائده41)

     مبنی بر این که یهودیان صدر اسلام از کلماتی استفاده می کردند که معنایی دو گانه داشت و همیشه معنای مد نظر آن ها هنگام استفاده از کلمات در واقع چیز دیگری بود.

     به عنوان نمونه آنطور که قرآن اشاره می فرماید: هنگام سخنرانی پیامبر اعراب از عبارت "راعنا" استفاده می کردند که بدین معنی بود:  ای پیامبر مراعات ما را بکن و قدری آرامتر و مطابق با فهم ما سخن بگو.

     عجیب اینکه یهودیان ساکن در مدینه یعنی بني نضير ، بني قريظه و بنی قینقاع دقیقا از همین عبارت استفاده می نمودند منتها با مفهومی دیگر که عبارت بود از (راعنا = راع+ نا) به معنای " ای نادان ما " که از این طریق به حضرت رسول توهین می نمودند . این مسئله تاجایی ادامه یافت که خداوند آیه ای در همین زمینه نازل فرمودند و عملا به کلمه "راعنا" اشاره فرمودند.(نسا 46)

     نویسنده کتاب "مسیح یهودی و فرجام جهان" می گوید هنگامی که "پیوریتن ها" از انگلیس وارد قاره امریکا شدند تا می توانستند اسامی عبری و یهودی بر سرزمین ها گذاشتند ولی تا جایی که می توانستند از همین شیوه استفاده می کردند تا اعتراض مسیحیان را موجب نشود.

     به عنوان نمونه مراد آنها از عبارت dc در انتهای نام واشنگتن (washington dc) برخلاف اینکه گفته می شود (dc district of columbia) است در حقیقت مخفف (David's capital)  بود که اولی به معنی "منطقه کلمبیا" و دیگری "پایتخت داوود" است.

     نکته جالب آنکه هم اکنون پسوند DC در انتهای نام شهر اورشلیم که از سوی صهیونیست ها استفاده می شود دقیقا به همین معناست (Jerusalem, D.C. =David's capital) و اشاره به پادشاهی قدرتمند پادشاه داوود دارد.

     مثال دیگر در این زمینه  واژه "هالیوود" است که با اندکی تغیییر املائی معنای چوب مقدس (عصای حضرت موسی) را می دهد در حالی که در حالت اصلی "holly" به معنای چوب درخت راش است و "holy" به معنای مقدس.

     آنگونه که مستحضر هستید این یک ترفند قدیمی در میان یهودیان است و شگفتی قرآن در آنجاست که برای عمل اینها از فعل مضارع استفاده کرده است که در ادبیات قرآنی به مفهوم استمرار است و به این معنی که این شگرد همیشگی آنهاست.

     مراد حقیر در باره جین نیز دقیقا همین مورد بوده است ، و الا بنده به اندازه نویسنده دستپاچه آن متن و مجریان من و تو در انگلیس می دانم که می توان یک سرچ ساده با عبارت "تاریخچه شلوار لی یا جین" در اینترنت انجام داد و بعد فقط کافی است یک copy  و paste نمایم (کما اینکه نویسنده مطلب مذکور دقیقا همین کار را کرده است).

     جالب اینجاست که نویسنده آن مطلب حتی متوجه صحبت های حقیر نشده و عبارت blue jinn  را نفهمیده است و در متنش سه نقطه گذاشته است. عزیزان مستحضر هستند که صهیونیست ها (بخوانید یهودیت تحریف شده) از blue jinn  (جن آبی) به عنوان راز هفتم از 13 راز نهان خود یاد می کنند و یاری گرفتن از "جن آبی" (شیاطین) از گذشته در میان ایشان رایج بوده است.

     وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً (سوره جن آیه 6)

     ترجمه : و اينكه مردمى از انس به مردمى از جن پناه مى‏بردند و همان ها باعث بيشتر شدن بدبختى انسان ها مى‏شدند.

     تشبه به شیاطین از آرزو های ایشان بوده است و البته ناگفته نماند آقای "لاوی" از یهودیان و صهیونیست های  متنفذ در صنعت پوشاک بود که توانست این لباس "لباس جین" را عملا جهانی کند و جالب اینکه نویسنده مقاله مذکور خودش نیزدر  انتهای متنش بی آنکه بداند و بخواهد و او را بشناسد به این فرد اشاره نموده است.

     متن مذکور:" بعد از جنگ، تولید كننده های معروف پوشاك از قبیل رانگلر(wrangler) و لی(lee) شروع به رقابت با لوی (levi) برای در دست گرفتن بازار جهانی كردند."

     درباره کفش هایی با پاشنه خیلی بلند باید گفت حدود دوسال بودکه ما متوجه این مدل سازی شدیم(البته کار آنها سال ها قبل آغاز شده بود) در این پروژه آرام آرام این کفش ها عملا از کفش هایی با پاشنه بسیار بلند به سُم (hoof) بدل گشت و بنده نسبت شیوع به این مسئله در کشور هشدار دادم و عرض کردم این پروسه قبلا در غرب استفاده شده و جواب داده است .به عزیزان پیشنهاد می گردد عبارت های زیر را در بخش تصاویر موتورهای جستجو گر سرچ فرمایند خودشان متوجه مطلب خواهند شد:

hoof shoes

lady gaga hoof shoes

alexander mcqueen hoof shoes

hoof shoes mcqueen

claw shoes

     در این پروسه طبق معمول سوپر استارها نیز به کمک صهیونیست ها آمدند و "استفانی جوآن آنجلینا جرمانوتا" (Stefani Joanne Angelina Germanotta)  معروف  به لیدی گاگا: خواننده، ترانه‌سرا و آهنگساز آمریکایی-ایتالیایی‌تبار به میدان آمد ، فردی که از آن برای جوانان غربی بتی ساخته شده است و مجله تایم (رسانه انحصاری صهیونیست ها) لیدی گاگا را در فهرست ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار جهان معرفی می نماید   تا بار دیگر فردی هرزه را برای جوانان به عنوان الگو معرفی نمایند.

کفش سم دار

کفش سم دار

کفش سم دار

کفش سم دار

کفش سم دار

سم کفش

کفش سم دار

     همانطور که مستحضر هستید دیدید که چگونه این کفش ها به مرور زمان تبدیل به سُم شدند. البته گیریم که نویسنده مطلب اطلاعی از جریان نماد شناسی در میان صهیونیست ها و فراماسونرها نداشته باشد اکنون لابد توجیه ایشان درباره استفاده از این کفش ها تشبه فرد به چهار پایان است که صد البته خانم ها بیشتر از سخن ایشان عصبی خواهند بود.

     وبسایت مذکور در جایی دیگر آورده است:

     " این استراتژیست در ادامه مطالب جالب تری می گوید و ادعا می كند: «بسیاری از این تیشرت ها را دیدم كه نقش های پیچیده ای رویش است، این طلسم است. اعدادی روی این لباس ها خورده كه اینها ابجد بعضی از شعارهای شیطانی است. مثلاً یارو زده 813، 418، شما نمی دانید چیست. اینها ابجد یك جمله است و كاركرد همان جمله را دارد و نكته دیگه اینا زمینه بازی طراحی كرده اند.. شما به هر حال هر مانتو می خواهید بخرید، از روی مانتوهای طراحی شده اینهاست. خیلی از دختران ما ابدا دوست ندارند این لباس ها را طراحی كنند. دختر عفیف است اما جوان است، دوست دارد شیك پوش باشد، دوست دارد متنوع لباس بپوشد، ندارد. لباس متنوع را فقط او برایش ارائه می دهد.» و این نشان می دهد انگلیسی زبانان هم به حروف اَبجَد كه شیوه‌ای برای مرتب‌سازی حروف زبان عربی است كه بر پایه الفبای اولیه خط فنیقی مرتب شده نیز مسلط هستند و لابد به عربی و فارسی هم مسلط هستند! "

     امان از جهل! نویسنده متن مذکور حتی زحمت به خرج نداده است تا اندکی در باره ابجد در میان اروپایی ها و یهودیان و حتی دیگر اقوام یک سرچ ساده نماید تا مشاهده فرمایند که ایشان هم ابجد دارند و نویسنده دستپاچه بی خبر بوده ست و جالب اینجاست که علم ابجد در اروپا و غرب تنوع بیشتری داشته و سیستم های عددی متفاوتی را شامل می گردد.

     عزیزان " numerology" مبحثی است که در آن به  معانی رمزی اعداد اشاره می شود. و در کابالا (عرفان یهود) به آن " gamatria / gematria " گفته می شود.

ابجد غربی

     ایشان در متنشان برای نمونه به عدد 418 اشاره کرده اند خوب است برای  تفنن هم که شده  نیم نگاهی به جلد کتاب "قانون آلیستر کراولی" شیطان پرست معروف قرن 19 و 20 میلادی بیاندازند تا ببینند 418 معادل چه کلمه ای است ؟ البته به شرطی که او را بشناسند.

کتاب قانون آلیستر کراولی

     در این تصویر 418 معادل ابجد عددی XCIII است که آن هم اشاره به  "آیواس"- Aiwass - یکی از شیاطین جنی دارد که با وی در ارتباط بوده است و کراولی ادعا می کند این کتاب را آیواس به وی وحی کرده است گفتنی است کاراکتر اصلی انیمیشن "مگا مایند" همان آیواس است ).

تصویر آیواس که کراولی ادعا کرد با ذغال آن را کشیده است

تصویر آیواس در انیمیشن مگا مایند بصورت جن آبی

     حالا ایشان احتمالا متوجه شده اند که چه گاف بزرگی داده اند. بله امروز آنچه بر تیشرت ها و لباس های جوانان ما نقش بسته نام شیاطین است.

     البته مثال در این زمینه بسیار زیاد است شما می توانید به حروف بی معنی تایپ شده در زیر هرم در یک دلاری مراجعه فرمایید که البته اینها برای جناب نویسنده بی معنی است چراکه مطابق با ابجد رومی می شود 1776 که سال استقلال امریکاست.

1776 دلار

     خوب است فرد مذکور به پروپاگاندای تبلیغاتی  عجیب امریکایی ها در جریان جنگ سرد با شوروی هم مراجعه فرمایند که درآن آمریکایی ها ابجد نام "گور باچوف " را معادل 666 محاسبه کردند و مطابق با کتاب مکاشفات یوحنا او را شیطان دانستند ، که ان شا الله ایشان این یکی را دیگر می شناسد و لابد اگر عقلشان را دست نویسنده سایت آینده نیوز می دادند بیچاره بودند چون اول عبارت "گوربا چوف " را به زبان عربی می برد تا ابجدش را محاسبه نمایند و چه فلاکتی هم متحمل می شد  چون عرب ها نه "گ" دارند و نه "چ"!

     بنده پیش از این ذهنیتی از سایت مذکور نداشتم و حتی اسم آن را هم نشنیده بودم لیکن نحوه نگارش متن که پر از توهین و بی انصافی بود و از طرفی دیگر ارتباط دادن حقیر با جناب آقای عباسی در نوع خود منحصر به فرد بود و ترس این تارنمای خبری از تبدیل شدن بنده  به عباسی دیگر جالبتر می نمود و از همه اینها مهمتر بی اطلاعی و جهل محض نویسنده درمورد مواردی بود که به زعم خود به تحلیل آنها پرداخته بود و البته تا آنجایی که وقتم اجازه می داد اندک پاسخی دادم و بقیه را به یک سخنرانی خاص در مورد پوشاک محول می نمایم.

     شایان ذکر است افراد بسیاری با بنده تماس گرفته و اعلام نمودند که در بخش نظرات اشتباهات و گاف های بزرگ این مقاله را پاسخ داده اند اما از سوی سایت تایید نمی شود فقط در یک مورد یکی از دوستان پزشک می گفت در بخش نظرات صحت مسئله عقیم شدن و ارتباطش با پوشش تنگ و چسبان را توضیح داده است که آن را هم تایید نکرده اند و این نشان می دهد که برخلاف نظر ابتدایی حقیر که نویسنده مقاله را در این حوزه (نمادشناسی صهیونیزم و مفاهیم دیگر آن) بی اطلاع می پنداشتم . خیر ؛ قصد و غرض نیز وجود داشته است و البته همسویی این مقاله با برنامه شبکه "من و تو"  خود جای تفکر دارد. امیدوارم حداقل سایت مذکور ، ابتدائی ترین رسالت  کار خبررسانی را انجام داده و شجاعت عذرخواهی را داشته باشد .(هرچند انتخاب سلیقه ای نظرات کاملا علمی خود گواه مطلب دیگری است!!!)

     عزیزانم اگر اصرار دانشجویان و پژوهشگران عرصه صهیونیزم نمی بود حتی یک دقیقه هم وقت خود را حرام نمی کردم تا پاسخ لندن نشینان را بدهم اما در عوض قول می دهم تا درباره پوشاک یک سخنرانی مفصل نمایم و از دست های پنهان داخلی در صنعت پوشاک پرده بر دارم!

     اما در پایان روی سخنم با سازندگان جوان مستند مذکور است که هدف این بمباران خارج نشینان و یاران داخلی!!! قرار گرفته اند که مبادا قدمی عقب بگذارند و بدانند که مستندشان بازخورد داشته که این گونه دشمنان قسم خورده این مرز و بوم را به واکنش واداشته است تا علیه شما برنامه ای تهییه نمایند.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) که صد البته نزدیک است.

آخرین نتیجه شُور هشت کشور اقتصادی: وعده های مالی

آخرین نتیجه شُور هشت کشور اقتصادی: وعده های مالی

 

«سران هشت کشور ثروتمند جهان روز جمعه وعده دادند اگر تونس و مصر به حرکت خود در مسير گذار به جوامع دموکراتيک و روادار ادامه دهند بيست ميليارد دلار وام بين المللي دريافت مي کنند. این خبر به عنوان یکی از نتایج اجلاس گروه 8 در واکنش به از دست رفتن سرمایه گذاری های سی ساله غرب در این دو کشور اعلام شد. بن علی و حسنی مبارک که کلیه سیاست های کلان و خرد کشورشان را با هماهنگی این کشورها انجام می دادند اکنون به عنوان دیکتاتور و مانعی بر سر دموکراسی شناخته می شوند و در نتیجه به نظر این هشت کشور، وقتش رسیده که در سایه دموکراسی ملت های این دو کشور را با خود همسو کنند.

شرایط مالی و بحران اقتصادی کشورهایی همچون اسپانیا، پرتغال، ایرلند، یونان و دیگر کشورهای اتحادیه اروپا که طرح های ریاضت اقتصادی را برای مردم خود به اجرا گذاشته اند به خوبی نشان می دهد که این وعده ها دارای جنبه های سیاسی-تبلیغاتی است تا عملیاتی شدن. مهمترین نکته اینجاست که این پول فعلا جایی نیست و صرفا یک ادعاست.

ميزان کمک هاي پيشنهادي با محدوديت هايي از جانب نهادهاي مالي داخلي کشورهاي گروه هشت مواجه است. مخالفت عمومي با برنامه هاي کمک مالي به کشورهاي ديگر در برخي از کشورهاي گروه هشت رو به فزايش است. مثلا انگليس امادگي خود را براي کمک يکصد و ده ميليون پوندي در چهار سال اينده اعلام کرده است که شامل ده ميليون پوند براي تقويت دموکراسي و کمک به ايجاد احزاب سياسي جديد در منطقه است اما اين رقم در مقايسه با بزرگترين پاداش هاي بانکي در سيتي منطقه فعاليت هاي مالي و اقتصادي شهر لندن رقم قابل توجهي محسوب نمي شود.

آمریکا نیز اعلام کرده است این کمک ها با همکاری و از طریق ساز و کارهای بین المللی صورت گرفت که بدین معناست که خود آمریکا نیز چنین بودجه ای برای این کمک ها ندارد و سعی دارد از طریق اتحادیه اروپا، صندوق بین المللی پول و یا نهادهای مشابه (از جیب مردم سایر کشورها) از پول را پرداخت کند.

نکته مهم دیگر این است که در اين بيانيه همچنين تصريح شد که کمک غرب مشروط به پيشرفت واقعي در منطقه به سوي دموکراسي و جوامع باز است. با این تفسیر این پول نیز به یکباره در اختیار قرار نخواهد گرفت و هر زمان که سیاست های بلوک غرب دنبال و اجرایی شود احتمالا مبلغی به عنوان پاداش در اختیار آنان قرار خواهد گرفت.

مردم مصر و تونس دقیقا با همین استراتژی که دولت هایشان وامدار غرب و مجری سیاست های آنان به ویژه در تامین منافع اسرائیل باشند مخالفت کردند و حرکت های اخیر مردمی در میدان تحریر، بازگشایی گذرگاه رفح و تظاهرات در سالروز نکبت نیز نشانگر همین مسئله استکبار ستیزی است. لذا وعده این کمک های مالی در تحلیل کشورهای اروپایی و آمریکا که انقلاب ها را تفسیر به درخواست رفورم اقتصادی و یا بهار عربی می کنند به نظر نشان دهنده خطای مجدد آنها در نگاه به درخواست های مردمی است.

شکی نیست که وضعیت مصر و تونس پس از انقلاب تا حد زیادی دچار رکود شده است و این کشورها برای اداره جامعه و پرداختن به معیشت مردم نیاز به حمایت مالی از سوی کشورها دارند. در حالی که عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس بر روی ذخایر عظیم نفت قرار دارند و مشکل مالی برای خود متصور نیستند، چرا باید هزینه ای از سوی اروپا برای کشورهای اسلامی پیشنهاد شود؟

ديويد کامرون نخست وزير انگليس پيش از نشست گروه هشت در فرانسه گفت «قدرتمندترين! کشورهاي جهان گردهم آمده اند و به همه مردم خاورميانه و شمال افريقا که خواهان دموکراسي و آزادي و حقوق مدني بيشتر هستند مي گويند ما در کنار شما هستيم.» آیا این اظهار نظر باعث اعتراض کشورهایی همچون عربستان نخواهد شد که مبالغ کلانی را در حمایت از گروه های مسلح در سوریه و بحرین پرداخته است؟ که چرا با وجود کشورهای اسلامی در خاورمیانه با وجود ریشه های مشترک قومی و فرهنگی، کشورهای با سابقه استعمارگری و حمایت از دیکتاتورهای همین کشورها ادعای در کنار مردم بودن را نداشته باشند.

نکته جالب آخر این است که در بيانيه گروه هشت حمايت مشابهي از مردم ايران اعلام شد. در اين بيانيه آمده است اگر مردم ايران در مسير اصلاحات حرکت کنند از آنها حمايت خواهد شد. هرچند این جمله نیاز به تکرار نبود و مردم در طول سی و دو سال گذشته شاهد حمایت مالی از اوپوزیسیون سلطنت طلب، بهائیان، جنبش سبز و بسیاری از عناصر ضد انقلاب فراری بوده است و البته نتیجه آن را نیز در منفور شدن وابستگان به دولت های غربی دیده اند. شاید مناسبتر باشد کشورهای اروپایی بخشی از هزینه های صورت گرفته برای حمایت از شیرین عبادی و یا رسانه هایی مثل بی بی سی فارسی را برای مردم خود اختصاص دهند تا شاهد تظاهرات و خشم مردم از سیاست های اقتصادی و فقر نباشند.

محمد جواد رمضانی

فروپاشی استحکامات مرزی، انتفاضه سوم


روز یک شنبه 15 می، مردم فلسطین در اقدامی قابل ستایش در سالرزو نکبت اشغال فلسطین از سوی رژیم صهیونیستی به سمت مرزهای 67 حرکت کردند و پس از عبور از آنها در حالی که هیچ سلاحی در دست نداشتند، هدف گلوله قرار گرفتند. به دنبال شهید شدن مردم، سه روز عزای عمومی در فلسطین اعلام شد که نشان از شدت ناراحتی مردم و انزجار از این وحشیگری اسرائیل داشت.

حرکت مردم فلسطین در همه اراضی فلسطین اشغالی که موجب فروپاشی مرزها و استحکامات رژیم صهیونیستی شد در نوع خود یک حرکت استثنایی بود که منبعث از بیداری اسلامی است. این جوانان با دست خالی نشان دادند اسرائیل ببر کاغذی است و تهدیدها و مصاحبه های هر روزه مقامات این کشور وتهدید های مکرر آنها در روزنامه هایشان صرفا یک نمایش تبلیغاتی از سر یاس و ناامیدی است.

 رژیم صهیونیستی با کشتار مردم نشان دادن که تحمل هیچ گونه آزادی و حرف حقی را ندارد و در عمل ادعای صلح طلبی و دموکراسی خود را به استهزاء گرفت. اما نتایج این اقدام فلسطینیان بسیار حائز اهمیت است.

روزنامه واشنگتن تایمز یکی از سرمقاله‌های خود را بعنوان اسرائیل در محاصره ایران اختصاص داده و مینویسد، برای تأثیرگذاری نا آرامیهای خاورمیانه بر اسرائیل فقط زمان لازم بود و اکنون طی درگیریهای مرزی فلسطینیها با اسرائیل این مسئله تحقق یافته است.  این روزنامه عامل مشترک در سه رویداد مرزی اسرائیل را  ایران قلمداد نموده است.

در ادامه واشنگتن تایمز می نویسد، ایهود باراک وزیر دفاع رژیم صهیونیستی نیز اظهار داشته، تغییر موضع فلسطینیها، از تروریسم و حملات انتحاری به تظاهرات غیر مسلح، تحولی است که چالشهائی دشوار روبروی ما قرار میدهد.

آرون دیوید میلر[1] مشاور ارشد شش تن از وزرای خارجه امریکا در امور اسرائیل و فلسطین به "جسارت و تحور روبه رشد فلسطینیها" در حرکت بسوی مرزهای اسرائیل اشاره می کند و می گوید: آنچه وضعیت را مبدل به فاز جدیدی (بخوانید انتفاضه جدیدی) خواهد نمود، حضور روزانه تعدادکثیری از فلسطینیها در ایستگاههای مرزی خواهدبودچنین تحولی اسرائیلیها را با چالش جدیدی رویارو خواهد کرد.

اعلام استعفای جرج میشل[2] یعنی میانجی صلح اسرائیل و فلسطین حاکی از اینست که فرایند صلح در مسیرمطلوب  حرکت نمی کند. فرایند آشتی میان فتح و حماس که قرار است مراحل نهایی خود را به زودی در مصر به سرانجام برساند، سرفصل جدیدی از مبارزات فلسطینیان بر علیه اسرائیل را می تواند رقم بزند. سابقا نتانیاهو و سایر مقامات اسرائیلی با تروریست خواندن حماس و این ادعا که به سوی اسرائیل (در دفاع از خود) اقدام به شلیک راکت می کنند توانسته بود در نزد افکار عمومی برخی موجه جلوه کند. اما پس از حادثه کشتی ماوی مرمره موسوم به کشتی آزادی، عمق جنایت این رژیم در حمله به صلح دوستانی بی سلاح مشخص شد و به فاصله زمانی اندکی تبدیل به خبر اول تمام رسانه های دنیا گردید. این فرایند موجب برملا شدن رسوایی دیگری نیز شد و آن فهم جهان از محاصره مظلومانه اهالی غزه بود. این فهم بر تسریع در بررسی گزارش قاضی گلدستون در خصوص جنایات جنگی اسرائیل نیز تاثیرگذاشت و به گفته اسناد ویکیلیکس از قول نتانیاهو تبدیل به یکی از سه محور اصلی تهدید علیه این رژیم شد.

اما چالش جدید رژیم صهیونیستی با توجه به بیداری منطقه که رسانه های عرب از آن به بهار عربی یاد می کنند، موضوع خشم مردم از اسرائیل است. راهپیمایی گسترده مردم در مصر و حرکت به سوی رفح، تظاهرات گسترده در اردن و کشورهای اروپایی و حتی مقابل کاخ سفید موضوعی است که در سالگردهای گذشته روز نکبت به این گستردگی سابقه نداشته است. مصری ها که از فروش گاز در دوران حسنی مبارک با یک سوم قیمت به اسرائیل خشمگین هستند، الان با اخلال در این فرایند دولت نتانیاهو را با بحران انرژی روبه رو کرده اند.

نکته جالب توجه در این زمان تقاضاهای مکرر نخست وزیر اسرائیل از اوباما برای افزایش کمک های آمریکاست. به گونه ای که امریکا در شرایط رکود اقتصادی فعلی خود و با فشار لابی یهود مجبور است بخش زیادتری از مالیات مردم این کشور را تحت عنوان حمایت از همپیمان به سمت اسرائیل سرازیر کند که بی شک سرنوشتی همانند مصر در آینده برای مردم آمریکا را پدید خواهد آورد.

با حرکت خودجوش جوانان فلسطینی به سمت مرز اسرائیل و فروپاشی استحکامات مرزی که نقطه اتکای این رژیم بود، می توان متصور بود که انتفاضه سوم با حمایت ملت های منطقه در راه خواهد بود.

محمد جواد رمضانی

 

همین مطلب در رجا نیوز

[1] Aaron David Miller

[2] George Mitchell

تروریست پروری به چه قیمتی/ تاملی در باب حمایت عربستان از تروریسم

انتشار گسترده خبر کشته شدن بن لادن متولد شهر ریاض عربستان و رهبر گروه القاعده در رسانه های جهان و شک و تردید های فراوان پیرامون اصالت یا بازی رسانه ای بودن آن، بهانه ای شد تا در خصوص ماهیت این گروه تروریستی و حامی اصلی این جریان نکاتی را به خاطر آوریم. این که اسامه بن لادن با هدایت و پشتیبانی عربستان سعودی و هماهنگ شدن با جریان آمریکایی طالبان در افغانستان به عنوان یک عامل رسانه ای و دست آویز برای آمریکا پس از واقعه یازدهم سپتامبر تبدیل به نماد تروریسم شد و پس از آن جورج بوش با شعار مقابله با تروریسم بلافاصله به افغانستان لشگر کشی کرد را به خاطر داریم. و اینکه در همین حین که سرگرم باصطلاح سرکوب تروریسم بودند، ایران را که از جمله قربانیان تروریسم بوده را جزو محورهای شرارت نام برد و سعی کرد با فرافکنی و طرح داستان جعلی انباشت سلاح های کشتار جمعی، عراق را همانند افغانستان مورد اشغال قرار دهد نیز به خاطر داریم که نتایج آنها بیش از یک میلیون و چهارصد هزار کشته در عراق[1] و صدها هزار نفر نیز در افغانستان[2] شد. در این خصوص مقالات مفصلی منتشر شده که از تکرار آنها اجتناب می کنیم.

حکومت آل سعود در دو سال گذشته لشگر کشی گسترده ای را جهت سرکوب شیعیان یمن داشت که با توجه به مقاومت مسلحانه حوثی ها راه به جایی نبرد، این بار نیز لشگر کشی خود را به جزیره کوچک بحرین انجام داده که با توجه به مظلومیت این منطقه و طرح فتنه طائفه گری بدون توجه مجامع جهانی با خیالی آسوده در حال سرکوب مردم نقض گسترده حقوق بشر است

افشای اسناد حمایت مالی آل سعود از معارضان و فتنه گران در سوریه (پایگاه اینترنتی فیلکا اسرائیل) که جزييات دقيق اين طرح طولاني و مفصل كه بندر بن سلطان و دوستش فيلتمن در سال 2008 با 2 ميليارد دلار هزينه تهيه كرده اند، با ناآرامي ها و تحولات اخير شهر درعا در سوريه كاملا همخواني دارد و همچنین انتشار تصویر چک های چند صدهزار دلاری در وجه این فتنه گران با امضای شاهزاده های سعودی (المنار) تاییدی دیگر بر حمایت از تروریست هایی است که در سوریه با تیراندازی های خود موجب کشته شدن بیش از 20 پلیس در درعا و لاذقیه شده اند.

حمایت آل سعود از دیکتاتورهایی همچون حسنی مبارک و پناهندگی به بن علی در حالی که دستشان به خون مردم بی گناه آلوده است و همچنین ارائه طرح هایی برای مصونیت عبدالله صالح رئیس جمهور یمن در حالی که موجب کشته شدن صدها تن شده است نمونه های دیگری از حمایت از تروریست ها توسط این کشور است.

ماجرای حمایت آل سعود از رژیم صهیونیستی در حمله به حزب الله و نوار غزه که بعدها در اسناد ویکی لیکس منتشر شد نیز رسوایی دیگری برای عربستان در حمایت از دولت تروریستی پدید آورد. در اسناد منتشره از سوی ویکی لیکس که پیشتر در خصوص عراق منتشر گردیده بود نیز از تجهیز گروه های تروریستی همچون ابومصعب الزرقاوی که غیرنظامیان بسیاری از مردم عراق را با بمب گذاری به کشتن داده بود از سوی عربستان نیز مطالبی به چشم می خورد.

سرکوب های حرکت های مردمی در داخل عربستان توسط آل سعود نیز به ویژه برای ایرانیان مسبوق به سابقه است و کشتار وحشیانه حجاج در مراسم اعلام برائت نمونه بارز آن بود که موجب صدور پیام تاریخی از امام راحل گردید. این سرکوب ها هم اکنون نیز در شهرهای مختلف عربستان در جریان است که با توجه به بایکوت و کنترل شدید رسانه ها توسط نیروهای امنیتی انعکاس کمی پیدا کرده است. شاید این مسئله در عقاید منحرفه وهابیت نشات داشته باشد که در آن کشتار شیعیان را ترویج می کنند و متاسفانه جنایات بسیاری را در پاکستان و عراق در این کشتار بی رحمانه شاهد بودیم که یکی از مهمترین آنها انفجار در حرمین عسکریین بود.

بدون شک یکی در افکار عمومی مردم تونس و مصر و حتی سوریه عربستان سعودی یکی از منفورترین حکومت هاست که با حمایت از سرکوب و کشتار مردم و اتکا به قدرت مالی خود سعی دارد در منطقه خود را به عنوان یک بازیگر مهم نشان دهد، در حالی که تجربه قدرهای بزرگتر نظامی و اقتصادی همچون آمریکا در مورد لشگر کشی به کشورهای دیگر نتیجه ای جز شکست را نشان نمی دهد. راهپیمایی گسترده مردم در کشورهای اروپایی، مصر، تونس، ایران و... و سر دادن شعار بر علیه آل سعود شاهد این مدعاست.

محمد جواد رمضانی

 



[1] http://www.justforeignpolicy.org/iraq

[2] http://en.wikipedia.org/wiki/Civilian_casualties_caused_by_ISAF_and_US_Forces-_War_in_Afghanistans

ظهور بسیار نزدیک است یا آمدن؟

در هفته های اخیر که بحث در موضوع مستند تولید شده با نام ظهور بسیار نزدیک است داغ شده و مرکز مختلف احساس تکلیف می کنند که به هر نحو این موضوع را دستاویزی برای عرض اندام کنند، ذکر چند نکته ضروری است:

- در روایات از ظهور به امر فرج تعبیر شده است. به معنی گشایش و خلاصی... . فاطمیه امسال شخصا از حجه الاسلام صدیق شنیدم که از استادش آیه الله بهجت نقل می کرد "دعا کنید خداوند ظهور را سهل کند" زیرا ظهور همراه با درد و مشقت است و نمونه آن را در کشورهای منطقه و کشتار مردم می بینیم.

- ظهور با آمدن متفاوت است. آمدن در مقابل رفتن است در حالی که ولی عصر ارواحنا له الفداء نرفته اند، بلکه غائب هستند، لذا روزی مجددا ظاهر خواهند شد. این بدان معنی است که باید واقعا عقیده داشته باشیم که در محضر امام هستیم و بپذیریم که ایشان بیش از همه در تدارک مقدمات ظهور میکوشند.

- دور دیدن یا نزدیک بودن ظهور مسئله ای نیست که مردم به خواهند به خاطر یک فیلم دیدن آن را قبول کنند و با فیلمی دیگر آن را رد. امری است که ریشه در فرهنگی هزار و صد ساله دارد. اگر قبول داریم که أنهم یرونه بعیدا و نرئه قریباً یعنی همین هفته هم باید منتظر فرج اقا باشیم، نه حتی ماه های آینده. این تعبیر انتظار را سخت تر خواهد کرد و طبیعتا جانکاهی آن، انسان را وادار به مقدمه سازی می کند.

- مهدی (عج) زمانی می آید که دل ها و قلب های مردم او را بطلبند و صبح و شام به یاد او باشند. این تعبیر در مورد ما صدق می کند؟

-------

پینوشت:

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد
عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بيمار شده تار شدن هم دارد
همه با درد به دنبال طبیبي هستیم
دوری از کوی تو بيمار شدن هم دارد
اي طبیب همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد
آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد
از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
نکند منتظر مردن مایی آقا؟!ـ
این بدی مانع ديدار شدن هم دارد
ما اسیریم اسیر غم دنيا هستیم
عفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

آدرس سفارتخانه های آمریکا در کشورهای عربی -افریقایی

دوستان یه حالی به اینها بدن از تنهایی در بیان

مصر

 Postal Address:
Cairo
The Embassy of the United States of America
Embassy of the United States of America
5 Tawfik Diab Street
Garden City, Cairo
Egypt
Telephone: (20-2) 2797 3300 Fax: (20-2) 2797 3200

Alexandria  
The American Center Alexandria (ACA)
3 Pharaana Street Alexandria

Telephone: (20-3) 486-1009 Fax: (03) 487-3811

الجزاير

American Embassy Algiers, Algeria

05 Chemin Cheikh Bachir  Ibrahimi
El-Biar 16030
Alger Algerie

Tel:  0770-08-2000
Fax: 021-60-7335

العنوان
سفــارة الـولايـات المتـحدة الأمريـكية  الجزائـر
05.
درب البـشير الابراهيمى
الأبـيار 16030
الهاتف
0770-08-2000
الفاكس
021-60-
-------------

بحرين

Embassy Contact Information
Street Address: Building No. 979
Road 3119, Block 331
Zinj District
Manama - Kingdom of Bahrain

----------------------------
كويت

Kuwait

Telephone:  00-(965) 2259-1001
Fax:  00-(965) 2538-0282
E-mail: paskuwaitm@state.gov


----------------------------
اردن


Location:
Abdoun, Al-Umawyeen St.
Amman – Jordan

Telephone: 962-6-590-6000
العنوان
عبدون ، شارع الأمويين
عمان - الأردن


--------------------------------
مراكش (مغرب)‏
Embassy of the United States of America
2 Avenue de Mohamed El Fassi
Rabat, Morocco

Fax: 962-6-592-0163
-----------------------------------------------
عمان
هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته. هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته.

Embassy of the United States of America in Muscat

P.O. Box 202
P.C. 115
Madinat Al Sultan Qaboos
Muscat, Oman

Telephone: (968) 24-643-400
Fax: (968) 24-699-771

 

سفارة الولايات الأمريكية في مسقط

صندوق البريد:202
الرمز البريدي: 115
مدينة السلطان قابوس
سلطنة عمان
_---------------------
قطر

Mailing Address:
Embassy of the United States of America
22nd February Street
Al Luqta District
P.O. Box 2399
Doha, Qatar
Telephone: (974) 4488-4101
Fax: (974) 4488-4298
Email: pasdoha@state.gov
هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته. هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته.

-----------------------------

عربستان

American Embassy
P.O. Box 94309
Riyadh 11693
Saudi Arabia

P.O. Box 38955, Dhahran Airport, 31942, Saudi Arabia

 

--------------------------------

سوريه

Embassy of the United States of America
Abou Roumaneh, 2 Al Mansour Street
P.O. Box 29
Damascus, Syria


Telephone numbers:
• Regular/ Operator: 3391-4444
• Emergency calls: 3391-3333

------------------------------

يمن

Address: Sa'awan Street, P.O. Box 22347
Telephone: (967) 1 755-2000 EXT. 2153 or 2266
Fax: Main (967) 1 303-182 Consular (967) 1 303-175
Emergency only: (967) 1 755-2000 (press zero for extension)

E-mail Webmaster at ircsanaa@state.govهذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته. هذا البريد محمى من المتطفلين. تحتاج إلى تشغيل الجافا سكريبت لمشاهدته.

------------------------------

دبي

CONSULATE GENERAL OF THE UNITED STATES OF AMERICA,
DUBAI WORLD TRADE CENTER,
P.O. BOX 9343
DUBAI, UNITED ARAB EMIRATES
TEL: +971-(0)4-311-6000

---------------------------------

تونس

Les Berges du Lac
1053 TUNIS
Tunisia
Main switchboard:  +216 71 107 000
Fax:  +216 71 963 263

 

معمر قذافی یهودی است

به گزارش المستقبل العربی تلویزیون رژیم صهیونیستی با خانمی که خود را خاله قذافی می داند مصاحبه ای برگزار کرده که ترجمه آن در زیر آمده است:

گوینده: سلام و خوش آمد می گوییم به راشیل سعاده و جویتا برون خاله رهبر لیبی معمر القذافی. از چه وقتی شما می دانید که پدر و مادر قذافی یهودی الاصل هستند؟

راشیل: در اسرائیل پدر و پدر بزرگم به ما گفتند که روابط محکمی با خانواده قذافی دارند و مادر قذافی خواهر مادر بزرگ من است.

گوینده: آیا مادر قذافی مسلمان شد؟

راشیل: نه هرگز مسلمان نشد، بلکه با یک شیخ عرب مسلمان فرار کرد.

گوینده ( مجدداً می پرسد): یعنی مادر قذافی هرگز به دین اسلام در نیامد؟

راشیل: بله، مادر قذافی بر دین یهودی خود بود و از دست همسر اول خود با یک شیخ عرب مسلمان فرار کرد.

گوینده: یعنی حتی بعد از فرار با همسر دوم خود که مسلمان بود باز هم مسلمان نشد؟

جویتا برون ( پسر خاله قذافی): خواهر مادربزرگم از همسر اول خود دارای فرزندی بود و پدر قذافی یک یهودی بود که با یک زن یهودی ( مادر قذافی ) ازدواج کرده بود و در نتیجه آنها صاحب فرزندی یهودی شدند (معمر)

گوینده: یعنی همسر اول مادر قذافی ( پدر اصلی قذافی) با وی رفتار خوبی نداشته و لذا مادر قذافی همراه با فرزندش ( معمر) با ان شیخ مسلمان یعنی " محمد بومنیار القذافی " فرار کرده است ...

( یعنی معمر القذافی به دست محمد بومنیار تربیت شده و فرزند او نیست).

جویتا برون: بله همینطور است و لذا قذافی نه تنها یهودی الاصل است بلکه طبق دیانت یهود او یک یهودی است .
***

لازم به ذکر است مادر قذافی از یهودیان ساکن لیبی بوده و در نسب یهودی مادر وی تردیدی نیست ولی در خصوص پدر وی اختلافاتی وجود دارد و عده ای او را فرزند یک خلبان فرانسوی یهودی می دانند که " البار بریزوسی" نام دارد و در سالهای 1915 تا 1943 به لیبی مسافرت کرده و در ارتش فرانسه خدمت می کرده است .

"جک تیلور" نویسنده کتاب " اوراق موساد" قذافی را یک یهودی متولد شده از یک مادر یهودی می داند و به دلایلی استناد کرده است که برخی از آنها در ذیل آمده است:

گزارشی در سال 1970 در روزنامه ایتالیایی"اوجی" منتشر شده که در آن قید شده بود که قذافی از طرف مادر یک یهودی است که در منطقه "سرت" لیبی می زیسته و دلایل مستند برای آن ذکر کرده بود.

همچنین در سال 1972 نامه ای از سوی کاردینال شهر میلان به زبان ایتالیایی به وزارت خارجه لیبی ارسال شده که توسط سفیر وقت خلیفه عبدالمجید المنتصر به عربی ترجمه شده و در آن نامه از زبان کاردینال خطاب به قذافی آمده است : تو را به خون یهودی و مسیحی که در رگهایت جریان دارد قسم می دهم و خطاب می کنم تا در نزدیک کردن ادیان سه گانه تلاش نمایی.

مخالفان دولت لیبی معتقدند: قذافی روز 7 آوریل هر سال را برای اجرای احکام اعدام محکومان سیاسی انتخاب می کند زیرا این روز منطبق با عید فطر تلمودی است .

قذافی علاقه زیادی به  ملاقات با تاجر صلح یهودی یعقوب نمرودی (یعقوب نیمرودی) دارد.

همچنین قذافی طرح تشکیل دولت واحد " اسراطین" را برای حل مشکل فلسطین مطرح کرده و به اعتقاد قذافی هیچ دشمنی بین عرب و یهود وجود ندارد و یهودیان پسر عموهای اعراب عدنانی هستند و از نسل ابراهیم علیه السلام می باشند و هنگامی که یهودیان قتل عام شدند این اعراب بودند که به آنها پناه دادند و میزبانی کردند و در کنار خود و در شهرهایشان آنها را جای دادند و لذا مانعی ندارد یک دولت  واحد از یهودیان و اعراب فلسطینی تشکیل شود و نام آن را " اسراطین" بگذارند.

منبع: المستقبل العربي

لیست شرکت‌های اسرائیلی به ترتیب گردش مالی

متن زیر بدون تغییر، نتیجه ی تلاش یکی از دوستان (سید امین) است، در راستای تحریم کالاهای اسرائیلی.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام
مطالبی که در ادامه می‌بینید، نتیجه‌ی مدت‌ها تحقیق بنده در مورد شرکت‌های اسرائیلی می‌باشد. این «مدت‌ها» که خدمتتون عرض می‌کنم، یعنی از خیلی وقت پیش من موضوع شرکت‌های اسرائیلی رو دنبال می‌کردم و همیشه وقتی این لیست‌های منتشر شده رو می‌دیدم، پیش خودم می‌گفتم «چرا این‌ها منبع نمی‌دن از این حرفاشون؟ از کجا معلوم حرفشون درست باشه؟» برای همین خودم به دنبال منبع می‌رفتم. تقریباً تنها منبع معتبری که پیدا کرده بودم، در مورد نستله بود که در ویکیپدیای فارسی نستله درجش کردم.
اما چند روز پیش، به سایتی دست یافتم(!) که توش نکات جالبی بود و توی این چند روز این تحقیقات(!) رو انجام دادم.

بخش‌هایی هم که با رنگ قرمز مشخص کردم، بخش‌هاییه که احتیاج به کمک و بازنویسی یا گسترش داره.
-------------------------------------------------------------------------------------
بسم الله الرّحمن الرّحیم

بی هیچ مقدمه‌ای به سراغ این سایت می‌رم:


اول از همه توجه کنید به il ته آدرسش و این که سرورش در اسرائیل هست.
bdi مخفف Business Data Israel می‌باشد.
این سایت متعلق به شرکت Coface است که توی ویکیپدیا اینطور در موردش نوشته:

Coface is a world leader in trade-credit information and protection (Trade Credit Insurance), serving 160,000 clients in 93 countries.


توی این سایت، در همون صفحه‌ی اول می‌بینید که در بخش Middle East لینک داده به سایت بخش اسرائیل شرکت و از داخل این سایت دوم، لینک به سایت مورد بحث موجود است (BDI Code).
اگر کسی اطلاعات بیش‌تر و دقیق‌تری در مورد این شرکت می‌تونه به دست بیاره و یا بهتر و کامل‌تر می‌تونه توضیح بده، ممنون می‌شم که کمک کنه در این قسمت قرار بدیم.
در بخش «درباره‌ی ما»ی این سایت، این‌طور نوشته:

BdiCoface
The largest business information group in Israel  

The most diversified business information services–under one roof  
*Information on 30 million companies and businesses around the world  
*Information on 350,000 companies and businesses in Israel
*Market surveys on Israel and the whole world
*Sector analysis on Israel and the world
...

حال به سراغ بخش رتبه‌بندی سایت می‌ریم.
در این بخش، شرکت‌ها به ترتیب گردش مالی در اسرائیل رتبه‌بندی شده‌اند. ابتدا به سراغ بخش مواد غذایی می‌ریم:

اولین شرکت، یک شرکت کاملاً اسرائیلیه که هنوز هیچ اطلاعی ازش ندارم.

دومین شرکت، شرکت Strauss هست که می‌تونین برای اطلاعات بیش‌تر در مورد این شرکت، صفحه‌ی «درباره‌ی ما»ی این شرکت رو ببینید. در صفحه‌ی شرکای این شرکت، در بخش سمت چپ، لیست شرکای این شرکت نوشته شده:

Danone - Pepsico - Unilever - Santa Clara - TPG - Yotvata - Yad-Mordechai
  • همون‌طور که در صفحه‌ی شراکت با دنون نوشته (و همون‌طور که در این خبر از Jerusalem Post می‌بینید)، شرکت Danone در سال ۱۹۹۶، ۲۰٪ از سهام این شرکت اسرائیلی (این «اسرائیلی» با «اسرائیلی»هایی که در مورد هزاران شرکت به کار می‌بریم، یه فرق اساسی داره. این شرکت رسماً اسرائیلیه و در اسرائیل تأسیس شده!) رو خریده. توجه دارید که این یعنی چی؟ یعنی این که هر یک آبمیوه‌ی دنت که می‌خرید، به شرکتی پول می‌دید که داره به دومین شرکت بزرگ غذایی در اسرائیل خدمت می‌کنه. خدمتش هم فراتر از اینه که فقط بهشون مواد غذایی بفروشه، ۲۰٪ از سهام دومین شرکت غذایی اسرائیل رو خریده!

Strauss Group acts in cooperation with the PepsiCo Group in two central areas – Israel and the U.S. In Israel, Strauss is a partner in PepsiCo Frito-Lay’s salty snacks activity. In the U.S. the two are partnered in Sabra – the Middle Eastern salad and dip company where both partners have an equal 50% stake in the company.

اینم خیلی بامزه بود: چی‌توز (fritolay از زیرشاخه‌های pepsico هست)
:)))
  • در صفحه‌ی شراکت با Unilever، توضیحی در مورد شراکت این دو شرکت داده نشده، برای همین فعلاً این شرکت رو رها می‌کنیم. (البته نگران نباشید، یه کم جلوتر دوباره به سراغش میایم!)
در مورد بقیه‌ی شرکت‌های شریک، چیزی نمی‌دونم. اگه کسی چیزی فهمید لطفاً اطلاع بده.

سومین شرکت در اون لیست، با عنوان The Central Bottling Company Group اومده که اگر وارد صفحه‌ی مربوط به این شرکت در سایت بشید (یا یه نگاه به آدرس سایتی که توی همون لیست در ستون دو تا مونده به آخر بندازید)، می‌بینید که همون کوکاکولای خودمونه، شعبه‌ی اسرائیل! در سایت کوکاکولا، اگر به بخش انتخاب کشور این سایت مراجعه کنید، می‌بینید که سایت اسرائیلش همونیه که توی اون لیست هست (لینک اسرائیلش در بخش Eurasia قرار داره).
جا داره در اینجا به تعدادی از مارک‌های مختلف کوکاکولا اشاره کنم:
Canada Dry, Coca-Cola!, Dasani (آب معدنی), Fanta, Sprite

این صفحه هم جالبه: می‌گه شایعاتی در مورد این که کوکاکولا کمک اقتصادی به اسرائیل می‌کنه پراکنده شده که ما ردش می‌کنیم.

این و این و این هم در مورد شایعات هستند و جالبن! مخصوصاً آخری که در مورد این ادعاست که نوشته‌ی کوکاکولا برعکسش می‌شه «لا محمّد لا مکّه». البته به نظر من هم این قابل استناد نیست و چندان منطقی هم به نظر نمی‌رسه. حتی من می‌تونم اون نوشته رو این‌طور بخونم: «لمحمّد لمکّه»! ولی جالب‌تر از اون این جملاتیه که توی این صفحه نوشته:


More recently, in May 2000, the Grand Mufti of Al-Azhar (the Islamic world's foremost institute) Sheikh Nasr Farid Wassel, said that "the trademark does not injure Islam or Muslims directly or indirectly." Moreover, he stated that Islam is against "the propagation of empty rumors and intended lies that affect either public or private interests."


و بعدش هم لینک دریافت سخنان این مفتی رو گذاشته!  :))

اما چهارمین شرکت، شرکت اوسم هست که معلوم‌الحاله! بیش از ۵۰٪ از سهام این شرکت اسرائیلی، متعلق به شرکت نستله هست که در واقع یعنی این شرکت در اختیار شرکت نستله هست (توی همین لیست می‌تونید ببینید که Major Ownership شرکت اوسم رو Nestle نوشته).

این هم لیستی از مارک‌های معروف نستله که در کشور به وفور یافت می‌شه:




در مورد Nestea این جالبه که شرکت کوکاکولا Nestea رو به صورت بسته‌بندی شده می‌فروشه.

و حالا می‌ریم سراغ شرکت پنجم، شرکت Unilever. این شرکت، دارای محصولات بسیار گسترده‌ایه که در سه زمینه‌ی غذایی، بهداشت شخصی (Personal Care) و بهداشت خانه (Home Care) فعالیت می‌کنه. برخی از محصولاتش را اینجا می‌نویسم:


Food:

Personal Care:
- Dove, Lux, Signal & Close Up (خمیر دندان)
Home Care:

تا اینجا، بخش مواد غذایی بود. بقیه‌ی شرکت‌های این بخش رو من نمی‌شناسم و اطلاعاتی ازشون ندارم. حالا اگر به سراغ بقیه‌ی بخش‌ها بریم، اسامی آشنای زیادی می‌بینیم.
در
بخش نرم‌افزار، می‌بینیم که در رتبه‌ی ۴ ام Microsoft Israel (البته لینکی که توی اون لیست جلوش داده سوتی داده و یک علامت / بین com و israel جا انداخته) و در رتبه‌ی ۲۶ ام Symantec Israel قرار داره.
در بخش صنعت که خیلی کلی‌تر از این دو بخش قبلیه، این شرکت‌ها قابل توجه هستند:
#2: Intel Israel
#26: Delta Galil Industries(1)

#47: Marvell Semiconductor Israel (تنها چیزی که از این شرکت یادم میاد، اینه که چیپ-ست‌های مودم می‌ساخت) l


#142: L'Oreal Israel
#160: Kodak Israel

#184: Siemens Israel

#186: Haaretz Group


(جالبه که ببینید این‌ها همه از هاآرتض(؟!) بالاتر هستند)

(1) در مورد شرکت اسرائیلی Delta Galil (که در تل آویو مستقره): اولاً دقت کنید که این شرکت در بخش پارچه و لباس، در رتبه‌ی اول قرار داره. ثانیاً در بخش Company Profile سایتشون این‌طور نوشته:
Our clientele, which reads like a who’s who of the global apparel industry, includes retail giants such as Marks & Spencer, Target, Wal-Mart, Kmart and JC Penny; and leading fashion brands such as Calvin Klein, Nike, Hugo Boss and Pierre Cardin. Delta Galil also sells its products under brand names which are licensed to the Company, including Wilson, Maidenform, Nicole Miller, Barbie, Tommy Hilfiger , Tra La La and others.
در بخش تاریخچه‌ی شرکت، این‌طور نوشته:
Delta became a publicly traded company on the Tel-Aviv Stock Exchange, with 25% of its shares eventually being acquired by Sara Lee, and posted sales volume of $117 million by the end of the decade.
اما در خبرها دیدم که علی‌الظّاهر شرکت Sara Lee این سهام رو فروخته. اما این رو هم ببینید (از همون خبر نقل می‌کنم):
Lautman says that Sara Lee's investment in the Israeli company, which specializes in men and women's underwear, had been mainly financial in nature, and in any case the American company had operated in competing areas as well.
و این رو:
The sale by Sara Lee had not surprised many, as the company had been spinning off all its clothing-related assets.
خلاصه کنم: شرکت Sara Lee خیلی کمک کار اسرائیل بوده، ولی دیگه به نظر نمی‌رسه سودش به اسرائیل برسه (حداقل از طریق شرکت Delta Galil).


و در نهایت، یک لیست کلی در این بخش می‌بینیم که نمی‌دونم اون شرکت‌هایی که در این لیست هستند و در لیست صنایع نیستند، یعنی چی! یعنی در واقع تعریف صنعت رو نمی‌دونم، که چرا مثلاً I B M Israel این‌جا به عنوان شماره‌ی ۷۶ هست، ولی در لیست صنایع نبود. و یا مثلاً Hewlett-Packard Israel در شماره‌ی ۷۷ و یا Zara and Pull & Bear (این اسم دو تا شرکته: Zara و Pull & Bear که هر دو متعلق به شرکت Inditex هستند، به همراه برخی شرکت‌های دیگه (مثل Massimo Dutti)) در رتبه‌ی ۱۹۷ و شرکت IKEA در رتبه‌ی ۲۸۷.
ولی از همه باحال‌تر، شماره‌ی ۱۳۷ بود: گروه باران! :))))
شماره‌ی ۲۱۸ هم خوبه:
Getter Group! ولی گشتم، Setter Group نداشت!
۲۷۷ هم Maman Cargo Terminals and Handling هستند، به آدرس http://www.maman.co.il !!


اگر احساس می‌کنید این شرکت معتبرتر از شرکت قبلی هست، لطفاً اطلاع بدید!

اسراییل واهداف غرب

تشكیل دولت غاصب اسرائیل، بیشتر محصول تلاش صهیونیست های آمریكایی است. از این رو، آنان حمایت های بی دریغ آمریكا از اسرائیل را بدون پداش مالی و... نگذاشته اند. چنین اقدامی برای صهیونیست های آمریكایی، كه با جمعیت سه درصدی ، حدود هشتاد درصد ثروت و بیشتر مشاغل كلیدی آن كشور را در اختیار دارند، به آسانی امكان پذیر است. شركت ثروتمند استاندارد اویل ، دانشگاه مشهور شیكاگو ، بانك های مشهور چین مانهاتان،1 مورگان استانلی ، لهمان برودرس ، فایرست بوستون ، كور پوریش و برادران لازارد2 به صهیونیست های آمریكایی تعلق دارد روشن است كه اگر حمایت عملی امریكا از آرمان تشكیل حكومت یهودی و تأسیس و بقای اسرائیل نبود از پشتیبانی همه جانبه صهیونیست های داخل و خارج برخوردار نمی شد . در واقع آمریکا به یهودیان ، که سازمان یافته ترین گروه اقلیت مذهبی آن کشورند و از هر ده نفر آنان ، هفت نفر ، ریاست بیش از یک سازمان و گروه اجتماعی را برعهده دارند و از قدرت مالی و نفوذ سیاسی موثر بهره مندند ، نیازمند است . بنابراین ، آنان که آمریکا را مستعمره صهیونیسم خوانده اند ، سخن به گزاف نگفته اند .3 


اسرائیل می کوشد با تخریب فرهنگ انسانی ، کارشکنی اقتصادی ، رخنه در دستگاه های امنیتی ، مشارکت درسرکوب جنبش های آزادی بخش ، گسترش خدمات نظامی ، اعمال جاسوسی و اعطای کمک های مالی ، راهی برای نفوذ آمریکا در آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین بگشاید . نمونه های بسیار برای اثبات این ادعا می توان نام برد ؛ مثلا وزیر امور خارجه سری لانکا 4  اعتراف می کند که در برابر برقراری رابطه با اسرائیل ، آن کشور کمک های ویژه در اختیار کشورش می گذارد . چندی پس از این معامله سیاسی ، اسرائیل نمایندگی سیاسی خود را در سفارت آمریکا در سری لانکا بازگشود که به استثنای رئیس آن ، همه کارکنان نمایندگی اسرائیل ، آمریکایی بودند . همچنین ، شرکت اسرائیلی بنامان با تخریب اقتصاد نیکاراگوئه5 و نیز کارشناسان اسرائیلی ، با مشارکت در سرکوب انقلابیان ضد دولتی گواتمالا و جاسوسان صهیونیستی با شناسایی رهبران جنبش های آزادی بخش آمریکای لاتین 6 ، حوزه نفوذ آمریکا را گسترش و تثبیت کرده اند 7.

در نگاه غرب ، اسرائیل پایگاهی با قدرت نظامی قابل اعتماد برای سرکوب مخالفان ، حافظ ارزش های دموکراتیک غربی در برابر یورش احتمالی شرق 8 ، ناوی هواپیمابر با موقعیتی منحصر به فرد در همسایگی روس ها و اروپای شرقی و چاه های نفت ، نگهبانی وفادار و نماینده و حافظ منافع آمریکا در منطقه است .

بنابر این ، سود و بهره ای که اسرائیل به آمریکا و غرب می رساند ، از سودی که به اسرائیل می رسد ، افزون تر است ؛ چنانچه یکی از مقامات دولت اسرائیل در این باره می گوید :« کمک های تقدیمی ایالات متحده به رژیم صهیونیستی از سی میلیارد دلار بیشتر نیست ، ولی خدمات که اسرائیل به آمریکا ارائه داده ، بیش از یکصد میلیارد دلار است .» . حتی ارتش اسرائیل خدمات جنگی ارزان قیمتی در اختیار غرب قرار می دهد . به عقیده سفیر اسرائیل در آمریکا 9 کشورش ، « به سبب موقعیت جغرافیایی ، سطح تکنولوژی و قدرت نظامی ، سیستم دمکراسی ، ثبات سیاسی و سمت گیری غربی آن ، یک ثروت استراتژیک » 10 برای ایالات متحده آمریکاست .11

افزون بر این ، اسرائیل خط مقدم مقابله با توسعه طلبی شوروی دیروز و روسیه امروز به شمار می رود .آن کشور همواره به تقاضای آمریکا برای امن سازی منطقه حساس و بحرانی خاورمیانه پاسخ مثبت داده است و در واقع ، اسرائیل امتداد قلمرو ارضی غرب با همه ویژگی هایش در شرق ، تجسم یکی از ایالت های آمریکا در خاورمیانه ، صحنه تئاتری برای نمایش و القای فرهنگ غرب در جامعه جغرافیایی مسلمانان ، ابزاری برای مجازات کشورهای مخالف آمریکا ، معبری برای صدور کالاهای غربی به آفریقا و آسیا ، محلی برای آزمایش سلاح های غرب و نیز سرپل غرب در قلب جهان عرب و سرزمین اسلام محسوب می شود .این ویژگی منحصر به فرد « اسرائیل را به کانون واقعی قدرت سیاسی جهان و کانون نظامی استراتژیک تسلط بر جهان »12 و یا به عقیده وایزمن ، به صورت « بلژیک آسیایی13  ، یعنی خاکریز اول انگلستان برای کانال سوئز »14 در آورده است . حتی اگر اسرائیل از این ویژگی ها بی بهره می بود و تنها از این ویژگی که حاکمان واقعی واشنگتن صهیونیست هایی هستند که به شکل نامرئی قدرت را در آمریکا از پشت صحنه در دست دارند ، برای اثبات ادعای خدمت فراوان صهیونیسم به لیبرالیسم آمریکایی کافی بود

 

 

 

  1. Chase Manhatan  
  2.  Lazar d Brothers
  3. جهان زیر سلطه صهیونیسم ، صفحه 9 الی 14 / سازمان های یهودیان آمریکا و اسرائیل ، لی اوبرین ، ع.ناصری ، صفحه 16 الی 18 .
  4. جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی سری لانکا ، کشوری است که در جنوب قاره آسیا و در جنوب کشور هند قرار دارد . / گیتی شناسی کشورها ، موسسه گیتاشناسی ، صفحه 164 .
  5. جمهوری نیکاراگوئه یا نیکاراگوآ ، کشوری در آمریکای مرکزی است . / گیتی شناسی کشورها ، موسسه گیتاشناسی ،   صفحه 344
  6. آمریکای لاتین به مجموعه کشورهای آمریکای جنوبی و آمریکای مرکزی گفته می شود .
  7. فرهنگ تاریخی – سیاسی ایران و خاورمیانه ، علی بابایی ، جلد 2 ، صفحه  420 ، 424 ، 426 .
  8. هرتصل در این باره می گوید :« {در آسیا} . . . یک دیوار برای حمایت اروپا احداث خواهیم کرد . این دیوار به صورت یک دژ تسخیر ناپذیر برای تمدن غرب در برابر وحشیگری در خواهد آمد .» رجوع کنید به : صهیونیسم ، المسیری ، صفحه 128 .
  9. این اظهارات در 1363ش./1984م. صورت گرفته است . صهیونیسم ، المسیری ، صفحه 128 ، 138 .
  10. شامیر اعتراف می کند :« اسرائیل نماینده منافع آمریکا در منطقه است .» مسئله فلسطین و اسرائیل ، سید هادی خسرو شاهی ، صفحه 56 .
  11. صهیونیسم ، المسیری ، صفحه 128 ، 138 .
  12. سخن یکی ازصهیونیسم های مشهور به نام  ناحوم گلدمن در 1326ش./1947م.
  13. سخن فلیکس فرانکفورتر قاضی دیوان عالی ایالات متحده آمریکاست .
  14. سایه های قدرت ، پوجمیز پولاف ، کریم میرزائی ، صفحه 13 ، 106 / مسئله فلسطین و اسرائیل ، خسروشاهی ، صفحه 55 / صهیونیسم ، المسیری ، صفحه 127 / فصلنامه خاورمیانه ، پاییز 73 ، صفحه 355 .

نگاهی به زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی

 نگاهی به زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی

براساس اعترافات موردخای وانونو و گزارش های صادر شده از سوی سازمان های اطلاعاتی جهانی ومراکز اطلاعات بین المللی متخصص در بخش انرژی وتسلیحات هسته ای، رژیم صهیونیستی بین 300 تا 500 کیلوگرم پلوتونیوم در اختیار داشت که می توانست با این حجم مواد رادیواکتیو حداقل 350 سلاح هسته ای از انواع وکالیبرهای مختلف در اختیار داشته باشد.

با جمع آوری اطلاعات افشا شده موجود می توان زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی را اینگونه توصیف کرد .

1-     گلوله های توپ هسته ای: دراواخر دهه شصت این سلاح تاکتکی طراحی واز سال 1970 به طور بالفعل جنبه کاربردی به خود گرفت. تکیه این سلاح بر اورانیوم با غنای بالا بوده واز طریق توپ هاوتزر کالیبر 175 میلمتری شلیک می شود.

تون انفجار این گلوله حدود یک کیلو تن است ومی توان آنرا در ارتفاعات مختلفی بر اساس نوع نیروی مورد هدف قرار گرفته (زرهی یا پیاده) منفجر کرد.

2-     .گلوله های توپ با موج متمرکز: شاید این سلاح را بتوان پیشرفته ترین نوع سلاح هسته ای موجود در اختیار رژیم صهیونیستی توصیف کرد.

این سلاح از اوایل دهه هشتاد از قرن گذشته وارد فاز اجرایی شد و تا سال 1990 کارشناسان 40 فروند از این کلاهک ها را در زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی تخمین زده اند.

این گلوله نیز از طریق توپ های 203 میلمتری هاوتزر شلیک می شود، جالب اینجاست پرفسور جرالد پل مهندسی که این توپ را برای این منظور به سازی کرده بود، چند سال بعد توسط واحدهای ویژه ترور رژیم صهیونیستی کشته شد.

توان انفجاراین گلوله ها بین یک تا 3 کیلو تن است، تکیه اصلی این سلاح بر چاشنی های نوتورنی شدید است، ومی توان از آن برای برنامه های مقابله با موشک های بالستیک هم مورد استفاده قرار داد.

تحلیلگران به شکل گسترده ای براین باورند که این سلاح در برنامه ضد موشکی" آرو" به کار رفته است.

3-     بمب های استراتژیک جاذبیتی: اطلاعات موجود در این رابطه نشان می دهد که این سلاح بیشترین کمیت را در میان زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی دارد، یکی از علل آن قدمت این نوع تسلیحات در این زرادخانه است و تقریبا تمامی تاریخ هسته ای رژیم صهیونیستی به آن تکیه دارد.

این سلاح برای تخریب پایتخت های عربی وسازه های نظامی اصلی آن ساخته شده است.

کار طراحی این سلاح از دهه پنجاه وشصت از قرن گذشته آغاز شد وطی جنگ 1973 وارد فاز اجرایی شد.

با استناد به تحلیل داده های موجود ونیز اعترافات وانونو قدرت انفجاری این سلاح به 200 کلیو تن (10 برابر بمب هیروشما) می رسد ومی توان از طریق جنگنده های اف 4 واف 16 شلیک شود.

4-     بمب های جاذبه ای قابل تعدیل: این سلاح بسیار محرمانه ومبهم است که شاید یکی از دلایل آن پیچیدگی های فنی آن باشد.

توان تخریبی این سلاح از 10 تا 25 کیلو تن قابل تغییر است، به بیانی واضحتر این سلاح  می تواند هم سلاح تاکتیکی که برای حمله به مراکز نظامی باشد وهم به سلاحی استراتژیک برای تخریب شهرها مبدل شود.

این تغییر با میزان مواد هسته ای که داخل بمب قرار داده می شود، قابل کنترل است.

5-     نسل چهارم تسلیحات هسته ای: نتایج تحقیقات وپژوهش های بین المللی جدید نشان می دهد دانشمندان هسته ای رژیم صهیونیستی که در آزمایشگاه های نظامی این رژیم فعالیت می کنند در صدر دانشمندانی هستند که در این رابطه به تحقیق وآزمایش می پردازند.

در طراحی این سلاح اصل همجوشی هسته ای مورد استفاده قرار گرفته است، به نحوی که اتم هیدروژن تا مرز پیوستگی به یکدیگر پیش می رود، فرایندی که انرژی بسیار عظیم وپرتوهای نوترونی بسیار گسترده ای تولید می کند ومی توند تمامی موجودات زنده را در پشت پناهگاه های زرهی یا زمینی وسنگر ها از بین ببرد.

از ویژگی های این سلاح از بین رفتن تاثیر آن در مدتی کوتاه است، به نحوی که به نیروهای نظامی صهیونیستی اجازه می دهد تا بدون دغدغه از وجود تشعشعات هسته ای منطقه انفجار را پاکسازی کنند.

به اعتقاد کارشناسان، با آغاز استفاده از این سلاح تمامی سلاح های دیگر هسته ای به گذشته خواهند پیوست.

کاربردهای چهارگانه تسلیحات هسته ای در دکترین نظامی رژیم صهیونیستی :

نظریه پردازان بازدارندگی اسرائیل معتقدند  فقط در چهار مورد تل آویو از خطوط قرمز عبور کرده وحق استفاده از سلاح هسته ای را دارد؛ زیرا این چهار مورد می تواند خطری برای ادامه بقای رژیم صهیونیستی باشد.

این چهار مورد عبارتند از :

1-     رخنه نظامی وحضور موفقیت آمیز در مناطق مسکونی سرزمین های سال 1948.

2-     انهدام نیروی هوایی رژیم صهیونیستی.

3-     حمله هوایی گسترده و ویرانگی یا حمله ای بیولوژیک وشیمیایی به شهرهای صهیونیست نشین فلسطین اشغالی.

4-     حمله هسته ای به فلسطین اشغالی.

حال با توجه به این استراتژی صهیونیستی وبا نگاهی به شرایط منطقه ای عرب ها درحال حاضر به این نتیجه می رسیم که صهیونیستها باید در پی اهداف دیگری به جز ادعای آنها برای دفاع وبازدارندگی باشند.

زیرا در چارچوب نظریه اعلام شده صهیونیستها، این سلاح ها ارزش خود را از دست داده واصولا باهیچ یک از سناریوهای جنگی احتمالی درمنطقه حداقل در دهه آینده سازگار نخواهند بود.

با نگاهی به دشمنان رژیم صهیونیستی این مسئله کاملا هویداست.

در رابطه با حزب الله مهمترین ومشخص ترین دشمن رژیم صهیونیستی که به این رژیم نزدیکی جغرافیایی هم دارد ، شاهد آن هستیم که از زبان سید حسن نصرالله دبیر کل این حزب تاکید شده است: شهرهای صهیونیست نشین تنها در شرایطی مورد حمله قرار می گیرند که صهیونیستها به لبنان تجاوز کرده باشند.

در چنین شرایطی، توانمندی هسته ای نظامی رژیم صهیونیستی هیچ کمکی به استراتژی های جنگی وامنیتی رژیم صهیونیستی نخواهد کرد، زیرا در چنین رویارویی هایی تسلیحات سنتی بازدهی بسیار بیشتری نسبت به اینگونه سلاحه ها دارند.

در رابطه با بقیه دشمنان رژیم صهیونیستی هم وضعیت به مراتب پیچیدگی های کمتری دارد ، "زئیف مازور" رئیس سابق بخش سیاست های دولتی دانشگاه تل آویو وانستیتو تحقیقات استراتژیک "جافی" در این رابطه اعتراف می کند: تسلیحاتی هسته ای هیچ چیز را برای ما تغییر نمی دهد، زیرا تاریخ نشان داده است که در اختیار داشتن چنین تسلیحاتی باعث تغییر انگیزه کشورهای عربی در انجام حمله علیه ما شوند .

به اعتقاد این کارشناسان صهیونیست، دست یابی ایران به دانش کامل هسته ای هم باعث شکل گیری ساختار دو قطبی هسته ای در منطقه شده وبیش از پیش بر استقرار منطقه خواهد افزود.

به نقل از شبکه ندای قدس

قانون اجبار غیریهودیان ساکن سرزمین های 1948 مبنی بر سوگند به یهودیت اسرائیل

1-    اساس قانون اجبار غیریهودیان ساکن سرزمین های اشغالی برای سوگند به ماهیت یهودی اسرائیل (به عنوان شرط تابعیت)، بر پایه نظام نژادپرستی برای برتری نژاد یهود بر غیر یهود است.

2-    گرچه موضوع رویکرد نژاد پرستانه رژیم صهیونیستی به لحاظ عرفی ثابت گردیده ولی این رژیم بر آن است تا موضوع تاسیس دولت اسرائیل بر مبنای نژادپرستی را قانونی کند.

3-    تئوری قانونی کردن نژادپرستی مبنای شکل گیری آلمان نازی و حکومت نژادپرستانه آفریقای جنوبی بوده است.

4-    قانونی کردن نژادپرستی در سرزمین های اشغالی، برای تفکیک شهروندان مناطق 1948 به شهروندان درجه یک و دو صورت می پذیرد.

5-    فلسطینی هایی که به ماهیت یهودی اسرائیل و دموکراتیک بودن آن سوگند یاد نکنند باید از سرزمین های اشغالی 1948 خارج شده، در کشورهای همجوار به جمع میلیونی آوارگان فلسطینی بپیوندند.

6-    هدف قانونی کردن نژادپرستی مناطق 1948 پایمال نمودن حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خود و امتیاز گیری از تشکیلات خودگردان در روند مذاکرات سازش است. روزنامه لس آنجلس تایمز قانونی کردن نژادپرستی را حیله نتانیاهو برای تحت فشار قرار دادن فلسطینیان برای امتیاز گیری درباره حق بازگشت آوراگان فلسطینی دانست. این روزنامه افزود: فلسطینیان به شدت با اعتراف به اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی برای ملت یهود مخالفند و آن را نژادپرستانه می دانند.

7-    قانونی اجباری شدن سوگند به دموکراتیک بودن دولت صهیونیستی در راستای نابودی دموکراسی و آزادی در سرزمین های اشغالی است.

 با مصوبه کمیته وزارتی درباره یهودی سازی بیت المقدس به عنوان اولویت ملی این رژیم، بیت المقدس اولین شهری است که این قانون را اجرائی می کند:

-1-    مقدسات اسلامی در اولویت یهودی سازی در سرزمین های اشغالی 

2-    آیا در آینده مردم مکه نیز باید برای یهودیت اسرائیل سوگند یاد کنند؟

3-    مورد سوال قرار دادن سران کشورهای عربی و اسلامی و اتحادیه عرب در مورد سکوت در برابر یهودی سازی قبله اول و واکنش عملی به این موضوع

مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا

مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا

هرگاه می‌خواهیم پدیده‌ای را بررسی کنیم، یکی از بهترین راه‌ها بررسی پدیده‌های جانبی آن است که در شناخت آن پدیده به ما کمک می‌کند.

یکی از پدیده‌هایی که من علاقه بسیاری به مطالعه آن دارم، صهیونیسم است. صهیونیسم یک تفکر است و قاعدتا از سازـوـ‌کارها و ساختاری برخوردار است که برای رسیدن به آن خوب است شناخت دقیقی از دورـ‌وـ‌‌بر آن داشته باشیم. یکی از پرسش‌‌هایی که ممکن است در آغاز به ذهن هر کسی برسد این است که: چرا صهیونیسم؟ مگر موضوعِ حساس در دورـ‌وـ‌بر ما کم است؟

پاسخ هم این است که البته که موضوع حساس در دورـ‌وـ‌بر ما کم نیست اما به دلایل گوناگون امروزه بسیاری از مناسبات جهانی و منطقه‌ای ما متاثر از حضور اسرائیل و جانفشانی سوال‌‌انگیز برخی کشورها به سود آن است به طوری‌که در بیشتر مواقع منافع خود و مردمان‌شان را نیز نادیده می‌گیرند. بنابراین به قول انگلیسی‌ها There is something in the wind (کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است) که این‌ها چنین می‌کنند. پروفسور جان میرشیمر و پروفسور استفان والت[۱] در دیباچه کتاب خود با نام «لابی اسرائیل» به نکته‌ جالب اشاره کردند که می‌تواند نکته تامل‌برانگیزی در خصوص جانفشانی‌ها برخی کشورها (از جمله امریکا) در راه اسرائیل باشد. آن‌ها می‌گویند: زمانی که فصل رقابت‌های انتخاباتی می‌رسد، نامزدها در باره اقتصاد، سیاست داخلی و خارجی، جامعه و … نظرات گوناگونی دارند اما وقتی پای اسرائیل به میان می‌آید همه نظر یک‌سانی دارند.

***

هرگاه نامی از صهیونیسم شنیده می‌شود، «آیپک» به ذهن می‌رسد که البته درست هم هست. آیپک یکی از بانفوذترین گردهم‌آیی‌های صهیونیستی است که تاثیر بسیاری بر فعالیت‌های صهیونیستی و به تبع آن مناسبات جهانی دارد، که در نوشتاری جداگانه به بررسی آن خواهم پرداخت. اما نکته‌ای که علاقه‌مندم به آن اشاره کنم، مجمعی هم‌سان با آیپک است به نام «مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا»[۲]. این مجمع در کشور ما کمتر شناخته شده است. این مجمع با ساختار و برنامه‌های خود یکی از قدرتمندترین بازوهای صهیونیستی در پیاده‌سازی برنامه‌های جهانی و منطقه‌ای‌ست.

امروزه مجمع مذکور نقش پررنگی در امریکا ایفا می‌کند که بسیاری از امریکاییان از آن بی‌خبرند؛ جیمز پتراس،[۳] جامعه‌شناس امریکایی، در کتاب‌ها و مقالات خود به آن اشاره می‌کند و برای تنویر افکار عمومی کتابی با نام «نفوذ اسرائیل در امریکا» + را می‌نویسد. در جای‌جای این کتاب به نکاتی اشاره شده که نه تنها ما ایرانی‌ها از آن بی‌خبریم که حتا امریکایی‌هایی که درآمدهایشان بی‌سرـ‌و‌ـصدا و گاه با دروغ‌نمایی به جیب صهیونیست‌های آدمکش اسرائیلی می‌ریزد، نیز از آن‌ها بی‌خبرند.

قصد ندارم این نوشتار را بیش از این ادامه دهم که از حوصله وبلاگ‌خوان‌ها خارج است؛ اما علاقه‌مندم در گام اول به نام ۵۱ سازمان تشکیل‌دهندۀ «مجمع روسای سازمان‌های بزرگ یهودی امریکا» اشاره کنم تا در آینده به جزئیات بیشتر بپردازم:

۱٫      اَمِینو (به معنی «مردم ما») ـ  Ameinu

2.      دوستان امریکایی لیکود ـ American Friends of Likud

3.      گردهم‌آیی امریکا / فدراسیون بازماندگان هلوکاست یهود ـ American Gathering/Federation of Jewish Holocaust Survivors

4.      انجمن دوستی امریکا ـ اسرائیل ـ  Israel-American Friendship League

5.      کمیته امور عمومی اسرائیل در امریکا ـ American Israel Public Affairs Committee

6.      کمیته یهودیان امریکا ـ American Jewish Committee

7.      کنگره یهودیان امریکا ـ American Jewish Congress

8.      کمیته توزیع مشترک یهودیان امریکا ـ American Jewish Joint Distribution Committee

9.      فدراسیون سفاردیان امریکا ـ American Sephardi Federation

10.  جنبش صهیونیستی امریکا ـ American Zionist Movement

11.  امریکایی‌ها برای صلح اکنون ـ Americans for Peace Now

12.  مرکز امریکایی‌ها برای اسرائیل و تورات (امیت) ـ AMIT

13.  انجمن ضد افترا ـ  Anti-Defamation League

14.  کانون صهیونیست‌های اصلاح‌طلب امریکا ـ Association of Reform Zionist of America

15.  بنای بریث بین‌الملل  ـ B’nai B’rith International

16.  بنیاد بنای صهیون ـ Bnai Zion

17.  کمیته مرکزی خاخام‌های امریکایی ـ Central Committee of American Rabbis

18.  کیمته صحت گزارش‌های خاورمیانه‌ای در امریکا ـ Committee for Accuracy in Middle East Reporting in America

19.  شرکت توسعه اسرائیل/ اوراق قرضه اسرائیل ـ Development Corporation for Israel/State of Israel Bonds

20.  اموناه امریکایی ـ Emunah of America

21.  دوستان نیروی دفاعی اسرائیل ـ Friends of Israel Defense Forces

22.  سازمان زنان صهیونیستِ امریکا (هاداساه) ـ Hadassah, Women’s Zionist Organization of America

23.  جامعه کمک به مهاجران کلیمی ـ Hebrew Immigrant Aid Society

24.  بنیاد زندگی دانشگاهی یهود (هیلل) ـ Hillel: The Foundation of Jewish Campus Life

25.  کانون فرهنگ‌سراهای یهود ـ Jewish Community Centers Association

26.  شورای یهودیان برای امور عمومی ـ Jewish Council for Public Affairs

27.  موسسه یهودیان برای امور امنیت ملی ـ Jewish Institute for National Security Affairs

28.  کمیته کارگری یهود ـ Jewish Labor Committee

29.  صندوق ملی یهود ـ Jewish National Fund

30.  فدراسیون نوسامان‌گرایان یهود ـ Jewish Reconstructionist Federation

31.  کهنه‌سربازان جنگی یهودی در امریکا ـ Jewish War Veterans of the USA

32.  زنان بین‌المللی یهود ـ Jewish Women International

33.  سازمان صهیونیستی جنبش محافظه‌کار امریکا (مرکاز) ـ MERCAZ USA, Zionist Organization of the Conservative Movement

34.  نعمات امریکا (جنبش بین‌المللی زنان صهیونیست) ـ NA’AMAT USA

35.  کنفرانس ملی مدافعان یهود در روسیه، اوکراین، کشورهای بالتیک و اوراسیا ـ NCSJ: Advocates on behalf of Jews in Russia, Ukraine, the Baltic States and Eurasia

36.  شورای ملی زنان یهود ـ National Council of Jewish Women

37.  شورای ملی اسرائیل جوان ـ National Council of Young Israel

38.  اُ. آر. تی. امریکا ـ ORT America

39.  مجمع خاخام‌ها ـ Rabbinical Assembly

40.  شورای خاخامی امریکا ـ Rabbinical Council of America

41.  صهیونیست‌های مذهبی امریکا ـ Religious Zionist of America

42.  اتحادیه اصلاح‌طلبی یهود ـ Union for Reform Judaism

43.  اتحادیه جمعیت یهودیان ارتدکس امریکا ـ Union of Orthodox Jewish Congregations of America

44.  اتحادیه جوامع یهودی ـ United Jewish Communities

45.  کنیسه متحده یهودیت محافظه‌کار ـ United Synagogue of Conservative Judaism

46.  سازمان صهیونیستی بین‌الملی زنان (ویزو) ـ WIZO

47.  انجمن زنان برای یهودیت محافظه‌کار ـ Women’s League for Conservative Judaism

48.  زنان اصلاح‌طلب یهود ـ Women of Reform Judaism

49.  محفل کارگران ـ Workmen’s Circle

50.  مدیران اجرایی صهیونیست جهانی، ایالات متحده امریکا ـ World Zionist Executive, US

51.  سازمان صهیونیستی امریکا ـ  Zionist Organization of America


[1] John Mearsheimer and Stephen Walt

[2] Conference of Presidents of Major American Jewish Organizations

[3] James Petras

منبع : http://www.nabizade.ir/blog/

ای کاش مبارک را هم زده بود

روز 14 مهر 1360 ، در حالی که مقامات لشکری و کشوری مصر مشغول تماشای مراسم رژه نیروهای مسلح در شهر قاهره بودند ، فریاد تکبیر چند جوان مسلمان مصری با نفیر گلوله در هم آمیخت و به زندگی یکی از کثیف ترین دیکتاتورهای جهان پایان داد. دیکتاتوری که رسما خود را وارث فراعنه مصر می دانست و ملت مسلمان مصر را به بدترین شکل ممکن تحقیر کرد.
نظام حکومتی کشور مصر ، در سال 1952 به دنبال کودتای جمعی از افسران ارتش این کشور ، از پادشاهی به جمهوری تغییر یافت. دو سال بعد یکی از افسران کودتاکننده با نام جمال عبدالناصر ، توانست قدرت را به طور کامل قبضه کرده و زمام امور مصر را به دست بگیرد. جمال عبدالناصر به دلیل خصوصیات شخصی خود به سرعت در میان مردم مصر به محبوبیت فراوانی دست یافت و با مقاومت قابل تقدیری که در برابر فرانسه و انگلستان در جریان ملی کردن کانال سوئز به خرج داد ، محبوبیتش دوچندان شد.
 او به شدت پرکار ، به دور از تجملات حکومتی و خطیبی توانمند بود که این خصوصیات در یک قرن پیش از آن در میان هیچ کدام از حکمفرمایان مصر دیده نشده بود. او توانست با تکیه بر پایگاه مردمی خود ، جایگاه مصر را در منطقه ارتقا ببخشد و بخشی از توقعات مردم ستمکشیده و استعمارزده مصر را برآورده سازد.
 عبدالناصر با سردادن شعارهایی در راستای جنگ با رژیم اشغالگر قدس ، وحدت جهان عرب  و  تحریک احساسات ناسیونالیستی جهان عرب که به شدت توسط صهیونیست ها تحقیر شده بودند ، در میان سایر ملت های عرب نیز نفوذی بسیار پیدا کرد. به دنبال مرگ مشکوک و ناگهانی عبدالناصر ، معاون وی «محمد انور سادات» با فرصت طلبی و حیله ، رقبای دیگر را از سر راه برداشت و بر کرسی ریاست جمهوری مصر تکیه زد.
سادات در افکار عمومی مردم مصر و جهان به عنوان درس آموخته مکتب جمال عبدالناصر شناخته می شد و اما بر خلاف او  به داشتن گرایش های مذهبی  هم شهرت داشت.
 اصولگرایان مصری که در زمان عبدالناصر به شدت تحت فشار و سرکوب قرار داشتند ، با روی کار آمن سادات امیدوار شدند که فضای تنفسی مناسبی به دست خواهند آورد. اما سادات با مهارت و چیره دستی حیرت انگیزی ، طی ده سال زمامداری خود ، تمامی تصورات دوستان و دشمنانش را درباره خود بر هم زد و هر آن چه را که عبدالناصر برای مصر تحصیل کرده بود یکسره برباد داد.
 زمانی که انور سادات در سال 1977 دست دوستی به سوی رژیم اشغالگر قدس دراز کرد و به عنوان اولین کشور مسلمان ، موجودیت این رژیم را به رسمیت شناخت تمامی جهان اسلام در بهتی مرگبار فرو رفت. کشوری که تا چند سال قبل خط مقدم نبرد با اشغالگران صهیونیست به شمار می رفت و چشم امید همه امت اسلام به خاکریزهای آن دوخته شده بود ، ناگهان به متحد استراتژیک اسراییل در خاورمیانه مبدل شده و رییس جمهور آن در برابر دوربین های رسانه ای با رییس دولت صهیونیستی شراب می نوشید. در این میان ، سوء مدیریت اقتصادی و فرهنگی رژیم سادات در داخل مصر نیز ، این کشور را به فقر و فلاکتی بی سابقه دچار ساخت و بر آتش خشم عمومی ملت مصر از رییس جمهورشان دامن زد. 
سادات پس از انعقاد قرارداد خیانت بار صلح با اسراییل ( موسوم به «معاهده کمپ دیوید») با اتکا به پشتوانه کشورهای غربی ، روز به روز عرصه را بر مردم مصر که به شدت دچار احساس تحقیر شده بودند تنگ تر نمود و بی توجه به افکار عمومی کشور خود ، روز به روز به قامت یک دیکتاتور تمام عیار نزدیک تر شد و در برابر ملت مسلمان مصر رجزخوانی نمود و سرانجام جان خود را بر سر این راه گذاشت.
سادات با حمایت همه جانبه از منافع آمریکا در خاورمیانه و آفریقا ، نفرت عمومی مسلمانان را نیز به جان خرید و سیاست های وی علیه مسلمانان لبنان ، سودان و حتی ایران ، او را تبدیل به  یکی نمادهای شرارت و خیانت در افکار عمومی مسلمانان نمود. حمایت بی دریغ او از شاه مخلوع ایران که در جهان عرب به لقب  « برادر اسراییل» شهرت داشت و پناه دادن به او در حالی که هیچ کشوری در سراسر جهان حاضر به پذیرش او نبود ، بیش از پیش به جایگاه مصر در میان مسلمانان لطمه زد. 
سرانجام گروهی از افسران مسلمان مصری تصمیم گرفتند این لکه ننگ را از دامان ملت خود پاک کنند و با اعطای جان خود ، عزتی دوباره به کشور خویش ببخشند. این جوانان مجاهد عبارت بودند از:ستوان یکم خالد احمد شوقی الاسلامبولی،    عبدالحمید عبدالسلام عبدالعال،  عطا طایل حمیده رحیل،     حسین عباس محمد .

این افراد توانستند تحت رهبری سروان خالد اسلامبولی ، عملیات اعدام «انورسادات » را با موفقیت طراحی و به انجام برسانند و خود نیز توسط رژیم مصر دستگیر و در حالی که آوای تکبیر بر لب داشتند به جوخه اعدام سپرده شدند.
 22.jpg
سادات ، دست در دستان بگین (نخست وزیر رژیم صهیونیستی) و کارتر( رییس جمهور وقت آمریکا) به هنگام انعقاد قرارداد ننگین «کمپ دیوید»
23.jpgفرعون مصر ، دست در دست مناخیم بگین و جیمی کارتر به هنگام امضای نسخه نهایی قرارداد ننگین «کمپ دیوید»

24.jpg
انور سادات و مناخیم بگین(نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی) در آغوش یکدیگر
25.jpg«انور سادات» فرعون مصر ، دست در دست قصاب ملت فلسطین ، «آریل شارون»

5.jpg
محمد انور سادات در کنار معاون خود محمد حسنی مبارک ، دقایقی قبل از آغاز عملیات جوانان مسلمان مصری -
ای کاش مبارک را هم زده بود


3.jpg
اولین ثانیه های آغاز عملیات جوانان مسلمان مصری علیه فرعون مصر - خالد اسلامبولی از خودرو پیاده شده و به سمت جایگاه سادات می دود

16.jpg
دو همرزم دیگر خالد اسلامبولی به دنبال او ،سادات را به رگبار بسته و به سمت جایگاه او می دوند
6.jpgخالد اسلامبولی با فریاد تکبیر و رگبار گلوله های مسلسل خود ، به جایگاه سادات نزدیک می شود

2.jpg
خالد اسلامبولی سعی دارد برای اطمینان از پایان کار سادات ، با دقت بیشتری او را هدف گلوله قرار دهد و دو همرزم دیگرش نیز به جایگاه نزدیک می شود
7.jpg
خالد اسلامبولی سعی دارد از فاصله نزدیک کار سادات را تمام کند و دو همرزمش نیز به او می پیوندند
8.jpgخالد اسلامبولی به دلیل اتمام مهماتش از جایگاه سادات دور می شود و سه همرزم دیگرش به عملیات ادامه می دهند

11.jpg
سه تن از مجاهدان مصری در حال گلوله باران جایگاه سادات
13.jpgتنها عکس رنگی موجود از لحظه اعدام فرعون مصر توسط جوانان مسلمان این کشور(شخص در حال تیر اندازی خالد اسلامبولی است)


4.jpg
مجاهدان مصری پس از اطمینان از به درک واصل شدن سادات ، سعی می کنند معرکه را ترک کنند
17.jpgیکی از مجاهدان مصری در حال آتشباری به سمت فرعون مصر

15.jpg
دو تن از مجاهدان مصری ، پس از اجرای عملیات اعدام فرعون مصر ، مورد هدف نیروهای امنیتی قرار گرفته و مجروح می شوند
20.jpgمجریان و طراحان عملیات اعدام «انور سادات» فرعون مصر ، در بیدادگاه رژیم حسنی مبارک

26.jpg
تشییع جنازه فرعون مصر در غیاب ملت مصر و با حضور فراعنه و طاغوت های همتای وی از سراسر جهان برگزار شد.
 در این تصویر سه قصاب اسراییلی ؛ اسحاق شامیر( وزیر کشور وقت رژیم صهیونیستی) ، آریل شارون(وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی) ، یوسف بورگ(وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی) و مناخیم بگین(نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی) به هنگام شرکت در تشییع جنازه فرعون مصر« انور سادات» دیده می شوند. ملت مصر در حالی که با حضور میلیونی در تشییع جنازه جمال عبدالناصر ، علاقه خود را به او ابراز داشتند ، با عدم حضور در  تشییع جنازه «انورسادات» تنفر عمیق خود را از او و سیاست های خیانت بارش ابراز نمودند.


--

اللهم عجل لولیک الفرج

هر کس بی تفاوت است در مسلمانی خویش شک کند!

هوالناظر

هر کس بی تفاوت است در مسلمانی خویش شک کند!

خطبه 27 نهج ابلاغه:

به من خبر رسيده كه مردي از لشكر شام به خانه زني مسلمان و زني غير مسلمان كه در پناه حكومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره‏هاي آنها را به غارت برده، در حالي كه هيچ وسيله‏اي براي دفاع، جز گريه و التماس كردن، نداشته‏اند. لشكريان شام با غنيمت فراوان رفتند بدون اين كه حتّي يك نفر آنان، زخمي بردارد، و يا قطره خوني از او ريخته شود، اگر براي اين حادثه تلخ، مسلماني از روي تأسّف بميرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است.

علی برای حفظ حرمت زن یهودی این چنین نهیب می زند و این صهیونیست های ملعون با زن مسلمان این چنین رفتار می کنند!

سران بی غیرت عرب هم چنان سر در آخور دارند! گویا علی 1400 سال پیش چنین روزی را می دید.

نمی دانم چه کاری از دستمان بر می آید  ولی می دانم شعار نه غزه نه لبنان این ملعون ها را خوشحال می کند  . می دانم رادیو اسراییل از اینکه عده ای در داخل کشور برایش خوراک رسانه ای درست می کنند خوشحال است .می دانم نباید کاری کنم که این ملعون ها از عملکرد من خوشحال بشوند.

میدانم اگر مسلمانی دلش خون نشود از دیدن این فیلم و بی حرمتی  نسبت به خواهر دینی اش باید در مسلمانی خویش شک کند!

دختري که اسرائيل از نامش مي‌هراسد

دلال سعید المغربی نام مشهور دختر مجاهد فلسطینی است که به یکی از سمبل‌های مقاومت در میان مردم فلسطین و لبنان تبدیل شد. سمبلی که صهیونیست‌ها از شنیدن نامش می‌هراسند.

به گزارش «جهان»، مجاهد فلسطینی که چند دهه پیش در عملیاتی در فلسطین اشغالی به شهادت رسید ولی جسدش همچنان در دست صهیونیست‌ها باقی ماند و تنها پس از جنگ 33 روزه لبنان و در عملیات تبادل اسرا و اجساد شهدا به حزب الله لبنان تحویل داده شد.


توضیح عکس: ایهود باراک بر سر پیکر دلال

دلال سعید المغربی که بود؟

«دلال سعید المغربی » متولد 1958 در فلسطین اشغالی (شهر یافا) بود كه علاوه بر داشتن تهور و جسارت فراوان، زبان عبری را به خوبی عربی صحبت می‌كرد وی فرماندهی تیم 13 نفره‌ای به نام«جوخه دیریاسین » را برعهده داشت. (نامگذاری این جوخه به تلافی جنایات مناخیم بگین (نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی ) در روستایی«دیر یاسین» در حوالی قدس بود که صدها زن و كودك فلسطینی را قصابی كرد.

دلال مغربی عملیات «كمال عدوان» را رهبری می‌کرد عملیاتی که «ایهود باراك» وظیفه سرکوب آن را داشت. (شهید کمال عدوان سخنگوی ساف بود که در سال1973 به دست كماندوهای صهیونیستی ترور شد)

ابو جهاد، دلال را فرمانده تیم ویژه فتح کرد

«خلیل الوزیر» ملقب به ابوجهاد، مرد شماره دوی فتح از اوایل سال1978 مراحل عملی كردن طرح عملیاتی خود را آغاز كرد. و 13 نفر از مجرب‌ترین و چریك‌های عضو فتح برای اجرای این عملیات كه بازگشتی برایش متصور نبود انتخاب شدند. فرماندهی این تیم ویژه بر عهده دختری جوان و با انگیزه به نام «دلال سعید المغربی» قرار گفت.

خیانت سادات و خشم فلسطینیان

ماجرا از آن شروع شد که در 19 نوامبر سال 1977 با سفر غیر مترقبه «انورسادات» ‌رییس جمهور مصر به «فلسطین اشغالی» برگ جدیدی از تاریخ فلسطینی ورق خورد.
مصری  كه تا چند روز پیش، مرزهایش به عنوان خط مقدم جبهه نبرد با « رژیم صهیونیستی» به شمار می‌رفت با تغییر رویه، دست دوستی به سوی صهیونیست‌ها دراز کرد. همین نكته باعث می‌شد كه تمایل به كنار آمدن با رژیم صهیونیستی در سران فلسطینی تقویت شود.
در حالی که فلسطینیان هم با چشمانی اشكبار به آینده‌ای می‌اندیشیدند كه با این سفر شوم انتظارشان را می‌كشید.

عرفات به خوبی می‌دانست كه این سفر سادات، روزهای سیاهی را برای «نهضت مقاومت فلسطین» به دنبال خواهد آورد.

چنین فضایی بهترین فرصت را به صهیونیست‌ها داده بود تا فارغ از عكس العمل شدید كشورهای عربی، حساب‌های خود را با فلسطینیان تسویه كند. به نظر رسید لازم است اقدامی انجام شود.

طرح یک عملیات

رهبران فتح (بزرگترین سازمان فلسطینی عضو «ساف») هدف این عملیات را توقف و یا کاهش سرعت مسیر مذاكرات صلح مصر و اسراییل می‌دانستند و معتقد بودند اگر این هدف هم محقق نگردد، حداقل این عملیات می‌تواند هشداری به مقامات صهیونیست و سران كشورهای عرب مبنی بر نادیده گرفتن «ساف» باشد.

عملیات در شب یازدهم مارس سال 1978،با حرکت یك كشتی باری كوچك آغاز شد( کشتی که در ظاهر به سوی شمال آفریقا حركت می‌كرد اما تا آبهای «فلسطین اشغالی» (50 كیلومتری ساحل «تل آویو»)پیش رفت) تمامی مسافران قایق‌ها، لباس فرم ارتش صهیونیستی را بر تن داشتند.

المغربی عملیات بزرگ ضدصهیونیستی در شهر تل‌آویو را رهبری می‌کرد

دلال المغربی فرمانده گروهی از فدائیان فلسطینی بود که هدفشان رسیدن به ساحل شهر تل آویو( پایتخت رژیم صهیونیستی) بود. این فدائیان وظیفه داشتند عملیات ضدصهیونیستی بزرگی را در «تل‌آویو» به اجرا درآورند كه اشغالگران را به تلافی‌جویی وادار كند.

در مسیر حركت به سمت ساحل، یكی از قایق‌های لاستیكی واژگون شد و دو فدایی به دلیل سنگینی تجهیزات خود غرق شدند. یازده فدایی دیگر پس از یك ساعت و نیم موفق شدند خود را به ساحلی در نزدیكی بزرگراه «حیفا - تل‌آویو» برسانند. آنان به سمت بزرگراه حركت كرده و در راه یك صهیونیست را كه متوجه هویت آنان شده بود به قتل رساندند.
با رسیدن به بزرگراه مزبور، «دلال المغربی» دستور داد فدائیان دو اتوبوس را متوقف كنند.

فدائیان، مسافران یكی از این اتوبوس‌ها را به اتوبوس دیگر منتقل كردند و یك اتوبوس با حدود یكصد گروگان و یازده فدایی فلسطینی به سمت «تل‌آویو» به حركت درآمد. به «دلال» مأموریت داده شده بود كه حتی الامكان خود را به یك هتل شلوغ در حومه جنوبی «تل‌آویو» برساند و مهمانان هتل را برابر آزادی چند تن از زندانیان فلسطینی به گروگان بگیرد.

این در حالی است که هم «دلال» و هم «ابوجهاد» می‌دانستند كه تحقق چنین تبادلی بسیار دور از ذهن است زیرا اساسا «مناخیم بگین» نخست وزیر و «موشه دایان» وزیر جنگ، در موارد مشابه قبلی نشان داده بودند كه به هیچ وجه نجات گروگان‌های صهیونیست برایشان اهمیتی ندارد. اما دلال تمام سعی خود را به كار برد تا مطابق برنامة عملیاتی عمل كند و در حقیقت این عملیات با رویكردی بدون بازگشت طراحی شده بود.

دلال احتمال می‌داد با این تعداد از گروگان كه به همراه دارد بتواند راهش را به سمت هدف از پیش تعیین شده باز كند. اما واحد ویژه‌ای از ارتش صهیونیستی که ایهود باراك آن را فرماندهی می‌کرد به همراه نفربرهای زرهی، در دو راهی جلیلات(كه در میان صهیونیست‌ها دو راهی «كانتری كلاب» نامیده می‌شود) واقع در چند كیلومتری شمال تل‌آویو(نزدیكی شهرك صهیونیست نشین«هرتسلیا») موضع گرفت و بزرگراه را مسدود كرد.

با نزدیك شدن اتوبوس حامل فداییان و گروگان‌ها به نظامیان صهیونیست، پیش از آن‌كه فرصتی برای ایجاد ارتباط و مذاكره با فدائیان پیش بیاید، چرخ‌های اتوبوس به گلوله بسته شد و پس از توقف آن، تبادل آتش وسیعی میان فلسطینی‌ها و صهیونیست‌ها در گرفت.

در كمتر از 15 دقیقه، اتوبوس به گلوله‌ای از آتش تبدیل شد. پس از ساعاتی درگیری رودر رو میان فداییان فلسطینی و نظامیان صهیونیست كه تحت فرماندهی «سروان ایهود باراك» قرار داشتند، سرانجام «دلال المغربی» بر اثر اصابت گلوله‌ای به سرش به شهادت رسید و 8 تن از فدائیان نیز در كنارش بر خاك افتادند. همچنین 2 فدایی دیگر به چنگ صهیونیست‌ها اسیر شدند.

 علمیات دلال آمار کم سابقه کشته شدگان صهیونیست را در برداشت

با خاموش شدن آتشبارها، صهیونیست‌ها به جمع آوری مصدومین پرداختند. آماری كه در نهایت از كشته شدگان صهیونیست به دست آمد هولناك و كم سابقه بود:
37 كشته و 80 زخمی. این ركورد از تلفات تا زمان انتفاضه دوم در سال 2000 میلادی شكسته نشد.

«عملیات كمال عدوان» ساعات هولناكی را برای اهالی «تل‌آویو» به ارمغان آورد كه هنوز هم در میان اتباع رژیم صهیونیستی و حتی صاحب‌نظران صهیونیست یكی از بدترین حوادث تاریخ این رژیم به شمار می‌آید.

این عملیات تا كنون بزرگ ترین عملیات فدایی فلسطینیان علیه اشغالگران به شمار می‌رود و به اعتراف تحلیل گران نظامی دولت جعلی صهیونیست، اتباع اسرائیل دیگر تا زمان جنگ 33 روزه لبنان چنین ساعات پر وحشت و هراسی را تجربه نكردند.

اجساد «دلال المغربی» و سایر فداییانی كه در این عملیات به شهادت رسیده بودند در محلی موسوم به«گورستان اعداد» به خاك سپرده شد و سر انجام پس از 30 سال با تلاش حزب الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله، در جریان «عملیات تبادل اسرا» میان حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی، از آرامگاه‌های موقتی شان خارج شده و به مقاومت اسلامی لبنان تحویل داده شده و در روز 28 تیر ماه 1387 شمسی پس از تشییع با شكوهی به خاك سپرده شدند.

ده دروغ بزرگ رسانه ای در مورد اسرائیل

'Ten big media lies' about Israel
Sun, 27 Jun 2010 21:51:03 GMT
Michel Collon, a Belgian journalist and author, in his book "Israel, let's talk about it," has slammed European media over decades of "lying" to people in order to support Israel.

Collon, in his book, has recounted "10 big lies" spread by Western media in order to "justify the existence and actions of Israel", which are concisely presented below:

1. The first lie is that Israel was established in reaction to the massacre of Jews during the World War II.
This notion is completely wrong. Israel is in fact a domineering project which was approved in the First Zionist Congress in Basel, Switzerland, in 1897, when nationalist Jews decided to occupy Palestine.

2. The second justification for establishing and legitimizing Israel is that the Jews are returning to their forefathers' land, from where they had been driven away in 70 A.D. This is a tale. I have spoken to the famous Israeli historian Shlomo Sand and other historians and they all believe that there has been no "exodus," so "return" is meaningless. The people living in Palestine have not left their land in the ancient era.

In fact the descendents of Jews residing in Palestine are the people who are currently living in Palestine. Those who claim they want to return to their lands originate for Western and Eastern Europe and Northern Africa.

Sand says there is no Jewish nation. The Jews do not have common history, language or culture. The only common thing between them is their religion, and religion does not make a nation.

3. The third lie is that when Jewish immigrants occupied Palestine, it was an empty and uninhibited country.

However, there are documents and evidences that prove that in the 19th century the agricultural products of Palestine were exported to different countries, including France.

4. Fourth, some people say Palestinians left their country on their own free will.

This is another lie, which lots of people believed, including myself. Until Israeli historians like Benny Morris and Ilan Pappe said that Palestinians were driven away and banished from their lands by using force and terror.

5. It is said that today Israel is the only democracy in the Middle East and it should be protected; it is the "government of law."

But in my opinion not only it is not the government of law; it is the only regime that no law defines its territory and boundaries. All the countries of the world have a constitution which defines their boundaries, but no such thing applies to Israel. Israel is an expansionist project which knows no boundary, and its law is completely racist; according to this law Israel is the country for Jews, and its non-Jew citizens are not considered human. Such law is a contradiction to democracy.

6. It is said that the US tries to protect democracy in the Middle East by protecting Israel. And we know that the US annual financial aid to Israel amounts to 3 billion dollars. This money is used for bombarding Israel's neighbor countries.

But America is not after establishing democracy in the Middle East; it wants the undisturbed flow of oil.

7. They pretend that the US seeks an agreement between Israel and Palestine.

This is also completely wrong and a lie. EU former Foreign Policy Chief Javier Solana told the Israel that "you are the 21st country of the European Union." The European weapons industries cooperate with the Israeli military industries and support them financially. But when Palestinians elected their government, Europe did not recognize it and gave the green light to Israel to attack the Gaza Strip.

8. When one talks about these facts and the history of Israel and Palestine, when one reveals the US interests in this situation, they call you anti-Semite to keep you silent.

But we should say that when we criticize Israel, it is not racism or anti-Semitism. We criticize a government that does not believe in the equality of Jews, Christians and Muslims, and so destroys the peace between followers of different religions.

9. The mass media say that Palestinians cause violence and terrorism. We say Israel army's occupation is violence, the policy that has stolen land and home from Palestinians is violence.

10. An issue which is often raised is that there is no way for resolving this situation, and there is no solution for the hatred and the grudge caused by Israel and its accomplices.

But there is a solution. The only thing that can stop this process is the public pressure on the accomplices of Israel in the US and Europe and other parts of the world; public pressure on the mass media which refrain from telling the truth about Israel; and using the Internet or any other media out let to publish real news about Palestine.

source: http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=132307§ionid=351020202

یادی از مظلومیت مسلمانان بوسنی


این روزها سالگرد نسل کشی در بوسنی است. به خصوص قتل و عام مسلمانان سربرنیتسا. و رسانه های ما ساکت...
این فراموشی و کم کاری ما درباره مسلمانان بوسنی سابقه دراز دارد. بوسنی می‌توانست لبنان دیگری باشد اگر می ماندیم پای کارش...

من نیز دیر به فکرش افتادم. کمی گشت و گذار این ها را به دستم رساند

+ سربرنیتسا نقطه تاریک تاریخ اروپا 
نگاهی از نزدیک به فاجعه سربرنیتسا + روزشمار

+ پانزدهمين مراسم يادبود قربانيان سربرنيتسا
اجساد 775 تن از قربانيان قتل‌عام سربرنيتسا که به تازگي در گورهاي دسته جمعي کشف شده است به مناسبت پانزدهمين يادبود اين کشتار روز يکشنبه (20 تير) در مرکز يادبود پوتوکاري

دفن خواهند شد

صلیبی از خون سرخ (شهید آوینی)

حلقوم را می توان برید، اما فریاد ها را هرگز. فریادی که از حلقوم بریده برمی آید جاودانه می ماند.

چندی است که مسلمانان بوسنی و هرزگوین هر روز بارها نماز میت می خوانند بر جنازه های کوچک و بزرگی که سرهاشان از بدن جدا افتاده اند. سرها بر فراز تیرهای تلفن بر نیزه رفته اند و بر جنازه های عریان بی سر، صلیبی از خون سرخ نقش بسته است. آیا نظم نوین جهانی به سوی یک جنگ صلیبی دیگر می رود؟

آیا نظم نوین جهانی به سوی یک جنگ صلیبی دیگر می رود؟ و اگر نه، این کدام نظم است که سرهای بریده کودکان و زنان و اجساد کودکانی که در ماشین های بتونیر می چرخند، آن را بر هم نمی زند؟و اگر نه این کدام نظم است که نژاد پرستی صرب ها آن را بر هم همی زند؟

در بوسنی و هرزگوین،مسلمانی ملیت است و این حقیقتی است که ناگزیر مسلمانان را هدف تیر نژادپرستان صرب قرار داده است. حتی مسلمانانی که در مناطق تحت کنترل صرب ها می زیند، به اجبار ناچار شده اند که با بازوبندهایی سفید رنگ، خود را از دیگران تمایز بخشند. در قانون اساسی یوگسلاوی اسلام تنها دینی است که همچون یک ملیت شناخته شده است. آیا جهان به سوی یک جنگ صلیبی دیگر پیش می رود؟

در کتاب نسیم حیات، شهید آوینی دو مطلب دیگر درباره بوسنی دارد.


+ جنبش اسلامی مردم بوسنی و هرزگوین

+ جنگ در بوسنی، در قاب نگاه رضا برجی

نمایش‌گاه عکسی از آثار رضابرجی به مناسبت سال‌گرد قتل عام مردم بوسنی و هرزگوین برگزار می‌شود.

فارس خبر داد، انجمن دوستی ایران و بوسنی و هرزگوین، به منظور نشان دادن بخشی از مظلومیت مسلمانان بی‌دفاع در شهر سربرنیستا بوسنی و هرزگوین که هم‌زمان با این ایام در ۱۵ سال قبل، بیش از ۸ هزار کودک و زنان و مردان بی‌دفاع قتل عام شده‌‌اند، نمایش‌گاه عکسی از اثار «رضا برجی» از مورخه ۲۲ لغایت ۲۸ تیر ماه ۱۳۸۹ (به غیر از جمعه) در خانه عکاسان ایران واقع در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به آدرس خیابان سمیه زیر پل حافظ از ساعت ۹ الی ۱۹ برپا می‌‌شود.


مستند خنجر و شقایق (مستندی ساخته شده توسط نادر طالب زاده، شهید آوینی و رضا برجی)

حلقه DVD با کیفیت Vcd (ده قسمت)

+ دانلود فیلم تیتراژ پایانی مستند زیبای "خنجر و شقایق"

http://www.asemanbook.com/products_pictures/large_khanjar.jpg

بخشی از متن فیلم:

رانندۀ اتومبیل ما که جنگ آوری بوسنیایی است با رضا(برجی) هم آوازی می کند. ماه ها زندگی در افغانستان، رضا را به تم های موسیقی افغانستان علاقه مند کرده است. رزمنده ی بوسنایی مفهوم شعرها را نمی فهمد و فقط می کوشد که ریتم را نگه دارد و تریجیع بندها را تکرار کند.
به بوی نافه ای که آخر، صبا زان طره بگشاید ◊◊◊ دل ای دلم دل ای دلم، دل ای دلم دل ای دلم
ناگهان رضا لحن خود را تغییر می دهد و آوازی با تم افغانی در مدح رسول الله می­خواند:
محمد یا رسول الله ...
تنها شنیدن نام حضرت رسول کافی است که راننده ی ما را به گریه بیندازد. رضا که سخت متأثر شده، اظهار تعجب می کند و می کوشد که او را تسلی دهد. من به درون آینه زوم می کنم تا او را در این حال گیر بیندازم. آیا چیزی بیشتر از این باقی مانده است؟                     
* «من همه چیز این سریال را مدیون شهید آوینی می‌دانم، البته هنوز هم حال و هوای «خنجر و شقایق» هست و شاید پرشورتر شده باشد.شهید آوینی زمانی به رئیس صداوسیماي آن وقت گفت: شما تلویزیون را تبدیل به بوق مفلوک کرده‌اید و فکر می‌کنم هنوز این بوق وجود دارد. چه‌طور می‌توان هرشب یک ساعت در مورد مار و ملخ برنامه دید، اما نمی‌توان در مورد آمریکا که مرکز توطئه علیه ماست، 20 دقیقه مستند دید؟»               نادر طالب زاده
* «خنجر و شقایق» محصول مشترک نادر طالب‌زاده و سیدمرتضی آوینی بود اما تلویزیون این برنامه‌ها را پخش نکرد. دیگر درباره این برنامه، آقای زم کوتاه نیامد و نامه‌ای به دفتر رهبری نوشت که «این‌طور نمی‌شود و ...»
جریان حاکم بر تلویزیون که دراوج قدرت بود و نمی‌خواست با آقای زم مقابله کند، در موضعی سیاسی سعی کرد آوینی را تنبیه کند چون آن زمان وی مسئول رسمی واحد تلویزیونی حوزه هنری بود. این جریان دیگری غیر از جریان مطبوعاتی علیه آوینی بود. کار به جایی رسید که جمعی از بچه‌های قدیمی‌تر جهاد تلویزیون را که نسبت کمتری با کارهای جنگ و روایت فتح داشتند تحریک کردند تا طی نامه‌ای اعلام کنند اساساً آوینی هیچ نسبتی با روایت فتح نداشته و مجموعه روایت فتح را ما ساخته‌ایم و آوینی کاره‌ای نبوده است!

ادامه نوشته

رد پای اسرائیل در ایران

اینها برای بیرون کردن اسرائیل از خاکشان می جنگند. اینها برای آوردن اسرائیل به کشورشان می جنگند .


اینها بعد از مبارزه خیابانی به مسجد میروند. اینها بعد آشوب به پارتی می روند.



این برای حفظ خاک کشورش کشته شد. این اصلا نفهمید برای چه کشته شد. صبح پا شد دید مرده .



این برای حفظ حجابش می جنگد. این به بهانه های

مختلف می خواهد اون یه چارک پارچه را از سرش بردار.

اینها حامی قدس هستند .اینها حامی اشغاگران قدس هستند.



اینها اخراج اسرائیلی ها را جشن  گرفته اند . اینها می خواهند از اسرائیلی ها دعوت  کنند تا کشورشان را اشغال کنند .